کد خبر: 10842
تاریخ انتشار: ۱۱ اسفند ۱۳۹۳

همگرایی اقتصادی با کشورهای عربی

همگرایی اقتصادی با کشورهای عربی

پرويز شهپر *‏

امروزه بيشترين صدايي که در دنياي بسيار کوچک شده جهاني به گوش مي رسد همگرايي و اتحاد کشورها است. نظام دو قطبي سال ها است فرو پاشيده و در فضاي گردش اطلاعات دولت ها ناچار از شفافيت بيشتر هستند و ديگر نمي توانند فضا را محدود نگه دارند .

در دسترسي به ارتباطات و اطلاعات براي طبقات اجتماعي محدوديتي نيست. اشراف و غير اشراف، دولتي و غير دولتي هم سطح شده اند. حکومت ها مجبورند مصالح و منافع بسياري از جريان ها و گروه ها را مد نظر قرار دهند. در دنياي گردش آزاد اطلاعات تصميم گيري هاي غلط خود را راحت تر نشان مي دهند و حکمراني خوب و بد خيلي سريع در گوشي هاي موبايل نشان داده مي شود، بنابراين بايد ستون حکومت ها را بر بالا بردن اطلاعات و فهم و شعور مردم و شفاف سازي اطلاعات استوار کرد تا از تعارض جلوگيري شود. ‏

نسبي شدن قلمرو حکومت ها باعث شده است تا سرنوشت کشور ها بويژه در عرصه هاي اقتصادي و اجتماعي و محيط زيست بهم گره بخورد، مرزهاي جغرافيايي در حال بي رنگ شدن هستند و مانند گذشته تصميمات داخلي تاثير گذاري محدود در داخل مرزها ندارند. قراردادهاي بين المللي تاثير زيادي بر سرنوشت کشورها گذاشته است، پيدايش ‏WTO‏ منجر به يکپارچگي بسياري از معاملات اقتصادي شده است، امروزه آمريکا و چين دو قلو هاي بهم چسبيده شده اند، شايد بتوان به راحتي ادعا کرد که آمريکا امروز جزء بلوک شرق و در کنار چين به حساب مي آيد و در آينده آمريکا ايالتي از چين خواهد بود. جهان در حال پيوند خوردن بهم و تبديل شدن به يک ارگانيسم است، احساس تفکيک کشور ها تحليل گران را به خطا خواهد برد.‏

در کنفرانس هاي جهاني خصوصا داووس نخبگان بر افزايش امنيت در جوامع و ثبات اقتصادي ملي و منطقه اي، افزايش همکاري هاي منطقه اي و روش هاي افزايش نوآوري در صنعت و نياز بيشتر کشور به همکاري و هماهنگي تاکيد دارند. امروزه واژه هاي هم افزايي، هماهنگي، همکاري، تفاهم و نظر خواهي هاي متقابل به دفعات مطرح مي شود. کشور ها سعي دارند با اتصال منافع اقتصادي خودشان به يکديگر و اولويت دادن به توسعه اقتصادي منطقه اي که در آن زندگي مي کنند مسائل امنيتي خودشان را به حداقل برسانند که دو نمونه بارز آن يکي آ سه آن در آسيا و ديگري آمريکاي لاتين است، اين کشورها با لغو ويزا و تسهيل در معاملات و قراردادهاي في مابين توانسته اند با قفل کردن اقتصاد هايشان به يکديگر و همگرايي منطقه اي در منطقه جغرافيايي خود، ضرورت اتصالات سياسي و اقتصادي به قدرت هاي بزرگ را کم کنند. امروزه منطقه گرايي جاي جهاني شدن را گرفته است. و اما ما در منطقه اي زندگي مي کنيم با همسايگان بسيار و موقعيت بسيار مهم ژئوپولوتيک که مي توانيم نقش بسيار تعيين کننده اي داشته باشيم، از سويي نمي توانيم چهارچوب جغرافيايي منطقه را بهم بزنيم و از طرفي مناسبات و عقايد مذهبي و ديني ما و همسايگانمان بهم گره خورده است، پس چرا به دنبال همگرايي منطقه اي با آنان نباشيم. ‏

ثروت کشور هاي عربي به دو تريليون دلار مي رسد و سود سالانه آنان در سال حداقل 200 ميليارد دلار است. از طرفي بيشترين رشد اقتصادي را آسيا داشته است و همه کشورهاي جهان براي توسعه به اين بازار چشم دوخته اند پس چه نيکو است که ما نيز از اين فرصت ها استفاده کرده و حقيقتا دليل اهمال در استفاده از اين موقعيت و فضاي رشد چيست. اين بهترين فرصت براي ما است که منافع اقتصاديمان را با کشورهاي عربي گره بزنيم، سعي نماييم بخشي از بازار آنان را بدست آوريم و هر چقدر حضورمان در بازارهاي اين کشورها پررنگ تر شود آينده اقتصادي کشورمان تضمين شده تر خواهد بود، خصوصا که ديگر قدرتي به نام نفت وجود ندارد.‏

به نفع ما است که هنگام تعامل با اعراب زمينه هاي مشترک اقتصادي خود با آنها را گسترش دهيم و از اين فرصت به بهترين نحو استفاده کنيم. زيرا کنار گذاشتن کشورها و در انزوا ماندن هيچ نتيجه اي جز محرو ميت اقتصادي نخواهد داشت. ‏

* نامزد تحولخواه اتاق بازرگاني تهران‏