دکتر محمد حیدرپور: مناظره آخر تعیین کننده بود

0
۷۰۳ بازدید

#مناظره #انتخابات #نظرسنجی

شفقنا نوشت: هر چه به ۲۹ اردیبهشت ماه نزدیک تر می شویم شعارهای تبلیغاتی که برخی بسیار غیرواقع بینانه و عملی نیستند هم بیشتر به گوش می رسد بلکه یکی از همین شعارها نقطه عطفی برای کاندیدایی شود و نظر مردم به سمت او سوق پیدا کند.

دکتر محمد حیدرپور، جامعه شناس و مدرس دانشگاه می گوید: این تفکر برخی از کاندیداها که گمان می کنند با شعارهای غیر واقع بینانه می توانند رأی بیشتر جمع کنند، اشتباه است، مردم ما آگاه هستند و شبکه های اجتماعی باعث آگاهی چند برابر مردم از مسایل شده است، جامعه ما عقلانیتی دارد که به این راحتی وعده های بدون راهکار منطقی را قبول نمی کند و از سوی دیگر مردم به سوی کاندیدایی سوق می یابند که می گوید در مسیر بهبود و توسعه با راهکار تعامل با دنیای آزاد، قدم بر خواهد داشت.

او معتقد است: برخی از کاندیداها تنها برای رسیدن به قدرت از ترفند شعار استفاده می کنند و وعده های آنها عملیاتی نخواهد شد، حاکمیت ما چند لایه است و سریعا در برابر وعده های غیر واقع بینانه واکنش نشان داده می شود و کاندیداهایی که با وعده به دنبال جذب رأی هستند، نمی توانند به هدفشان برسند. از سوی دیگر به خاطر داشته باشیم که گذشته ها نشان داده، کسی که دروغ بگوید و مردم را جاهل فرض کند، خودش در زمان تأیید صلاحیت مورد بی مهری قرار می گیرد.

متن گفت وگو با دکتر حیدرپور را می خوانید:

* در هر برهه ای از انتخابات کاندیداها و طرفداران آنها، راه های متفاوتی را در پیش بگیرند به این امید که نظر و رأی اکثریت مردم را جلب کنند، چه مولفه هایی بر رأی و اهداف مردم در انتخابات ایران تاثیر می گذارد؟

در کشور ما احزاب وجود ندارد تا کاندیداها نماینده حزبی باشند که آن حزب شناسنامه و برنامه داشته باشد و مردم به واسطه این احزاب، نمایندگان آن را بشناسند این در حالی است که در کشورهایی که احزاب و گروه های سیاسی فعالیت دارند، برنامه های احزاب و به واسطه آنها برنامه کاندیداها مشخص است. در ایران دسته بندی های کلی وجود دارد تحت عنوان اصولگرا، اصلاح طلب یا اصولگرای معتدل، مردم ایران برای انتخاب و تصمیم گیری در مورد کاندیداهای انتخابات، گذشته و پیشینه این افراد را نگاه می کنند و می سنجند این افرادی که ادعا دارند، گذشته شان چیست و آیا این ادعاها با عملکرد آنها در گذشته مطابقت دارد؟! در ایران این مساله، مولفه مهم و منطقی است و مردم با رجوع به آن رأی خود را سمت و سو می دهند.

* آنچه در زمان تبلیغات نامزدهای انتخابات در ایران همیشه مورد استفاده قرار گرفته و برخی بیشتر و برخی دیگر کمتر از این شیوه استفاده می کنند، شعارهایی است که کاندیداها در زمان تبلیغات مدام بر زبان می آوردند یا با روش های گوناگون سعی می کنند این شعارها را به گوش مردم برسانند، قابل انکار نیست که برخی از این شیوه ها هم گاهی جواب داده است، بیشتر چه شعارهایی روی مردم اثر می گذارد و موجب می شود نظرشان نسبت به کاندیدایی خاص سوق پیدا کند؟

