ما را چه می‌شود؟

0
۴۵۲ بازدید

دکتر هاشم اورعیاستاد دانشگاه صنعتی شریف-شرایط عجیبی در کشور حاکم است. از یک طرف در حالی که در ۸ دوره‌ پیاپی منابع رسمی نرخ رشد اقتصادی را منفی اعلام می‌کنند، رئیس دولت صحبت از افزایش تولید در ۵ ماه اول سال می کند. از طرف دیگر نمایندگان مجلس مان که مثلاً قرار است تمام همّ و غم خود را صرف آسایش ملت کنند تا مجلس کماکان در راس امور باشد، سخت مشغول تقسیم غنایم یا همان خودرو دنا پلاس و جدال برای تبدیل آن به شاسی بلندند! البته در صحنه بین الملل هم به موفقیت‌های چشمگیری دست یافته‌ایم که از آن جمله می‌توان به نرد عشق باختن اسرائیل با کشورهای عربی منطقه اشاره کرد. به لطف محور قراردادن ایدئولوژی در سیاست خارجی و کنار نهادن منافع ملی موفق شده ایم جهان را در مقابل خود بسیج کرده و در انتظار نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باشیم.

در پی کمترین استقبال از انتخابات دوره یازدهم مجلس در طول عمر جمهوری اسلامی بیم آن می رود که انتخابات ریاست جمهوری در سال آتی نیز کم فروغ بوده و مشروعیت نظام به چالش کشیده شود. ممکن است بتوان حضور معترضان را با نشان دادن ضرب شتم، قطع اینترنت و اقدامات مشابه برای مدتی محدود کنترل کرد ولی مردم را نمی توان به زور به پای صندوق های رای کشاند. دیگر آن دوران گذشته است که بخشی از جامعه برای برخورداری از مواهب داشتن مُهر شرکت در انتخابات در آن مشارکت کند. حضور پرشور مردم در انتخابات مستلزم داشتن امید به آینده است. افزایش ساعتی قیمت ارز و سکه و در پی آن تورم لجام گسیخته، بیکاری و رکود اقتصادی حاکم موجب شده که بخش بزرگی از جامعه در رویای گذشته و جدالی سخت و نابرابر با حال به سر برده و از فردا و فرداهای پس از آن کاملاً ناامید باشد.

در صحنه سیاست نیز در یکی دو دهه‌ اخیر شاهد آن بوده ایم که جامعه از سر ناامیدی و با سردرگمی به صورت متناوب یک طیف سیاسی را رها کرده و به گروه دیگری پناه می برد. اما امروز به عقب نگاه کرده و از خود می پرسد مگر قرار نبود در دوران ۸ ساله سازندگی مملکت ساخته شود، پس از آن رعایت حقوق شهروندی در الویت قرار گرفته و فضای سیاسی باز شود، در دوره بعد عدالت اجتماعی برقرار شده و در نهایت با تدبیر و امید پا به بهشت موعود بگذاریم. در اینجاست که بر خود نهیب زده و به رویاپردازی خاتمه می دهد. با خود می گوید این دفعه وقت تصفیه حساب است و تصمیم می گیرد که با عدم شرکت در انتخابات مبارزه منفی کند. اصول گرائی و اصلاح طلبی را تنها ابزاری برای تدوام حکمرانی تعدادی اندک از خواص بر کل جامعه دانسته و خود را از بازی کنار می کشد.

