نسخه ای برای کشیدن افسار نقدینگی سرگردان در اقتصاد امروز

0
۳۲۰ بازدید

کیوان حسن زاده* – واژه رکود تورمی یا تورم رکودی واژه‌ای آشنا برای همه افرادی است که در سال های اخیر پیگیر اخبار و مسائل اقتصادی کشور هستند. به طور ساده پدیده رکود تورمی به وضعیتی اطلاق می‌شود که اقتصاد یک کشور همزمان دچار دو پدیده تورم و رکود می‌باشد.

در نتیجه بانک مرکزی، به عنوان متولی سیاست پولی، در مواجهه با چنین شرایطی ابزار چندانی در اختیار ندارد. با این حال آیا راهکار مؤثری برای بازگشت به رونق اقتصادی بدون توسل به سیاستهای انبساطی سنتی که لاجرم به تورم دامن می زنند وجود دارد؟

بازار مالی و هدایت حجم پول

نقش و وظیفه اصلی بازار مالی هدایت وجوه، سرمایه‌‌ها و پول های راکد از سایر بخشهای اقتصاد به بخش مولد اقتصاد است. این وظیفه علاوه بر کمک به رشد اقتصادی و افزایش تولید و اشتغال یک اثر نسبتاً فوری بر تورم موجود دارد و در حقیقت یکی از وظایف برشمرده بازارهای مالی به ویژه در کشورهای در حال توسعه، ممانعت از بروز تورم به ویژه تورم داراییهای سرمایه ایست.اما چه نوع از بازار مالی؟ آیا هر شکلی از بازار مالی توانایی کنترل و هدایت سرمایه را در اقتصاد را دارد؟ و اساساً آیا هر شکلی از بازار مالی می‌تواند برای اقتصاد مفید باشد؟

میشکین (۲۰۰۴) معتقد است اگر چه بازارهای مالی خوش ساختار و دارای کارکرد مناسب                 (well – functioning) عامل کلیدی در رسیدن به رشد اقتصادی هستند اما بازارهای مالی ضعیف و دارای کارکرد نامناسب (poorly performing) عاملی برای فقیر باقی ماندن بسیاری از کشورهای جهان هستند.با توجه به شرایط حاضر و مشاهده خروج مجدد سرمایه‌ها از بازار بورس مسبوق به سابقه بودن چنین نوسانات شدیدی به سختی می‌توان بازار بورس اوراق بهادار تهران را نمونه‌ای از یک بازار مالی خوش کارکرد دانست. با توجه به شرایط اقتصاد ایران به نظر می رسددو پدیده اساسی در مورد بازار بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد: پدیده اول پدیده بحران مالی و پدیده دوم پدیده جهش زیاد (overshoot) در بازار مالی است.

بحران های مالی، اختلالات مهمی در بازار مالی هستند که مشخصه آنها کاهش شدید در قیمت دارایی ها و ورشکستگی بنگاههای مالی و غیر مالی می باشد. بحران مالی هنگامی ایجاد می شود که یک اختلال در نظام مالی سبب افزایش شدیدی در مسائل انتخاب نامساعد (کژگزینی) و مخاطره اخلاقی شود به طوری که بازارها از انتقال کارآمد وجوه ازپس اندازکنندگان به اشخاص دارای فرصتهای سرمایه گذاری مولد، ناتوان می شوند. همانطور که در حال حاضر بازار مالی ایران قادر به انتقال وجوه مردم به سمت فعالیتهای مفید اقتصادی نیست.دلایل برشمرده برای بحران مالی بسیارند امادر بازار بورس تهران یکی از مهم‌ترین عوامل ایجادکننده بحران مالی مسئله عدم اطمینان است؛ عدم اطمینان به شرایط کلی اقتصاد از یک سو و عدم اطمینان درونی به بازار بورس از سوی دیگر همواره مانعی جدی بر سر راه انتقال سرمایه‌ها به بخش مولد اقتصاد از طریق بازار بورس بوده است که این امر منجر به کاهش سرمایه گذاری و نزول جدی بازار سهام می شود.

