معجزه ای درکار نیست!

0
۱,۲۸۹ بازدید

دکتر هاشم اورعی_استاد دانشگاه صنعتی شریف_بالاخره بعد از ماهها کش و قوس انتخابات آمریکا به پایان رسید و جو بایدن، سیاست مدار کهنه کار دموکرات که درست ۴۸ سال پیش به عنوان جوان ترین سناتور از ایالت دلور به مجلس سنا راه یافته بود، با بیشترین رای در تاریخ آمریکا به عنوان چهل و ششمین رئیس جمهور این کشور انتخاب شد.
اما نکته قابل تامل اینکه شاید در طول تاریخ سابقه نداشته باشد که انتخابات در یک کشور تا این حد مورد توجه مردم کشور دیگری قرار گرفته باشد. هر چند مسئولین کشور بر بی اهمیتی نتیجه انتخابات آمریکا تاکید داشته و دارند، ولی واقعیت چیز دیگریست. در کوچه و خیابان، در فضای مجازی و در صف نانوایی همه جا صحبت از ترامپ و بایدن بود و حتی بخشی از مردم آمریکا به اندازه ما ایرانیان آن را دنبال نمی کردند. اما چرا؟ نکته مثبت این است که این واقعیت بیانگر فهم سیاسی و اجتماعی بالای جامعه است که در مقابل اتفاقات مهم در صحنه بین المللی حساسیت نشان می دهد، در حالی که برخی از مردم در آمریکا هیچ اطلاعی از جهان خارج از ایالات متحده ندارند.
اما توجه و حساسیت فوق العاده جامعه ایران به انتخابات آمریکا حاکی از واقعیت تاسف بار دیگری نیز هست و آن اینکه ملت از کارگزاران خود قطع امید کرده و به دنبال منجی خارجیست. از ویژگی های فرهنگی جامعه ماست که کاستی ها را تحمل می کند و به روی خود نمی آورد، هر از گاهی به جوش و خروش می آید ولی به سرعت خسته و نا امید شده، بار سنگین مسئولیت اجتماعی را بر زمین نهاده و کار را به اجنبی، دست غیب و معجزه وا می گذارد. البته که این راهکار ساده ایست ولی ما را به مقصد نمی رساند. آن بخش از جامعه ایران که در انتخابات آمریکا با شور و هیجان از ترامپ یا بایدن حمایت می کرد در واقع حامل این پیام بود که از رئیس جمهور خودمان قطع امید کرده و دست کمک به سوی رئیس جمهور آتی آمریکا دراز کرده است! به هر حال، رئیس جمهور آمریکا انتخاب شد و ما مانده ایم و انبوهی دشواری ها و کارهای بر زمین مانده کشور خودمان. همه می دانیم که رئیس جمهور جدید آمریکا به دنبال منافع کشور خودش است و بار سنگین آبادانی کشور بر دوش ملت ایران است و بس.

