کد خبر: 97506
تاریخ انتشار: ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۸

مدیریت بحران شرکت ها

مدیریت بحران شرکت ها امیر علی رمدانی، تحلیلگر اقتصاد هر نوع  بحرانی یکسری عواقب و اثرات زیانباری را با خود به همراه دارد. تمامی بحران ها با یکدیگر مرتبط‌ هستند، چنانچه که فوت یا جراحت ناشی از  وقوع بحران به ضررهای هنگفت مالی نیز خواهد انجامید. مدیریت بحران به معنای سوق دادن هدفمند جریان پیشرفت امور، به روالی قابل کنترل و انتظار بازگشت امور (در اسرع وقت) به شرایط قبل از بحران است. مدیریت بحران که مترادف آن Crisis management می باشد، در طی سال های اخیر جای خود را بسیار سریع در موضوعات مدیریتی پیدا کرد. تعاریف زیادی در خصوص مدیریت بحران وجود دارد که اکثر آن ها به مجموعه ‌ای از فعالیت ‌ها، چاره جویی ‌ها و دستورالعمل ‌هایی که مدیریت یک سازمان، در چالش با بحران انجام می ‌دهد و هدف آن کاهش روند، کنترل و رفع بحران است، اشاره دارد. به طور کلی مدیریت بحران شامل تمامی اقدامات مربوط به پیشگیری، مدیریت ریسک، سازماندهی و مدیریت منابع مورد نیاز در قبال پاسخگویی مناسب به بحران می‌ باشد. امروزه سازمان ها به موضوع مدیریت بحران به صورت علمی می پردازند، تا از طریق آن بتوانند از بروز بحران ‌ها پیشگیری نموده و یا در صورت بروز آن، بتوانند اثرات و ضررهای بحران را به حداقل برسانند. برخی از بحران ‌ها، مانند بلایای طبیعی، حوادث صنعتی و آسیب به محصول و ... منجر به جراحت های شدید، فوت یا ضررهای مالی سنگین  می‌ شوند. برخی از بحران ‌ها در عملیات سازمانی اختلال ایجاد می کنند که به پیامدهای مخربی چون ضررهای هنگفت در بازار سهام و یا اختلافات حقوقی می ‌انجامند. بحران به معنای تهدید یا خطری جدی است که اگر به شکل کاملا  هوشمندانه مدیریت و کنترل نشود، عواقب بسیار ناگواری را برای عملیات های سازمانی در برخواهد داشت. ویژگی های یکسان  بحران ها عبارتند از: (۱) تهدید امنیت عمومی (۲) زیان مالی جبران ناپذیر (۳) بی اعتباری  و از هم گسیختگی سازمان ها. در همین راستا می توان اذعان کرد مدیریت بحران دارای سه گام می باشد که ترتیب و اولویت آن ها نیز مهم  است: گام اول ‌پیش از بحران، گام دوم  پاسخ دهی و گام سوم پس از ‌بحران می باشد. گام ابتدایی با عنوان مرحله پیش از بحران، اختصاص به پیشگیری از بحران های پیش بینی شده و پیش بینی نشده و همچنین آمادگی برای مقابله با آن دارد. همواره جلوگیری از بحران های آتی، نیازمند کاهش اثرات خطر مشخص شده ای است که  عموما در آینده نیز به بحران ختم می شود. تمامی این اقدامات باید در برنامه‌ های مدیریت تهدید و خطرات سازمان ها و در برنامه ریزی های سازمانی توسط مشاوران و مدیران میانی درج و تدوین شود. در گام دوم پاسخ به بحران دقیقا همان شرایطی است که مدیران سازمانی باید با آن به مقابله پردازند. در گام سوم یعنی پس از بحران، مدیران سازمان ها  باید راهکارهای مقابله با بحران های آتی را جستجو کرده و به مسئولیت هایی که متعهد شده اند در طول بحران آن ها را انجام دهند، عمل نمایند. بحران ها واقعیت هایی اجتناب ناپذیرند، اما نکته مهم آن است بحران ها در ذات خود فضایی برای شکل گیری فرصت ها و تهدید هایی دارند که بر حسب گستره محیطی بحران، نوع و شدت آن می توانند مدیریت سازمان را در حالت پرمخاطره و اضطرار قرار دهند. نتایج تحقیقات نشان می دهد که  اساسی ترین شاخص جهت مدیریت بحران شناخت عوامل و اصول ایجاد بحران  می باشد. در واقع اصل مدیریت بحران اشاره به راه حلی منطقی و معقول دارد که برای جبران کردن شرایط بحرانی به کار گرفته می شود. در موضوع مدیریت بحران باید بتوان پیش از وقوع بحران آن را در مراحل ابتدایی، پیش بینی کرد و سپس در گام های بعدی برای وقوع آن برنامه ریزی شود. در همین راستا می توان با برنامه ریزی های عملیاتی نیز حوادث وقوع یافته از بحران را شناسایی و در راستای حل و فصل آنان اقدامات از پیش تعیین شده ای را لحاظ نمود. با در نظر گرفتن محدودیت ها در شرایط خاص و بحرانی (واکنش و تصمیم گیری در اندک زمان ممکن، غافلگیر شدن و محدودیت دسترسی به اطلاعات مهم و اساسی) مدیریت بحران باید در تشخیص شرایط بحرانی دچار اشتباه و خطا نشده و با استفاده از اصول تحلیل و شناخت فاکتورهای اساسی بحران، مسیر صحیح در راستای مقابله با تهدید و بحران را مشخص نمایند. در زمان رویارویی با بحران، چهار فاکتور فرهنگ، جامعه، استراتژی و ساختار نقشی اساسی دارند و هر چقدر مدیران در مورد این چهار فاکتور، شناخت کامل تری داشته باشند، مدیریت آنان در هنگام وقوع بحران بسیار کارآمد و موثر واقع می شود. مدیران موفق سازمانی همواره باید، با یک رویکرد نظام‌مند، براساس حداقل آسیب ها و اصل بهبود مداوم، همواره درپی یافتن اولین علایم خطر بحران های در حال وقوع باشند تا در هنگام وقوع بحران بتوانند با خسارت های ناشی از بحران را کنترل کنند.