کد خبر: 10749
تاریخ انتشار: ۱۰ اسفند ۱۳۹۳

طنز تلخ اقتصاد در بازار سرمایه

طنز تلخ اقتصاد در بازار سرمایه

طنز تلخ اقتصاد در بازار سرمایه

فرزاد اصلانی - تکاپوی متولیان بازار سرمایه و فعالان بورس برای نجات بازار سهام این روزها قابل تامل است. بازار سرمایه در شرایطی است که هیچ کس حاضر نیست حتی برای آن تره خورد کند. فضایی توام با نامیدی و بی اعتمادی بر کلیت بازار سرمایه چنان خیمه زده که حتی با کاستن از برخی نواقص در دل بازار سهام بازهم شور و اشتیاقی برای ماندن در بورس وجود ندارد. از برگزاری جلسه های هم اندیشی و یا میزگرد ها و صبحانه های کاری برای حلاجی مشکلات بازار سرمایه با بزرگان بازار سرمایه و مسئولان ارشد دولت و مجلس از زمستان سال گذشته تا کنون همواره  یک صدا به گوش رسیده و آن اینکه «حال بازار سرمایه خوب نیست ، دولت باید به داد آن برسد».

طنز تلخ این خود زنی ها آنجایی است که می بینیم اشخاصی که دلسوز این روزهای بازار شده اند خودشان مسبب وقوع برخی مشکلات امروز بازار سرمایه بوده و هستند. بازار سرمایه بازاری زنده و بازتاب دهنده عینی تصمیم سازی ها و اقدام های حاکمیت در آینده است. چنین استعدادی را تنها با فهم و درک علم اقتصاد به عنوان علم رفتار شناسی می توان لمس کرد در حالیکه متولیان امروز بازار سرمایه که جملگی مالی چی یا دستکم بانکدار بوده اند نمی توانند رابطه دو دو تا چهار تای علوم تجربی را با این ویژگی علم اقتصاد متناظر کنند. از همین رو اکنون به نقطه ای رسیده اند که جوابی برای تناقض رفتاری بازار با تئوری های مدیریت مالی را نمی توانند بیابند. 

برگزاری همایش و نشست با این مسئول و آن نماینده مجلس و تلاش برای سبز نگاه داشتن نماگر های بازار سهام اگر چه بطور موقت می تواند سایه سنگین رکود فرسایشی را به عقب بیاندازد اما یک معادله پنهان همواره در این بین وجود دارد که به آن توجه نمی شود و یا بی سر وصدا از کنار آن عبور می کنند و آن اینکه اغلب قریب به اتفاق فعالان بازار سرمایه می دانند که بر اساس چرخه های تاریخی بازار همواره در دو سال ابتدای فعالیت دولت جدید بازار سرمایه به دلایل سیاسی یا اقتصادی در رکود شدیدی فرو می رود اما در سال های بعد به بویژه در یکسال پایانی عمر دولت با رشد خیره کننده مواجه می شود.

یک نگاه دیگر هم به این موضوع استناد می کند که دولت در تقابل با حلقه های ثروت و قدرت که در یک دهه گذشته به پول های بادآورده ای در بازار سهام دست یافته اند نمی تواند به سهولت حرف هایش را به کرسی بنشاند. از طرفی این حلقه ها با جنجال های سیاسی در محافل و مجالس و یا تهدید به استیضاح و صرفاً انداختن همه تقصیرها بر گردن بهانه هایی همچون نرخ خوراک و بهره مالکانه ، به دنبال گرفتن امتیاز در بازی های خاص مدیریتی هستند.

 کما اینکه هنوز در بدنه تصمیم گیری بازار سرمایه مهره های هم فکر این جریان وجود دارند و انگار نه انگار که دولت دیگری بر سر کار آمده . قدر مسلم برای دولت تدبیر و امید ، سبز کردن شاخص های بازار با تزریق 200 میلیارد تومان پول کار دشواری نیست. اما این پول از منظر دولت به جای آنکه به چاق ترشدن رقبا در بازاری که سراسر در احاطه این حلقه هاست بخواهد خرج شود بهتر است برای انتخابات مجلس آینده که نقش حیاتی برای دستکم 8 سال آینده جریان اعتدالی دولت دارد ، صرف شود.

از اینرو هر گونه تحول جدید در بازار سرمایه دستکم تا اواخر سال 1394 به پشتوانه نقدینگی حقیقی ها و معاله گران وفادار بورس خواهد بود و البته فرصتی برای نقد کردن دارایی سبدگردان هایی که مترصد فرار از بازارند. به نظر می رسدحتی با نتیجه مثبت مذاکرات هسته ای هم دولت ریالی در بازار تا بعد از انتخابات خرج نخواهد کرد .مگر اینکه تورم ناشی از ارز و یا افزایش قیمت ها به بازار سهام تزریق شود. جلسات هم اندیشی و روایت سرایی وزرا و نمایندگان سینه چاک مجلس برای یافتن مقصر افت بازار سرمایه به نظر می آید بیشتر برای بازی های سیاسی داخلی و صیانت از اعضای کابینه دولت است.

به دور از واقعیت نخواهد بود اغلب افراد و اشخاصی که در همایش ها و جلسات همفکری برای یافتن آفت های بازار حضور می یابند اغلب از حقوق بگیران حقوقی ها و نهاد های عمومی هستند که صفر شدن بازدهی بازار برای آنها هیچ حسی در بر ندارد اما برای سهامدار خرد که صندلی خالی اش در این همایش ها همواره چشم می آید پاشیدن نمک بر روی زخم تحریم است. مشکل بازار سرمایه را امروز کسانی جستجو می کنند که بانکدار یا مالی چی های متبحری هستند اما چیزی از اقتصاد نمی دانند و از علم رفتار شناسی سر در نمی آورند. اقتصاد علم رفتار شناسی است و با علم تجربی آبش در یک جوب نمی رود. رخداد های امروز بازار سهام حاصل برنامه های کوتاه مدت و اقدام های سلبی مدیرانی است که امروز برای درمان دمل های بیرون زده در اقتصاد ایران هیچ راهکاری ندارند.