ورود سرمایه گذار ممنوع !

0
۱,۰۷۴ بازدید

گفتیم همه چیز داریم، پس چه نداریم و کجای کار می لنگد؟ عمدتاً در سطح جامعه گفته می شود که مدیر نداریم. اصل ماجرا همین جاست. مگر می شود که مثلاً بهترین دکترها، مهندسین، ریاضی دانان و فیزیک دانان را داشته باشیم ولی مدیر نداشته باشیم؟

دکتر هاشم اورعی -استاد دانشگاه صنعتی شریف

«بهترین کار این است که درب ورودی استان تابلو بزنید ورود سرمایه گذار ممنوع، تا شما همگی راحت شوید و به جای آن که کار کنید بنشینید و با مقرراتتان بازی کنید.»

این نظرات کارشناسان ایرانی خارج نشین نیست که از کانال های معاند پخش می شود، بلکه سخنان استاندار استان خراسان شمالیست که در جلسه ای با حضور مدیران استان دیگر تاب نیاورده و به زبان آورده است. استاندار ادامه می دهد، «راه دیگر این است که شما مدیران از این استان بروید. غیر از این دو راه چاره دیگری نیست. وضعیت استان را شما به این بدبختی کشانده اید. نبودن شما بهتر است و اگر نبودید برای مردم بهتر بود. وجود بی حاصلتان شده یک مانع. شما از مردم خجالت نمی کشید؟ شما برای چه حقوق می گیرید؟»

البته که سخنان بالاترین مقام اجرایی استان کاملاً صحیح است لیکن موضوع فقط به آن استان ختم نمی شود. واقعیت این است که تابلوی ورود سرمایه گذار ممنوع را باید در درجه اول بر تمام مرزهای کشور و نیز در سرتاسر کشور نصب کرد که البته در عمل بحمدا… این پروژه با موفقیت تمام به اجرا در آمده و هر کس تنها سالی یک بار گذرش به اداره، سازمان، نهاد و ارگانی بیافتد با چشم دل تابلوها را خواهد دید. کافیست نگاهی کوتاه به وضعیت اقتصادی کشور بیاندازیم. رشد اقتصادی منفی، تورم لجام گسیخته، بیکاری فزاینده، نرخ ارز و سکه و بسیاری موارد دیگر منجر به افزایش قابل توجه ضریب فلاکت شده و در واقع کار به جایی رسیده که برای اکثریت قابل توجهی زندگی در این کشور شده است عین فلاکت و دیگر نیازی به محاسبه ضریب آن نیست! در این وانفسا مسئولین نوید می دهند که ملت نگران نباشد، همه چیز تحت کنترل است و احتمالاً در دل ادامه می دهند«با همین فرمان به زودی از ته دره سر در خواهیم آورد». البته که دولت و ملت ایران هیچ گناهی نداشته و همه تقصیر آمریکای جنایتکار است. اما باید پرسید رابطه بین ما و آمریکا چرا به اینجا رسیده است؟ محققین به این نتیجه علمی رسیده اند که وقتی تنها ۴ مرغ و خروس برای اولین بار دور ظرف غذا جمع می شوند، پس از مدتی کوتاه نحوه نوک زدن به دانه نظم پیدا می کند و به ترتیب خاصی ادامه می یابد. حال چگونه می توانیم انتظار داشته باشیم که در صحنه بین المللی سیستمی حاکم نباشد، چه ما با آن موافق باشیم چه مخالف. شرایط ما در جهان به تورنمنت فوتبالی می ماند که به اصرار خود را با ونزوئلا، یمن و کره شمالی هم گروه کرده، در مسابقات همه را به اوت می زنیم و ادعا داریم که باید آقای گل شویم.

بگذریم و برگردیم به سخنان استاندار عزیزمان. معمول ترین روش و البته ساده ترین آن است که با توبیخ و یا جابجایی وی صورت مساله را پاک کنیم. اما تا کی می خواهیم واقعیت ها را کتمان کنیم؟ شعار سال را رونق، جهش، پرش تولید و یا هر چه دیگر بگذاریم، مادامی که کشور مثل گوشت قربانی بین دو گروه محدود تقسیم شده و هر چهار یا هشت سال یک بار با چنگال خود از یکدیگر بقاپند، چگونه می توان انتظار داشت که مردم در رفاه زندگی کنند؟ همه می دانیم که کشور ما در زیر زمین منابع عظیم نفت و گاز دارد، در روی زمین تنوع اقلیمی، خاک حاصلخیز و معادن غنی دارد، حتی در بالای زمین آن قدر باد و آفتاب دارد که بتواند برق مورد نیاز سراسر منطقه را تامین کند. ما که در صحنه علم و ورزش جوانانمان در جهان افتخار می آفرینند و معتبرترین جوایز بین المللی نصیب دانشمندانمان می شود، ما که تاریخ چند هزار ساله و فرهنگی غنی داریم. پس چه شد که به این روز افتادیم؟ اگر فرزانه طوس از خاک سر بر آرد و اوضاع کشور را ببیند، این بیت در ذهنش خواهد آمد که،

