دخالت دولت آغاز مرگ خلاقیت هنری است

0
۳۷۵ بازدید

یک هنرمند مجسمه‌ساز پیشکسوت درباره‌ی مشکلات انجمن‌های هنری در ایران، خلاهایی که این انجمن ها می‌توانند پرکنند و تبعات هنر دولتی شده سخن گفت


. حمید شانس در گفت‌و‌گو با ایسنا، درباره‌ی انجمن‌های هنری اظهار کرد: یکی از نکات قابل توجه در انجمن‌های هنری، این است که اساس‌نامه‌ی فعالیت‌های این انجمن‌ها بعد از انقلاب تدارک دیده شد و چون بحثی نوظهور بود و شیوه‌های عمل آن مشخص نبوده، مکانیزمی بر عملکردشان تدارک دیده شده است که ایمنی عملیات آن‌ها را تضمین کند.
شانس بیان کرد: یکی از مشکلات انجمن‌ها این است که نام ملی را فقط با خود یدک می‌کشند به این معنی که در سیاست‌گذاری‌هایی که در سطوح ملی انجام می‌شود با آن‌ها مشورت نمی‌شود و ارگان‌های سیاست‌گذار از آن‌ها نظر نمی‌خواهند و بنابراین رهبری انجمن‌ها غالبا از اطلاعات و آمارها خبر ندارند و در سیاستگذاری‌های کلان نقشی ندارند.
این هنرمند پیشکسوت اضافه کرد: از سوی دیگر مکانیزم جدی و کارایی برای تأمین نیازهای انجمن‌ها وجود ندارد و به خاطر محدودیت‌هایی که انجمن‌ها دارند در درآمد زایی به مشکل می خورند. یکی دیگر از مشکلات این است که هنرمندان خود نیز در منفعلانه عمل می‌کنند و انفعال هنرمندان باعث می‌شود که نیروی کافی برای فعالیت‌های انجمن‌ها وجود نداشته باشد.
او افزود: از طرفی دیگر محمل و قانونی متناسب برای مجموعه‌ای از فعالیت‌های اقتصادی و فرهنگی هنرمندان تدارک دیده نشده است بنابراین بخشی از فعالیت‌هایی که لازم است انجمن‌ها انجام دهند فاقد وجاهت قانونی است.
شانس ادامه داد: باید به این نکته توجه کرد که ما هنوز شغلی به نام مجسمه‌ساز در ایران نداریم که از پشتوانه قانونی برخوردار باشد و بتواند پروانه‌ی‌ کار بگیرد. اگر کسی بخواهد مجسمه‌سازی کند یا می‌تواند به سازمان میراث فرهنگی یا صنایع دستی مراجعه کند که محدودیت‌های زیادی را مقابل راهش قرار می‌دهد یا می‌تواند به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مراجعه کند که به راحتی اجازه‌ی کار به هنرمندان نمی‌دهد، بنابراین مجسمه‌سازی به عنوان یک شغل جایگاهی ندارد.
این هنرمند درباره‌ی دیگر مشکلات انجمن‌های هنری توضیح داد: قوانین معافیت‌های مالی به صورتی است که به دلیل ایجاد محدودیت از طریق ارگان‌های دیگر به درستی عمل نمی‌شوند و ما هم قوانین و ضوابط تسهیل کننده‌ای‌ نداریم.
او اضافه کرد: از طرفی دیگر ارگان‌ها طی ۳۰ سال گذشته به صورتی درآمدند که ساختارهایی دارند و خود را مالک می‌دانند و جایی برای کارهای دیگران قائل نیستند و در سیاست‌گذاری‌های کلان هم با هنرمندان مشورت نمی‌کنند. در نتیجه الیگارشی قوی ایجاد شده است که هنرمندان و انجمن‌ها را بازی نمی‌گیرد. در واقع نوعی دولت سالاری ایجاد شده و در نتیجه این امر باعث می‌شود که قبل از هر چیزی بدنه‌ی اجتماع و عواطف آن‌ها ضربه بخورد.
شانس درباره رابطه انجمن‌های هنری با دولت گفت: به طور کلی موافق هر نوع همکاری انجمن‌ با نهادهای دولتی و خصوصی هستم و فکر می‌کنم که وظیفه‌ی هنر گسترش این ارتباط است ولی معتقدم معضل عبارت است از ایجاد ساختار وابسته دولت که هنر دولتی را ترویج کند. من حتی با حضور هنر دولتی در کنار سایر ساختارها هم مشکلی ندارم ولی منحصر کردن و محدود کردن هنر را جایز نمی‌دانم و معتقدم کسانی که حامی بحث حمایت دولت هستند با حسن نیت پیشنهاد می‌دهند که هنرمند مثل یک طفل یتیم وابسته به دولت باشد. تشکیل ساختار مستقل از دولت دور از واقعیت نیست و فکر می‌کنم هنرمندان می‌توانند روی پای خود بایستند و هزینه‌های خود را تأمین کنند. من مخالف سیاست‌گذاری دولت در عرصه‌های هنری هستم و معتقدم هنری که در چارچوب دولتی محدود است مرگ خلاقیت در عرصه هنر است.