مهم ترین معضل امروز کشور مساله بیکاری است و طبیعتا کاندیدایی که برنامه و راهبردی دهد که اشتغال ایجاد می کند، می تواند یک نوع محبوبیت در میان مردم برای خود ایجاد کند، ما به طور مشخص شاهدیم که یک کاندیدایی شعار حل معضل بیکاری و ایجاد اشتغال را می دهد ولی ابزار کار و راهکار آن را نشان نمی دهد؛ مثلا کاندیدایی می گوید در صورت اینکه رییس دولت شود، ۵ میلیون شغل ایجاد می کند، این تعداد شغل به عنوان شعار تبلیغاتی بسیار ایده آل است، اما برای ایجاد این تعداد شغل چه راهکاری دارد؟! طبیعتا قشر جامعه ما می دانند و این سوال هست که این فرد چطور می خواهد این کار را انجام دهد، برای ایجاد ۵ میلیون شغل نیازمند سرمایه هنگفتی هستیم، این سرمایه را چطور می خواهید به دست بیاورید؟! کاندیدایی مشخص می گویید که سرمایه های داخلی را تامین می کنم، به چه ترتیب می خواهد چنین کند در صورتی که منطق می گوید، ایجاد این تعداد شغل نیاز به دعوت از سرمایه های خارجی دارد؛ با مقداری فکر عقلانی در میان افراد جامعه، این سوال ایجاد می شود و مردم می دانند و در شبکه های اجتماعی هم پخش می شود، سرمایه را از کجا می آورید! از سوی دیگر اقتصاددانان و نخبگان جامعه شناس می گویند که چنین مساله ای یک نوع ایده آل مطرح کردن است و ما برای رسیدن به اشتغال باید دعوت از سرمایه گذاران و حکم تعامل با دنیای آزاد داشته باشیم. بنابراین دو نکته را باید توجه داشت، اول اینکه جامعه ما عقلانیتی دارد که به این راحتی وعده های بدون راهکار منطقی را قبول نمی کند و از سوی دیگر مردم به سوی کاندیدایی سوق می یابند که می گوید در مسیر بهبود و توسعه با راهکار تعامل با دنیای آزاد، قدم بر خواهد داشت.

* در تمام دوره های انتخابات شاهد بودیم که شعارهای داده می شود که غیر واقع بینانه است با وجود اینکه کارشناسان و مسوولان متعددی بر غیر عملی بودن برخی شعارهای کاندیداها تأکید می کنند اما جالب است که کاندیداها همچنان چنین شعارهایی را تکرار می کنند، چرا این نوع رفتارپگ از سوی کسانی که در کشور شناخته شده هستند و پیش از این در مسئولیت های متفاوتی حضور داشتند، وجود دارد، تصور این دسته از افراد از نا آگاهی مردم تا چه حد است؟

می بینیم که افراد خودشان می دانند که برخی از وعده ها نا معقول است، مثلا همین ایجاد ۵ میلیون شغل در عرض یک سال؛ یا اینکه گفته می شود یارانه را به ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار تومان می رسانند که در این مورد جالب است که مجلس هم واکنش نشان داد و گفت در پرداخت همین مقدار یارانه ای که امروز به حساب خانوارها واریز می شود به مشکل برخوردیم چه برسد مبلغی که برخی از کاندیداها وعده آن را می دهند؛ به هر ترتیب وعده و وعید دادن و دانستن اینکه این وعده ها تحقق پذیر نیست و باز هم این مساله را عنوان کردن، هر دو حالت بسیار ناپسند است، جامعه ما، جامعه جوانی است و این انقلاب ارتباطی که به وجود آمده و انواع شبکه های اجتماعی که در دسترس است، نا معقول بودن بسیاری از این شعارها را روشن می کند و مردم آگاه می شوند که برخی از کاندیداها تنها برای رسیدن به قدرت از چنین ترفندهایی استفاده می کنند و وعده های آنها عملیاتی نخواهد شد، از سوی دیگر حاکمیت ما چند لایه است و سریعا در برابر وعده های غیر واقع بینانه واکنش نشان داده می شود و کاندیداهایی که با وعده به دنبال جذب رأی هستند، نمی توانند به هدفشان برسند. از سوی دیگر به خاطر داشته باشیم که گذشته ها نشان داده، کسی که دروغ بگوید و مردم را جاهل فرض کند، خودش در زمان تأیید صلاحیت مورد بی مهری قرار می گیرد.

