کد خبر: 11217
تاریخ انتشار: ۲۵ اسفند ۱۳۹۳

صادرات سنگ آهن؛ خیانت یا مصلحت؟

صادرات سنگ آهن؛ خیانت یا مصلحت؟

در ميزگرد فعالان سنگ‌آهن و فولاد مطرح شد

صادرات سنگ آهن و افق توليد 550 ميليون تني فولاد و همچنين وضع عوارض بر سنگ آهن، جدال ديرينه‌اي ميان اين دو عنصر اصلي صنايع معدني کشور برپا کرده که به گفته برخي دست‌اندرکاران اين امر ريشه در بي‌برنامگي و به عقيده برخي ديگر به دليل سودجويي عده‌اي از افراد است‎.‎
آمار گمرک حکايت از صادرات 16 ميليون تني سنگ آهن آن هم به صورت خام يا با حداقل فرآوري و اغلب به مقصد چين در 10 ماهه امسال دارد. مطابق برآوردها، امسال هر تن سنگ آهن با 10 تا 20 دلار سود، به طور متوسط به قيمت 29 دلار مبادله‌اي يا 23 دلار آزاد صادر شده است، حال آنکه سنگ آهن صادراتي با تبديل به محصولات فولادي، تني 500 تا 600 دلار به کشور وارد مي‌شود؛ يعني حداقل 21 برابر ارزش افزوده از دست رفته‎!‎
در اين ميان جاي سوال است که چگونه چيني‌ها با وجود خريد سنگ آهني ايراني، فولاد توليدي‌شان ارزان‌تر از فولاد ايراني به کشور وارد مي‌شود؟‎!‎
در اين راستا نشستي مشترک با حضور بهادر احراميان عضو هيات مديره انجمن توليدکنندگان فولاد، بهرام شکوري نايب‌رييس انجمن توليدکنندگان و صادرکنندگان سنگ آهن ايران، کامران وکيل دبيرکل اتحاديه توليدکنندگان و صادرکنندگان محصولات معدني و سيد علي محمد ابويي رئيس هيات مديره فولاد بافق در ايسنا برگزار و دو اظهار نظر مخالف عنوان شد؛ اظهاراتي که صادرات سنگ آهن را معادل "خون‌فروشي" خوانده و "خيانت" به کشور تلقي مي‌کند و در مقابل، اظهارات ديگر اين امر را به مصلحت کشور مي داند. ‏
بهرام شکوري - نايب‌ رييس انجمن توليدکنندگان و صادرکنندگان سنگ آهن - مي‌گويد بخش خصوصي فعلا چشم‌انداز خوبي براي سنگ آهن نمي‌بيند، به همين دليل انگيزه و نيروي محرکه کافي براي سرمايه‌گذاري در اين حوزه را ندارد.‏
وي با بيان اين مطلب که فروش سنگ آهن خام سودي را عايد توليدکنندگان نخواهد کرد، معتقد است که اين موضوع توليدکنندگان را به ناچار به سمت تکميل زنجيره توليد کشانده است. ‏
نايب‌ رييس انجمن توليدکنندگان و صادرکنندگان سنگ آهن بر اينکه بايد افسار کار به دست بخش خصوصي بيفتد تاکيد دارد و مي گويد بخش خصوصي در ايران نيز بايد بتواند مانند ساير کشورهاي پيشرفته استراتژي مشخصي تعريف کند و فعاليت‌هاي خود را بر آن اساس تبيين کند به گونه اي که دولت‌ خط مشي خود را از بخش خصوصي الهام بگيرد نه اينکه دولت زمام امور را در دست گيرد و فقط در شرايط بحراني وارد عمل شود‎.‎
علاوه بر اين شکوري در واکنش به فولادي‌ها مبني بر اينکه صادرات سنگ آهن بايد متوقف شود، تاکيد دارد که صادرات سنگ آهن به هيچ عنوان خام فروشي محسوب نمي‌شود اما فولادي‌هايي که ادعا دارند اين امر خلاف عرف است، پاسخ دهند چرا فولاد توليدي داخل، گران‌تر از فولاد چيني است که سنگ آهن ما را به قيمت بالاتري خريداري مي‌کند؟ که در اين شرايط جهات نيل به اهداف سند چشم‌انداز، بررسي دقيق اين مسائل امري ضروري است‎.‎
