کد خبر: 11723
تاریخ انتشار: ۲۵ فروردین ۱۳۹۴

ناگفته‌هایی که همه می دانند/ از جذابیت اتاق تا دولتی شدن ریاست

ناگفته‌هایی که همه می دانند/ از جذابیت اتاق تا دولتی شدن ریاست

علي شفائي: هيات نمايندگان اتاق‌هاي بازرگاني در حالي هشتمين دوره فعاليت‌ خود را آغاز کرده‌اند که بسياري از اتاق‌ها هيات رئيسه خود انتخاب کرده‌اند و تنها چند اتاق از جمله تهران باقي مانده‌اند.‏

به گزارش خبرنگار جهان‌اقتصاد، تاييد اعتبارنامه از سوي شوراي عالي نظارت و همچنين معرفي 20 نماينده انتصابي دولت از جمله عوامل تاخير در برگزاري اولين نشست هيات نمايندگان اتاق بازرگاني تهران است که مهمترين دستور جلسه آن انتخاب هيات رئيسه خواهد بود.‏
با مشخص شدن هيات رئيسه اتاق‌هاي باقي مانده و معرفي نمايندگان ايشان براي حضور در اتاق بازرگاني ايران، جلسه هيات نمايندگان اتاق ايران در دوره هشتم نيز فعاليت خود را آغاز خواهد کرد.‏
اما آنچه در جريان هشتمين دوره انتخابات گذشت و تبعات آن همچنان ادامه دارد، اين سوال را مطرح مي کند، که چرا اتاق بازرگاني اهميت دو چنداني پيدا کرده و علاوه بر ثابت نام پرشمار نامزدها براي حضور در انتخابات، بازار تبليغات و صرف هزينه‌هاي ميلياردي تبليغات نشانه‌هايي بر اثبات اين ادعا هستند.‏
‏***اتاق منتقدي پر هياهو‏
در سال‌هاي فعاليت اتاق بازرگاني در دوره‌هاي ششم و هفتم همزمان با دولت‌هاي نهم و دهم، به دليل شرايط نامساعد و سختي که بر اقتصاد کشور تحميل شد، اتاقي‌ها به دليل آسيب‌هاي جدي که متوجه اقتصاد کشور شد، لب به انتقاد و اعتراض گشودند و هرچه لشگر مشکلات حلقه فشار را بر بنگاه‌ها تنگ‌تر کرد، صداي اعتراض و انتقاد اتاقي‌ها هم بيشتر شد.‏
نگاه منتقد و صداي معترض اتاق زماني نافذتر و بلندتر شد که مجلس و دولت بر سر تصويب قانون بهبود مستمر فضاي کسب و کار، به مخالفاني جدي تبديل شدند و اتاق بازرگاني در اين مناقشه مجلس را همراه کرد و هيات نمايندگان آن چون وکلاي ملت مورد غضب دولتمردان قرارگرفتند.‏
فاصله ايجاد شده که با خالي ماندن صندلي وزراء در جلسات شوراي گفتگوي ادامه يافت، در ايام انتخابات رياست جمهوري يازدهم به اوج رسيد و با اتاق بازرگاني شخصيتي متفاوت از گذشته و البته جذاب داد.‏
‏***تبديل فعالان اقتصادي به رجل سياسي ‏
اگرچه اتاق بازرگاني هفتم در دوران دولت دهم در حوزه اقتصاد به منتقدي جدي براي دولت تبديل شد، اما اين موضع در قبال دولت تدبير و اميد کاملا متفاوت بود و از آنجاييکه دکتر روحاني از مان تبليغات انتخاباتي اقتصاد و حل مشکلات و معضلات موجود را به عنوان اولويت اول خود مطرح کرد، بسياري از اهالي اتاق بازرگاني در مقام حمايت از وي برخواسته و در نهايت با تشکيل دولت تدبير و اميد، رابطه اتاق بازرگاني با دولت از يک حامي فراتر رفت و برخي از پست‌هاي دولتي به اعضاي هيات نمايندگان ومشاوران اتاق‌هاي بازرگاني رسيد.‏
پررنگ‌تر شدن بيش از پيش جايگاه اتاق بازرگاني در اقتصاد کشور به عنوان منتقد دولت دهم و تبديل شدن اتاق به محلي براي تبديل شدن جايگاه برخي فعالان اقتصادي به رجل سياسي،‌ مي تواند انگيزه‌هايي لازم و کافي براي افزايش اقبال عمومي فعالان اقتصادي به کسب يکي از کرسي‌هاي هيات نمايندگان پارلمان بخش خصوصي باشد.‏
مضاف براينکه در اولويت قرارگرفتن بخش اقتصاد در دولت تدبير و اميد و امتيازات ديگري چون حضور در هيات‌هاي تجاري اعزامي و قرارگرفتن در جمع ميزبانان هيات‌هاي خارجي به عنوان اولين مذاکره‌کنندگان نيز مي‌توانند به عنوان جاذبه‌هاي ديگر اتاق بازرگاني باشند.‏
‏***ناگفته‌هايي از انتخابات که همه مي دانند‏