* یعنی به نظر شما رأی مردم در روز انتخابات عقلی و منطقی است و تصمیمات درستی گرفتند؟

نمی توان گفت همه کسانی که در انتخابات شرکت می کنند تصمیم گیری عقلانی دارند، افرادی که در شهرستان ها زندگی می کنند به انواع شبکه ها دسترسی ندارند و بیشتر شبکه ای که در دسترس دارند، تلویزیون است به همین دلیل شاید تصمیم گیری ها خیلی عقلانی نباشد، اما مثلا در تهران دسترسی به شبکه های اجتماعی بسیار است و آگاهی مردم نسبت به مسایلی که مطرح می شود بسیار زیاد است لذا این گروه از جامعه مقداری عقلانی تر رأی می دهند البته بعضی از رای ها طبیعتا تحت تاثیر جریان ها هستند مثلا جریان اصولگرا برای خود یک کاندیدایی معرفی می کند و درصد مشخصی رای دارد. از سوی دیگر بخشی از افراد هم تحت تاثیر شرایط و جوی که ایجاد می شود، قرار می گیرند و رأی می دهند. در بسیاری از کشورها هم رأی مردم تحت تأثیر شرایط جوی است که ایجاد می شود، گروهی نیز براساس پیشینه روسای جمهور قبل تصمیم می گیرند و رای می دهند، مثلا در جامعه آمریکا سیاست مداران قبلی کارهایی کردند که مردم به فردی که می گفت که من مانند روسای جمهور قبل، در زمینه سیاست عمل نمی کنم روی آوردن و به شخصی مانند ترامپ رای دادند. ولی کاندیداهایی که فعلا در انتخابات ایران حضور دارند، همه سابقه دارند و مردم سابقه این افراد را می دانند لذا انتخاب مردم با عقلانیت است، کسانی که می آیند رای دهند به فردی رای می دهند که نسبت به سایرین رزومه پاک تری دارند یا ریاکاری کمتری نشان می دهند، ممکن است که پرونده ای داشته باشند ولی کسی را انتخاب می کنند که توانسته یک نوع ثباتی را در جامعه ایجاد کرده باشد.

* در انتخابات ریاست جمهوری ایران با آرای خاکستری رو به رو هستیم آرایی که نشان از ناتوانی در تصمیم گیری فرد را نشان می دهد، حتی در تهران هم که شما معتقدید تصمیم گیری ها عقلانی تر هست هم آرای خاکستری وجود دارد، چرا مردم ایران در موقعیت و شرایط مهم و حساسی مانند ریاست جمهوری دچار این میزان شک و ابهام در رای دادن هستند؟

اینکه فرد در انتخابات شرکت کند و رای ندهد، مساله بسیار ناجوری است و بدین معناست که هیچ کسی را قبول ندارد، اما در انتخابات شرکت می کند و این مساله واقعا حس بدی به انسان دست می دهد که چرا باید اینطور باشد؛ اصلا یک کسی نمی خواهد شرکت کند که امر او جداست و یک انتخاب است. به نظرم تعداد کسانی که در انتخابات شرکت می کنند و رای خود را مشخص نمی کنند، کم است و عمده افرادی که شرکت می کنند جهت خود را مشخص می کند، به هر حال حکومت ما هم کسی را اجبار نمی کند که حتما رای دهد یا اگر کسی رای ندهد مرحوم از چیزی نمی شود، این آزادی وجود دارد، ولی هنوز هم تعداد کسانی هستند که اینگونه تصمیم می گیرند که البته تعداد آنها هم بسیار کم است.

* در آستانه انتخابات به خصوص در چند روز آخر هیجانات به اوج می رسد و حتی رأی برخی را تحت تأثیر قرار می دهد، چرا در ایران نسبت به کشورهای دیگر میزان هیجان تا این حد زیاد است؟

