کد خبر: 10299
تاریخ انتشار: ۲۶ بهمن ۱۳۹۳

رونمایی از شیفتگان قدرت افسونگر قرمز و آبی در روزهای تنهایی بورس

رونمایی از شیفتگان قدرت افسونگر قرمز و آبی در روزهای تنهایی بورس

روز موعود خواستگاران دو باشگاه افسانه ای فرا رسید

رضا امامی – واگذاری سهام باشگاه پرسپولیس و استقلال یک معامله مزایده ای است و دردی از بازار سهام این روزها دوا نمی کند اما کمی با تکان دادن پرونده چنین واگذاری هایی می توان درس هایی را آموخت که برای بازار سرمایه ایران فراموش ناشدنی است. واگذاری سهام کنترلی باشگاه های ورزشی بیش از آنکه موضوعی بورسی و یا حداقل مرتبط با بازار سرمایه باشد، بیشتر رنگ و بوی سیاسی و یا شاید امنیتی را به خود گرفته است. کمتر از یک دهه از طرح واگذاری باشگاه های فرهنگی و ورزشی استقلال و پرسپولیس از سوی متولی واگذاری شرکت های اصل چهل و چهار قانون اساسی به بخش خصوصی سپری می شود، بی آنکه کسی یکبار بطور جدی نشسته باشد و هزینه و فایده آن را برای کشور سبک و سنگین کرده باشد.در روزهایی که بازار سهام در غم لاغر شدن نقدینگی حقوقی ها و افت حجم معاملات می سوزد و برای یافتن بخش خصوصی پولدار که بتواند از بازار حمایت کند از روی ناچاری به ضابطه های یا شانس و یا اقبال متوسل شده است ، مطرح شدن دوباره واگذاری سهام دو باشگاه استقلال و پرسپولیس حداقل به موضوعی سرگرم کننده در شمارش روزهای توام با یاس و امید معامله گران تالار حافظ تبدیل شده است.به راستی واگذاری باشگاه های ورزشی محتاج به کیسه دولت تا چه حد می تواند دردی از اقتصاد بیمار کشور را درمان کند؟

در جایی که وزیر اقتصاد کشور با شعار اعتدال بر حمایت از بازار سرمایه و لزوم تثبیت روند حرکتی بازار در مدار صعودی همراه با شیبی ملایم تاکید می کند ولی بر خلاف آن روند دیگری در بازار به نمایش گذاشته می شود ،واگذاری دو باشگاه ورزشی چه فایده ای حداقل برای بازار سرمایه و یا سهامداران جدید و قدیم آن خواهد داشت؟تجربه واگذاری سهام باشگاه ورزشی راه آهن در سال 90 به بخش خصوصی و سپس ماجراجویی های دلال موبور نفتی کشور در این باشگاه بیشتر شبیه بازی قماری بود که بر سر رسیدن به قدرت افسونگر نهفته در پس نام این تیم در میان طرفداران فوتبالی آن نهفته بود. بازی که قمار بازهایش قبل از واگذاری، شیرینی اش را در گعده های هر چند وقت یکبار خیابان مهستان شهرک غرب تهران خورده بودند.

پیش از این حسین هدایتی ، سرمایه دار به ظاهر عاشق فوتبال و بدهکار بزرگ بانکی در حاشیه یک مراسم اعلام کرده که "واگذاری این دو باشگاه محال است چون متعلق به مردم و حاکمیت هستند و نمی توان آنها را خصوصی کرد."وی در عین حال گفته که " البته افراد عاشقی وجود دارند که حاضرند این مسئولیت را قبول کنند." سیاست یکی به میخ و یکی به نعل این سوداگر ورزش دوست گرچه می تواند برای عوام و یا شاید هواداران متعصب این دو باشگاه قدری آرمانی جلوه دهد اما دلبری دیوانه کننده جایگاه اجتماعی سرخابی ها در میان جماعتی که از آن بت عیار ساخته اند،عقل و هوش هر کاسب سرمایه داری را می برد.

کیست که نداند گذر حسابرس سال ها است که حتی به نزدیک زمین چمن باشگاه پرسپولیس و استقلال نیافتاده و همیشه این دو تیم برای تامین دخل و خرج سرسام آورشان به جیب های دولت چشم دوخته اند؟ این روزها که دولت با هر بهانه ای به دنبال زدن رد پول برای پر کردن چاله های کنده شدن سال های گذشته است،مرثیه های بی پولی هم یکی در میان از حنجره جیره خوران بودجه های دولتی بلند می شود.از صدا و سیما گرفته تا بهداشت و درمان. قدر مسلم پر کردن دهان گشاد باشگاه های دولتی استقلال و پرسپولیس با عملکرد زیان آور در شرایط فعلی حتی به بهانه ورود و خروج مدیران نظر کرده جریان حاکم بر مدیریت کلان سیاسی کشور برای مادر خرج بی پولی به نام دولت جذاب نیست. اقتصاد ورزش با ریاضت نمی تواند در برابر هزینه های سرسام آور دوام آورد.در عین حال اشتیاق و شیفتگی برخی صاحب منصبان برای کسب شهرت از طریق قدرت افسانه ای پایگاه اجتماعی این دو تیم محبوب در جامعه قابل مقایسه با هیچ بیزنس دیگری برای صاحبان ثروت و قدرت نیست.

حال چه باید کرد؟آیا باید به انباشته شدن بدهی 60 میلیارد تومانی پرسپولیس و یا 68 میلیارد تومانی استقلال چشم دوخت یا برای حفظ منزلت اجتماعی و پیشگیری از هجوم جماعتی متعصب که گاهی برای شکست و پیروزی این دو باشگاه رفتارهایی افراط گونه در پیش می گیرند فکر دیگری کرد؟ یا باید از شر این دو اژدهای پولخوار با واگذاری سهام به یک شبه نظامی یا دولتی خودمانی به بهانه تسویه دیون راحت شد و یا دوباره باید نام سرمایه داری را علم کرد که شیفته قدرت افسونگر قرمز و آبی است.

حقیقت آن است که قیمت واگذاری سهام پرسپولیس و استقلال نه بخاطر پول و یا صرفاً سود آوری آن که این روزها آه در بساط ندارند بلکه از بابت نامی است که بواسطه توده عظیم هواداران به شدت متعصب و هیجانی خود ، از آنها غول هایی بی شاخ و دم ساخته است. چنین جایگاه و منزلتی با دلبری از کاسبان و صاحبان منافع بادآورده ، فرصتی برای آنها ایجاد خواهد کرد که ضمن نمایی مطلوب از چهره شان  ، در صورت تصاحب آن ، بر ثروت و قدرت دو چندانی حاکم خواهند بود. چراکه فرورفتن در جبه پشمین جاهلیت فوتبالی فرصتی خواهد بود برای رنگ عوض کردن در نمایش جدید "جیب بر"هایی که شاید این بار با ساز و برگی عظیم تر بخواهند از خیابان پاستور هم عبور کنند. استقلال و پرسپولیس دو تیم محبوب پایتخت نصیب شهرداری شود یا سرمایه دار رانت باز ؛ فقط یک معنی را خواهد داشت و آن اینکه از کیسه دولت باز هم مخابراتی دیگر کم می شود و می رود تا به قول کاشف جمشید بسم الله در دولت احمدی نژاد این جمله این بار برای فوتبالی ها تکرار شود که "دولت اشتباه کرد فروخت،ولی نوش جانتان"