دل‌نوشته عضو منتخب اتحادیه صنف چاپخانه‌داران خطاب به رهبر انقلاب:‏ تضییع حق اصناف توسط خائنان خادم‌نما

0
۸۷۹ بازدید

ماجرای هیأت رئیسه اتحادیه صنف چاپخانه داران تهران، به سریالی مملواز اتفاقات عجیب و کلکسیون تخلفات مکرر شده‌است، در حالی که مراجع نظارتی و قانونی متعدد حکم به رسیدگی و تعیین تکلیف این پرونده داده‌اند، اما همچنان جریانی مانع از اجرایی قانون شده‌است.‏

ماجرای هیأت رئیسه اتحادیه صنف چاپخانه داران تهران، به سریالی مملواز اتفاقات عجیب و کلکسیون تخلفات مکرر شده‌است، در حالی که مراجع نظارتی و قانونی متعدد حکم به رسیدگی و تعیین تکلیف این پرونده داده‌اند، اما همچنان جریانی مانع از اجرایی قانون شده‌است.‏
به گزارش خبرنگار جهان اقتصاد، دو تابعیتی بودن یکی از اعضای منتخب هیأت رئیسه موجب شده تا حضور وی با مخالفت برخی دستگاه‌های دولتی و نهادهای حاکمیتی همراه شود، اما همچنان مقاومت‌هایی مانع از حذف وی و آغاز فعالیت هیأت رئیسه جدید این اتحادیه می‌شود.‏
احمد ابوالحسنی جانباز و آزاده هشت سال دفاع مقدس و از منتخبین هیأت رئیسه اتحادیه چاپخانه‌داران در نامه‌ای سرگشاده خطاب به مقام معظم رهبری، آنچه در ۱۵ ماه گذشته بر سر این اتحادیه آمده و آسیب‌هایی که متوجه صنف شده است را تشریح کرد.‏
در این اندوه‌نامه چنین آمده است؛ قصد داشتم از بی‌مهری‌ها شکواییه تقدیم کنم، اما دیدم شکایت نوشتن کار کوفیان است نه کربلایی‌ها، پس به جای گله و شکایت، حرف دل می‌گویم، از بیعت دوباره با امام و رهبر و انقلاب.‏
آقاجان من از تبار همان‌ها هستم که شما و امام راحلمان لقب شیربچه‌های انقلاب به ما عنایت فرمودید.‏
‏۱۵ ساله بودم که به ندای “هل من ناصر ینصرنی” لبیک گفتم، افسوس که از غافله عاشقان جا ماندم و سهمم به جای پرواز شد اسارت و یادگاری‌های حزب بعث که دردشان در برابر زخم‌هایی که امروز بر دلم نشسته حقیر و ناچیز است.‏
آقا جان، آن اوایل که دل نگران نفوذی‌ها بودید، هرچند باورش برایم سخت بود، اما حکم، حکم تکلیف بود، ایمان به درایت و رهبری شما، حجت را تمام کرده بود و باید هر روزنه‌ای که ممکن بود به راه نفوذ تبدیل شود را می‌بستیم.‏
ردای ریاست در اتحادیه لیتوگراف را به دوستان واگذار کردم و برای انتخابات هیات رئیسه اتحادیه چاپخانه‌داران تهران نامزد شدم، چراکه دغدغه شما دل نگرانم کرده‌بود.‏
انتخابات که برگزار شد، توصیه‌ها و دل‌نگرانی‌های شما چون عصای موسی (ع)، رودخانه تزویر و دورنگی شکافت و پرده‌ها فرو ریخت،، جربان نفوذ را که شما در خشت خام دیده بودید، در آیینه اتفاقات ۱۵ ماه گذشته این اتحادیه مشاهده کردم.‏
آقاجان، مطالبه ناحقی نداشته و ندارم و نه از بابت یادگاری‌ تازیانه‌های دوران اسارت و نه آنچه پشت خاکریزهای عشق به ایران و اسلام جا گذاشته‌ام، سهمی نخواسته‌ام.‏
آنجا که دیدم تکلیف فرمودید مانع جریان نفوذ شوید، حسب وظیفه یک کهنه سرباز، به حمایت از آنها که سایه پرچم شیطان بزرگ را به سرافرازی پرچم سه رنگ عشق، ایران عزیزمان ترجیح داده‌اند، معترض شدم.‏
اما هر چه بیشتر فریاد زدم”هیهات من الذله” بیشتر باور کردم که نه در شعب ابی‌طالب و جمع کفار که در کوفه میان مسلمان نماهای منفعت طلب گرفتار آمده‌ایم.‏
آقاجان، امروز هم اگر دست به قلم شده‌ام تا درد دل با شما بگویم نه به نیت جاه‌طلبی و مدیریت یک اتحادیه صنفی است، بلکه از شرمندگی در برابر خون برادرانم است که به عشق اسلام و انقلاب و برای حفظ ناموس مام وطن چنان عاشقانه پر کشیدند که هیچ سیمرغی را توان چنین پرواز جاودانه‌ای نیست.‏
آقاجان، ۱۵ ماه است، که جریان نفوذ چنان دیواری مستحکم ایستادگی کرده تا فرد دو تابعیتی که نهادهای ناظر صلاحیتش برای اداره اتحادیه صنف چاپخانه‌داران تهران را رد کرده‌اند را حفظ کند.‏
امروز وظیفه دانستم، تکرار مکرر کوفیان را با شما در میان بگذارم تا رهنمودهای راه‌گشای شما، درب خیبرآقایون را از جا در بیاورد و بار دیگر کوفیان دوران رو سیاه شوند.‏
آقا جان، گروهی خائن در لباس خادم، با سو استفاده از جایگاه حقوقی خود توانستند ۱۵ ماه حق و حقوق یک اتحادیه فرهنگی را ضایع و در بلاتکلیفی، جایگاه و اعتبار آن را تخریب نمایند که درخواست برخورد دارم تا دست ناپاکان از حریم خانواده بزرگ، محترم و مخلص اصناف، همان‌ها که بازوان ستبر انقلاب بودند و هستند پاک شود.‏
درد دل‌ها از سر ناچاری تحریر نکردم، چراکه با یاران اندک و عاشق، نه ۱۵ ماه که لازم باشد ۱۵ سال ایستادگی خواهیم کرد، نوشتم تا آنها که از ترس جان یا طمع مال به دشمن سرسپرده‌اند، بدانند و آگاه باشند که بیشه ایران هیچ زمان از شیربچه‌های عاشق ایران، اسلام و انقلاب خالی نمی‌ماند.‏

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=112013

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا کامنت خود را ثبت نمایید .
لطفا نام خود را وارد کنید