چو ناکس به ده کدخدایی کند / کشاورز باید گدایی کند

و افسوس خواهد خورد که،

دریغ است ایران که ویران شود / کنام پلنگان و شیران شود

بگذریم. گفتیم همه چیز داریم، پس چه نداریم و کجای کار می لنگد؟ عمدتاً در سطح جامعه گفته می شود که مدیر نداریم. اصل ماجرا همین جاست. مگر می شود که مثلاً بهترین دکترها، مهندسین، ریاضی دانان و فیزیک دانان را داشته باشیم ولی مدیر نداشته باشیم؟ جنس این دکان جورتر از آن است که استکان داشته ولی نعلبکی نداشته باشد. مشکل اینجاست که با معیارهای موجود مدیر مدبر و کاردان، سالم و صادق جذب نمی شود. یا از کشور می رود و در سطح مدیریت ارشد بانک جهانی مشغول می شود و یا خانه نشین می شود و ما بعد از چهل سال هنوز به روش سعی و خطای خود ادامه می دهیم. در بخش اقتصاد، نرخ بهره سپرده های بانکی را یک باره به ۱۵درصد تقلیل داده و به دست خود نقدینگی را به سمت ارز و سکه و پس از آن به بورس سوق می دهیم. در شرایطی که برای مقابله با رکود اقتصادی ناشی از شیوع ویروس کرونا آلمان نرخ مالیات بر ارزش افزوده را کاهش داده، انگلستان برای تحریک تقاضا در بخش مسکن اقدام به کاهش مالیات انتقال مسکن نموده و همه کشورها دست به اقدامات اساسی زده اند، نخبگان اقتصادی ما در دولت راهکار برون رفت اقتصاد جهان را کشف کرده و ورود گوشی تلفن همراه با قیمت بیش از ۳۰۰ یورو را ممنوع می کنند!

بله دوستان، در عصر حاضر در صحنه بین المللی دیگر تیر خلاص از لوله تانک و تفنگ بیرون نمی آید، بلکه این اقتصاد کشورها و یا همان تولید ناخالص ملی است که جایگاه هر کشور را در رقابت تنگاتنگ جهانی تعیین می کند. اگر امروز چین در قالب قرارداد همکاری منابع ما را به تاراج نبرده و استقلال ما را به مخاطره نیاندازد، فردا کشوری دیگر این کار را خواهد کرد و ما دقیقاً مثل دوران قاجار می نشینیم و بر استعمارگر و استثمارگر لعنت می فرستیم، حال آنکه لعنت واقعی سزاوار مردمی است که استثمار می شوند.

مخلص کلام اینکه جناب استاندار ما کاملاً درست گفته است. حس وطن دوستی اش به مقام پرستی اش چربیده و واقعیات را بیان کرده است. علیرغم تمام شعارها و حرف های پوچ واقعیت این است که سیاست های دولت ضد تولید است. در سرتاسر کشور پشت هر میز دولتی و شبه دولتی فردی نشسته که وجودش تابلوی بزرگ «تولید ممنوع» است و نتیجه آن را می توان به وضوح در اقتصاد کشور مشاهده کرد. وقت آن رسیده که به خانه اول بازگردیم و قبول کنیم که همین دولت مردانمان مسئول فروکشیدن اقتصاد کشور از عرش به فرشند، کوپن های مدیریتی را از آنها گرفته و دور بریزیم و کشورمان را به دست مدیرانی بسپاریم که از تخصص، تجربه، صداقت و شجاعت کافی برخوردار باشند نه اینکه اولویتشان مهاجرت به لواسان و اگر خدا خواست کانادا باشد!

شب نگردد روشن از ذکر چراغ / نام فروردین نیارد گل به باغ

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=107271