اما پدیده دوم که به نظر می‌رسد تا حدود زیادی مغفول مانده است پدیده “جهش زیاد در بازار مالی” است. پدیده جهش زیاد مختصراً بیان می‌دارد هرگاه که نقدینگی زیادی به سمت دارایی مالی برود به دلیل آنکه ظرفیت بازار مالی محدود است قیمت دارایی‌های مالی، نه به اندازه پولی که به سمت آنها رفته است، بلکه بیش از آن افزایش می‌یابد و اصطلاحاً جهش زیاد صورت می‌گیرد. سپس و با گذشت زمان این جهش زیاد تعدیل شده و قیمت دارایی مالی تا حدودی کاهش یافته و به حد متناسب با افزایش نقدینگی خواهد رسید؛ مشابه این پدیده دقیقاً در چندماه گذشته در بازار بورس کشور رخ داد.هجوم بی‌سابقه نقدینگی به بازار و جهش زیاد بازار بورس به دلیل ظرفیت محدود این بازار و در نهایت کاهش شاخص و تعدیل آن.

اما نگران‌کننده‌تر، ترکیب اثر پدیده جهش زیاد با نااطمینانی موجود در بازار بورس است. اساساً یکی از دلایل برشمرده برای افزایش نااطمینانی در بازار مالی، کاهش قیمت سهام است. یعنی با افت مختصر شاخص پس از جهش زیاد اولیه، عدم اطمینان به شدت اوج گرفته، عرضه وجوه در بازار به شدت کاهش یافته و قیمت سهام و داراییهای مالی سقوط می کند و بازار مالی عملاً از کارکرد خود عاجز می شود. ‏

راهکار

درخصوص وضعیت بازار مالی، حل مسأله نااطمینانی باید به دغدغه جدی مسئولین امر تبدیل شود و مدیریت بازار بورس مسئولیت جدی در زمینه فراهم کردن شرایطی جهت ایجاد اطمینان درمورد ثبات بلندمدت بازار دارد. نکته قابل توجه آن است که مردمی که درصدد سرمایه‌گذاری پس‌اندازهای خود هستند به تمامی اطلاعات موجود از گذشته‌ تا زمان حال توجه خواهند کرد و هر بار سقوط بازار مالی این حس عدم اطمینان را در آنها (شاید به درستی) تشدید خواهد کرد. علاوه بر این ارائه آموزش های اولیه برای افراد ناآشنا با بازار بورس و تازه واردین به این بازار (که عمده حس نااطمینانی به بازار و تمایل به خروج فوری در این طیف دیده می شود) می تواند به آرام تر شدن جو ملتهب بازار کمک شایانی بنماید.

اما مهم تر از آن لازم است تقویت و سازماندهی مجدد واسطه های مالی و گسترش و بهبود فعالیت آنها در در دستور کار دولت قرار گیرد. واسطه های مالی با ایجاد یک مسیر غیرمستقیم بین قرض دهنده (پس اندازکننده) و قرض گیرنده (سرمایه گذار) قرار می گیرند و نقش مهمی در حل مسائل ناشی از اطلاعات نامتقارن دارند.این در حالی است که در ایران بانک ها، به عنوان شناخته شده ترین واسطه های مالی، و سایر واسطه های مالی نظیر صندوق های سرمایه گذاری و مؤسسات تأمین سرمایه و نظایر آنها نتوانسته اند نقش مؤثری را در جهت انتقال وجوه ایفا نمایند که این امر نیاز به توجه و بازنگری ویژه را در مورد شیوه کارکرد آنها نشان می دهد.

در خصوص جهش زیاد قیمت دارایی هی مالی باید گفت که این الگو دلیل این پرش زیاد قیمت دارایی مالی را عدم وجود ظرفیت کافی در بازار مالی می‌داند. پس هرگاه که حجم زیادی از نقدینگی به سوی بازار بورس حرکت کرد نیازمند آن هستیم که با اتخاذ تدابیر مناسب ظرفیت بازار را افزایش دهیم و خوشبختانه دولت در این زمینه دست بازی دارد. مدیریت بازار بورس می‌تواند شرکت های بورسی را به افزایش سرمایه ترغیب کند یا سازمان خصوصی سازی می‌تواند سهام شرکتهای آماده واگذای را در بازار بورس عرضه کند. این اقدام باعث انتقال عملی سرمایه به بخش تولید خواهد شد نه صرفاً افزایش قیمت سهام. در نتیجه نه تنها شاهد صعود یک باره قیمت و سپس کاهش قیمت و فروریختن بازار نخواهم بود بلکه در عمل اقدامی مؤثر در جهت انتقال وجوه سرگردان و راکد به سمت سرمایه‌گذاری مولد در اقتصاد صورت گرفته است.

‏* پژوهشگر مسائل اقتصادی

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=8135