در اواخر دوران ریاست جمهوری باراک اوباما وقتی توافق برجام به امضاء رسید، این احساس در جامعه ایجاد شد که دیگر کار ما ایرانیان تمام شده و وقت آن رسیده که بیل ها را کنار نهاده و به دیوار تکیه دهیم تا دیگران کشور ما را بسازند. به یاد داریم چقدر خوشحال شدیم که در سایه برجام قرار است پول خودمان را بدهند تا هواپیما بخریم، غافل از اینکه آیا استحقاق سوار شدن بر آن را داریم و به اندازه آن کار کرده ایم؟ با پیروزی جو بایدن بیم آن می رود که دوباره چنین فضایی در کشور ایجاد شود. دوباره جامعه رسمی در حالی که قند در دلش آب می شود مدام پشت تریبون اعلام کند که به حال ما هیچ فرقی نمی کند و هم زمان جامعه غیر رسمی، یعنی بنده و شما در تاکسی و صف نان، احساس کنیم که بحمدا… دست غیب رسید تا با برجامی دیگر فرجام ما را رقم بزند و در این ماجرا ما نقشی نداریم.
وای بر ما اگر دوباره به بیراهه برویم. آلمان و ژاپن در جنگ جهانی دوم بیشترین آسیب را دیدند و به ویرانه ای تبدیل شدند، ولی با کار و تلاش، امروز به قدرت اقتصادی سوم و چهارم جهان تبدیل شده اند. ما نیز باید قبول کنیم تا وقتی که کار و تلاش در مسیر توسعه همه جانبه کشور در راس امور قرار نگیرد، نمی توانیم به آینده این مرز و بوم امیدوار باشیم.
اما مسئولیت اصلی بر دوش نظام حکمرانی و دولت است. سیاست گذاری ها باید بر این اصل استوار باشد که با برجام یا بی برجام، کشور تنها در سایه تلاش همه جانبه مردم ساخته می شود. اما ببینیم سیاست های ما در این کارزار چگونه است؟ وقتی نرخ بهره بانکی را به ۲۵% رساندیم، وقتی مردم را به بورسی کشاندیم که شبیه قمارخانه شده است، وقتی تولید کننده نگون بخت را برای اخذ تسهیلات و ترهین ملک شخصی خود به ادارات تامین اجتماعی و دارایی ارجاع دادیم تا آنها به باج خواهی خود ادامه دهند، وقتی اجازه دادیم هر کسی در هر بانکی حساب بانکی تولید کننده را مسدودکند بدون اینکه کوچکترین آگاهی از عواقب کار داشته باشد، وقتی سازمان تنظیم مقررات را مسئول تایید اعضاء هیات مدیره تولیدکننده داخلی کرده و برای خارجی فرش قرمز پهن کردیم، وقتی کار را به جایی رساندیم که راه آهن برای توسعه صادرات غیر نفتی به داخل خاک افغانستان چند کیلومتر ریل کشیده و کرایه حمل کالاهای صادراتی را به فرانک سوئیس مطالبه کند (بله، برای توسعه صادرات غیرنفتی، کرایه حمل کالا از ایران به افغانستان به فرانک سوئیس محاسبه می شود!)، وقتی در آستانه فصل سرما و احتمال قطع گاز کارخانجات، علیرغم وجود انبارهای پر از مازوت، تحویل سوخت جایگزین در مقابل اخذ وجه را منوط به مصوبه هیات مدیره کردیم و هزاران وقتیِ دیگر، به این نتیجه قطعی می رسیم که با مدیران دولتی ضدتولید نمی توان به جهش تولید دست یافت و همه چیز را به مسخره گرفته ایم. این تراژدی وقتی به اوج می رسد که رئیس دولت در توجیه همه نابسامانی ها در صحنه اقتصاد و تولید به مردم آدرس کاخ سفید را می دهد که توهینی آشکار به شعور ملت ایران است. این نهایت بی صداقتی است که از یک طرف بانگ برآریم که نتیجه انتخابات آمریکا اهمیتی برایمان ندارد و هم زمان کاخ سفید را مرکز ثقل تمام مشکلات کشور معرفی کنیم. جامعه ایران این تناقضات و بی صداقتی ها را می بیند، می فهمد، در حافظه تاریخی خود ثبت می کند و آن گاه که وقتش برسد اقدام می کند.
وقتی جامعه می بیند آنانی که سخت می کوشند در تامین نیازهای روزمره خود در مضیقه اند و عزیزانی که در عمر کاریشان پشت میزهای دولتی نشسته و چوب لای چرخ ملت گذاشته اند خود و فرزندان دلبندشان سخت به انقلابی گری مشغولند، احساس یاس می کند، عطایش را به لقایش می بخشد، به مبارزه منفی روی می آورد و در دل می گوید، انگار واقعاً کار مال خر است!
جان کلام اینکه از یک طرف به درستی صحبت از لزوم تقویت اقتصاد مقاومتی و جهش تولید می کنیم و از طرف دیگر کار را به دست مدیران نالایقی سپرده ایم که نه علم آن را دارند و نه عقل آن که کشور را به ساحل امن رسانده و بگذارند آبی خوش از گلوی ملت پایین رود. بله دوستان معجزه ای در کار نیست، باید با کار معجزه آفرید. ملت ایران باید همدل و هم صدا فریاد بزند،
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=119562

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا کامنت خود را ثبت نمایید .
لطفا نام خود را وارد کنید