وي با بيان اينکه در شرايط فعلي صادرات سنگ آهن صرفه اقتصادي ندارد، مي‌ گويد در حال حاضر ترجيح ما اين است که کنسانتره صادر کنيم و بتوانيم با ايجاد کنسرسيوم براي معادن کوچک سنگ آهن، نيز سود آوري داشته باشيم تا چرخه معدنکاري کشور از جمله معدن‌کاري سنگ آهن از دوران رونق خود افول نکند و با توليد بهتر بتوانيم شرايط دوران رکود را پشت سر بگذاريم‎.‎
اين در حالي است که سيدعلي محمد ابويي، عضو هيات مديره فولاد بافق در موضع مقابل با اين اظهارات تاکيد دارد که صادرات سنگ آهن به هر بهانه اي "خون فروشي" و خيانت به کشور محسوب مي شود و دولت بايد عوارض 300 درصدي بر آن اعمال کند‎.‎
به گفته وي يکي از دغدغه‌هاي واحد‌هاي فولادساز تامين مواد اوليه است، به همين دليل فولادي ها نگران خروج بي‌رويه سنگ‌آهن آن هم به صورت خام هستند که دولت بايد توجه ويژه اي به اين امر داشته باشد‎.‎
وي مي‌گويد که اگر جاي حاکميت و بانک مرکزي بود، سنگ آهن را جايگزين طلا مي‌کرد، چرا که اين محصول تنها ظرف سه سال سرمايه گذاري 15 برابر ارزش افزوده و اشتغال دارد. در حال حاضر که مدعي مي شويم گندله در کشور کم است، چرا وزير اجازه صادرات سنگ آهن را مي دهد؟
ابويي معتقد است اگر مي‌خواهند از معدن حمايت شود بايد سنگ آهن را به عنوان پشتوانه ملي نگه دارند. از سوي ديگر اقتصاد مقاومتي در کشور عملياتي نشده و اتفاقاتي که در حال رخ دادن است، تقابل با سياست توليد داخلي، مقاومت با ايجاد ارزش افزوده با بخش خصوصي و اصل 44 و سرمايه گذاري پايدار است‎.‎
از سوي ديگر بهادر احراميان، عضو هيات مديره انجمن توليدکنندگان فولاد معتقد است که چين تاثير زيادي در نرخ گذاري سنگ آهن داشته است، به همين دليل در 10 سال اخير با افزايش قيمت‌هاي سنگ‌آهن در کشور‌هاي اصلي فروشنده سنگ آهن به چين يعني برزيل و استراليا سرمايه‌گذاري‌هاي زيادي انجام شد‎.‎
وي پيش‌بيني مي کند که تا سال 2025 معادل 500 ميليون تن قراضه وارد بازار چين شود و بازار چين قراضه را جايگزين سنگ آهن کند و سهم پنج درصدي قراضه در توليد فولاد چين ممکن است تا 20 تا 30 درصد افزايش يابد؛ به اين معنا که 150 ميليون تن سهم قراضه بيشتر شود و توليد فولاد نيز 100 ميليون تن کاهش يابد که اين امر بازار سنگ آهن را تحت تاثير قرار مي‌دهد‎.‎
احراميان معتقد است که بحث کردن درباره صادرات سنگ آهن بايد منطقي و اصولي باشد و نبايد از روي احساس در اين باره تصميم گرفت. بايد خام فروشي( فروش سنگ آهن عيار پايين) در اين حوزه صورت بگيرد، چرا که اگر اين امر در کانال درست باشد به کمک گردش مالي که براي معادن کوچک و متوسط ايجاد مي‌کند مي تواند با ايجاد انگيزه براي معادن به سرمايه گزاري در بخش کنسانتره و گندله در نهايت منجر به تامين خوراک فولادي ها نيز مي شود‎.‎