اما چرا کار به اینجا کشید؟ بی توجهی به خواست و اراده مردم یکی از دلایل اصلی آن است که متاسفانه هنوز هم ادامه دارد. در زمانه ای که تعداد کاربران تلگرام به حدود ۵۰ میلیون نفر رسیده چگونه می توان باور کرد که نظام حکمرانی آن را فیلتر کند یعنی غیر قانونی اعلام کند و در این وانفسا پای مردم سالاری را به میان بکشد. خطاهای پیاپی طی چهار دهه در صحنه اقتصاد، سیاست خارجی، فرهنگی، … و بدتر از آن عدم برخورد با خطاکاران، سرمایه اجتماعی را به باد داده و کار را به جایی رسانده که بخش قابل توجهی از جامعه خرج خود را از نظام جدا کرده و در بهترین حالت در نهایت ناامیدی و بی تفاوتی تنها به نظاره نشسته است. جامعه به خود حق می دهد که از کارگزاران خود بپرسد چرا کشوری که از نعمات خدادادی فراوان از جمله نفت، گاز، باد، خورشید و بسیاری مواهب دیگر برخوردار است، امروز با جمعیتی بالغ بر ۱% جمعیت جهان تنها ۰/۳۷ % تولید ناخالص جهانی را به خود اختصاص داده است. البته مساله اینجا خاتمه نیافته و وقتی می بیند مسئولین کشور یکی پس از دیگری با استفاده از امکانات اختصاصی مثل صدا و سیما به تشریح توان مدیریتی سیستم حاکم پرداخته و برای حل بحران های جهان نسخه می پیچند، احساس می کند به شعورش توهین شده و تصمیم می گیرد پای خود را از معرکه کنار بکشد.

وقت آن رسیده که مسئولین از خواب بیدار شده و درگام اول قبول کنند که مردم بهتر از اینان می فهمند و دیگر دوران دادن وعده های سر خرمن به سر آمده است. در پی اعمال تحریم های ظالمانه بین المللی به سرکردگی آمریکا، در چند ماه اخیر شاهد آنیم که اقتصاد کشور در سراشیبی سقوط قرار گرفته است. البته اینها همان کاغذ پاره هایی بودند که قرار نبود تاثیری بر زندگی ملت داشته باشند و قرار بود انرژی هسته ای مردم را به آسایش و آرامش کامل برساند. در دوران ۸ ساله پس از آن قرار شد هم سانتریفیوژها بچرخند و هم چرخ زندگی مردم. اما جامعه شاهد آنست که تنها چرخی که می چرخد چرخ رانت خواری، خروج منابع کشور و تقسیم غنایم است. آشفتگی اقتصادی کشور آنقدر عمیق است که موجب شده همه امکانات در اختیار تعدادی شرکت های دولتی و خصولتی مرتبط با صاحبان قدرت قرار گرفته، نفت، گاز، آب و برقی که متعلق به همه مردم است به صورت رایگان در اختیار آنان قرار داده شده و با استفاده از بسیاری رانت های دیگر در نهایت محصول به خارج از کشور صادر شود. در این وانفسا شاهد آنیم که رئیس کل بانک مرکزی با دم خروس در جیب اعلام می کند که افزایش نرخ ارز به دلیل عدم بازگشت ارزهای صادراتی است. جامعه با مشاهده اوضاع به این نتیجه می رسد که مساله فراتر از سوء مدیریت بوده و پای چپاول و غارت در میان است. وقتی میلیاردها دلار محصولات پتروشیمی، فولاد و سایر تولیدات توسط شرکت های دولتی و خصولتی با استفاده حداکثری از انواع رانت صادر شده و ارز حاصل صرف خرید ملک در ترکیه و کانادا می شود، جامعه باز به این نتیجه می رسد که مساله فراتر از سوءمدیریت بوده و نام فساد سازمان یافته برآن می نهد. در چنین شرایطی جامعه ناامید از اصلاح امور، خود را کنار می کشد و عطایش را به لقایش می بخشد.

مخلص کلام اینکه کشور در داخل و خارج در شرایط حساسی قرار دارد و اهمیت حمایت و همدلی مردم بیش از پیش و ضروریست. راهکار آن است که با بازنگری اساسی در روش حکمرانی شرایط لازم را برای مشارکت واقعی مردم فراهم آورده و باور کنیم که ملاک رای و نظر مردم است و دوران ارباب-رعیتی به سر آمده است.

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=114076