افزايش تمايل به حضور در جمع هيات نمايندگان موجب شد تا هشتمين دوره انتخابات اتاق‌هاي بازرگاني با افزايش بي‌سابقه حضور ثبت نام کنندگان همراه شود و در همين راستا تعداد ليست‌هاي انتخاباتي نيز افزايش يافت و به قول سياسيون تنور انتخابات داغ شد.‏
اگرچه در بدو شکل گيري گروه‌ها مذاکرات براي ارائه ليست مشترک با جديت پيگيري مي‌شد و تقريبا همه گروه‌ها حداقل براي يکبار با گروه‌هاي رقيب مذاکره کردند و حتي خبرهايي مبني بر ارائه ليست‌هاي مشترک منتشرشد، اما در نهايت حتي يک مورد از مذاکرات به ايجاد ائتلاف منتهي نشد.‏
ايجاد ائتلاف و ارائه ليست مشترک تنها يک روي مذاکرات بود و درحاليکه سرگروه‌هايي که به نمايندگي از ديگر اعضاي ليست دراين مذاکرات حضور مي‌يافتند در ظاهر به توافق نرسيدند، اما گويي در تفاهم‌هايي نانوشته برخي از افراد با يکديگر به توافق رسيدند و فارغ از عهد و پيمان درون گروهي، براي حمايت از يک يا چند نفر از اعضاي گروه ديگر وعده حمايت دادند.‏
از سويي در حاليکه در قريب به اتفاق گروه‌ها، در ظاهر قرار برحمايت همه جانبه اعضا گروه از يکديگر به عنوان يک اصل و البته اصل اول مطرح بود، متاسفانه در پس ماجرا برخي افراد به عهد و پيمان با ديگران متعهد نبوده و موفقيت شخصي را بر هر چيزي مقدم دانسته و عهد شکستند.‏
مورد ديگر تقسيم غنائم و يا دعوا بر سر دستاوردهاي پيروزي بود و در حاليکه در برخي گروه‌ها، افرادي خود را برنده مطلق انتخابات مي دانستند،‌ پيش از برگزاري انتخابات و اعلام نتيجه با اعضاي گروه خود و افرادي در گروه‌هاي ديگر که شانس موفقيت براي ايشان قائل بودند، برسر جمع آوري رأي براي کسب کرسي‌هاي هيات رئيسه مذاکره مي‌کردند.‏
‏***امروز در اتاق بازرگاني چه مي گذرد
نتيجه همه آنچه در ايام پيش از انتخابات گذشت موجب شد تا در اتاق بازرگاني تهران، اتفاقي بي‌سابقه رخ دهد و از يک ليست 40 نفره تنها 5 نفره موفق به نشستن بر صندلي‌هاي هيات نمايندگان اتاق بازرگاني نشوند.‏
گرفتن 35 کرسي از 60 کرسي موجود در هيات نمايندگان اتاق بازرگاني اتاق تهران که 20 عضو آن را نمايندگان انتصابي دولت تشکيل مي‌دهند،‌ به معني ايجاد اتاقي است تک صدايي، متحد با رأي صاحب نفوذ اعضاي ارشد گروهي که موفق شدند، اعضاي پايين ليست را هم با خود وارد هيات نمايندگان کنند.‏
اتفاقي که تمامي کرسي‌هاي هيات رئيسه، رياست کميسيون‌ها و انتخاب مديران داخلي اتاق را در اختيار ايشات قرارمي‌دهد تا جاييکه حتي اگر گروه اقليت و همه نمايندگان دولت نيز هم‌نظر شوند،‌ نتوانند در برابر رأي ايشان شانسي براي موفقيت داشته باشند.‏
در چنين شرايطي حتي برخي گمانه‌زني‌ها پيش از تشکيل اولين نشست هيات نمايندگان اتاق بازرگاني تهران در دوره هشتم، از ترکيب هيات رئيسه خبرمي‌داد؛ چنانکه پدرام سلطاني، يحيي آل اسحاق،‌ سيدحامد واحدي، سيده فاطمه مقيمي و مهدي جهانگيري به عنوان هيات رئيسه معرفي شده و برخي سلطاني و گروهي آل اسحاق را رئيس اين اتاق معرفي مي‌کردند و از مسعود خوانساري به عنوان رقيب غلامحسين شافعي براي پوشيدن رداي رياست اتاق ايران خبر مي‌دادند.‏
اما گويي معادله‌ها برهم ريخته و برخي اختلاف نظرها موجب شده تا مسير انتخابات داخلي ائتلاف فردا براي تعيين هيات رئيسه تغيير کند.‏
چنانکه زمزمه‌ها از انتخاب گزينه‌اي دور از ذهن براي به دست گرفتن سکان هدايت اتاق تهران خبرمي‌دهند تا جاييکه مي توان انتظار داشت مهدي جهانگيري و يا مسعود خوانساري به رياست اتاق تهران برسند و برخي نيز اختلاف در اردوي گروه پيروز را تا جايي جدي مي دانند که حتي از احتمال انتخاب يکي از نمايندگان دولت چون مسعود کرباسيان و يا يکي از اعضاي خارج از طيف ائتلاف فردا مانند محسن مهرعليزاده به عنوان رئيس اتاق تهران خبرداده‌اند.‏