این مساله در همه کشورها وجود دارد، به هر حال مردم کشورهایی که کمتر این عقلانیت را به کار می برند، هیجان بیشتری دارند، ما هم ملت هیجانی هستیم ولی به نظر من مناظره آخر بسیار تعیین کننده بود، مثلا همین انتخابات فرانسه آخرین مناظره بین ماکرون و لوپن رخ داد این مناظره مشخص کرد که لوپن کم آورد و جوی ایجاد شد و موجب شد افرادی که نمی خواستند رای دهند پس از آن مناظره تحت تاثیر قرار گرفتند و به سمت یک کاندیدا آمدند، به نظرم مناظره آخر در ایران نیز بسیار مهم بود و از همین الان می توان برآورد کرد که میل مردم به سمت کدام یک از کاندیداهاست. جامعه ما سرشار از جوانان تحصیل کرده ای است که دوست دارند با دنیا تعامل و ارتباط داشته باشند، مردم ما افراطی گری را دوست ندارند از جانب هر کسی که باشد، مردم ما دوست دارند که ارتباط با تمام دنیا داشته باشند، تجارب تاریخ معاصر و تجاربی که مردم از حکومت دینی و غیر دینی تجربه کردند، نشان داده که مردم می خواهند از تنش به دور باشند، مردم ما دوره جنگ را تحمل کردند دیگر نمی خواهند کشور دامن گیر یک جنگ دیگر باشد در نتیجه به کاندیدایی رای می دهند که دوست دارد با دنیا در تعامل و ارتباط باشد و اطرافیان آن کسانی هستند که اهل تعامل هستند، مردم به کاندیدایی که اطراف او نظامی هستند و افرادی هستند که رزومه آنها مشخص است، رأی نمی دهند، از همین حالا می توان پیش بینی کرد که اقبال با کدام کاندیداست، هر چند شاید این کاندیدا ایده آل نباشد و اشکالات وجود داشته باشد ولی می توان برآورد کرد که مردم ما با کاندیدایی هستند که دوست دارد با دنیا در تعامل و ارتباط باشد و دست اطرافیانش آلوده نیست، اختلاس مالی ندارند و پارتی بازی در اطرافشان کمتر است.

* برخی معتقدند که در ایران نظرسنجی با واقعیت متفاوت است شواهد هم این مساله را نشان می دهد، حتی ممکن است در نظرسنجی ها افراد خود را تابع یک گروه سیاسی خاصی بدانند اما در زمان رای گیری به فردی دیگر که از پایگاه متفاوت با خواست سیاسی دیگری است، رای دهند؛ از نظر جامعه شناسی این مساله پذیرفته شده است؟

در کشورهای پیشرفته موسسه ای مانند پیو مسایل را بررسی می کنند و نتیجه را با اختلاف یک تا یک و نیم درصد درست بیان می کند، اما در ایران موسسات علمی نظرسنجی و پیمایش نداریم تا بتواند درست برنامه ریزی کند و اشتباهات در اعلام نتایج بسیار است، اگر چنین موسسات نظرسنجی درست و دقیقی داشتیم، جلوی بسیاری از جنجال ها گرفته می شد، خیلی از هزینه هایی که دادیم به این دلیل بوده که نظرسنجی های درستی نداشتیم، ولی کسانی که نگاه جامعه شناسانه و علمی داشته باشند و با اقشار اجتماعی در ارتباط باشند، می توانند حدس نزدیک به واقعیت بزنند ولی به این نظرسنجی هایی که صورت می گیرد، نمی توان اطمینان کرد چون بنیان علمی و جامعه شناسانه ندارند.

* جوامع به طور کلی از سه گروه نخبگان سیاسی، نخبگان مدنی و مردم عادی تشکیل شده و در جامعه سالم و دموکرات این سه ضلع، با محور رسانه باهم تعامل دارند و مرتبط هستند. اما چرا در ایران فضای به گونه ای رقم خورده که ارتباط و تعامل بین گروها و درون گروه ها دچار نقص و مشکل است؟ چنین ارتباط ناقصی بین گروه های مختلف به افکار عمومی محکم و استوار منجر می شود یا تفکرات قالبی بر آن مسلط می شود؟

واقعیت این است که در ایران نهادهای غیر دولتی بسیار کم هستند، NGO ها بسیار کم هستند، ما ضعف داریم، برعکس در کشورهای توسعه یافته، سازمان های غیر دولتی بسیار راحت تشکیل می شوند، ولی ما با این ضعف از قبل از دوره پهلوی مواجه بودیم و این ضعف پیامدهای بدی برای جامعه دارد، حکومت ها باید به نخبگان نظری اعتماد کنند، ولی به نظرم داریم به آن سمت می رویم که جامعه بازتر شود و من امیدوارم که بتوانیم مسیر توسعه و پیشرفت را طی کنیم، کسانی که افراطی هستند مورد اقبال مردم قرار نمی گیرند، آنها باید ذهنیتشان را عوض کنند و با افکار نو و عقلانی همراه شوند، همه ما باید امیدوار باشیم و تلاش کنیم و آگاهی اجتماعی به عنوان یک تعهد اجتماعی را تراکنش کنیم تا جامعه از بسیاری از کاستی ها خارج شود.

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=60152