یک هنرمند مجسمه‌ساز پیشکسوت درباره‌ی مشکلات انجمن‌های هنری در ایران، خلاهایی که این انجمن ها می‌توانند پرکنند و تبعات هنر دولتی شده سخن گفت


. حمید شانس در گفت‌و‌گو با ایسنا، درباره‌ی انجمن‌های هنری اظهار کرد: یکی از نکات قابل توجه در انجمن‌های هنری، این است که اساس‌نامه‌ی فعالیت‌های این انجمن‌ها بعد از انقلاب تدارک دیده شد و چون بحثی نوظهور بود و شیوه‌های عمل آن مشخص نبوده، مکانیزمی بر عملکردشان تدارک دیده شده است که ایمنی عملیات آن‌ها را تضمین کند.
شانس بیان کرد: یکی از مشکلات انجمن‌ها این است که نام ملی را فقط با خود یدک می‌کشند به این معنی که در سیاست‌گذاری‌هایی که در سطوح ملی انجام می‌شود با آن‌ها مشورت نمی‌شود و ارگان‌های سیاست‌گذار از آن‌ها نظر نمی‌خواهند و بنابراین رهبری انجمن‌ها غالبا از اطلاعات و آمارها خبر ندارند و در سیاستگذاری‌های کلان نقشی ندارند.
این هنرمند پیشکسوت اضافه کرد: از سوی دیگر مکانیزم جدی و کارایی برای تأمین نیازهای انجمن‌ها وجود ندارد و به خاطر محدودیت‌هایی که انجمن‌ها دارند در درآمد زایی به مشکل می خورند. یکی دیگر از مشکلات این است که هنرمندان خود نیز در منفعلانه عمل می‌کنند و انفعال هنرمندان باعث می‌شود که نیروی کافی برای فعالیت‌های انجمن‌ها وجود نداشته باشد.
او افزود: از طرفی دیگر محمل و قانونی متناسب برای مجموعه‌ای از فعالیت‌های اقتصادی و فرهنگی هنرمندان تدارک دیده نشده است بنابراین بخشی از فعالیت‌هایی که لازم است انجمن‌ها انجام دهند فاقد وجاهت قانونی است.
شانس ادامه داد: باید به این نکته توجه کرد که ما هنوز شغلی به نام مجسمه‌ساز در ایران نداریم که از پشتوانه قانونی برخوردار باشد و بتواند پروانه‌ی‌ کار بگیرد. اگر کسی بخواهد مجسمه‌سازی کند یا می‌تواند به سازمان میراث فرهنگی یا صنایع دستی مراجعه کند که محدودیت‌های زیادی را مقابل راهش قرار می‌دهد یا می‌تواند به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مراجعه کند که به راحتی اجازه‌ی کار به هنرمندان نمی‌دهد، بنابراین مجسمه‌سازی به عنوان یک شغل جایگاهی ندارد.
این هنرمند درباره‌ی دیگر مشکلات انجمن‌های هنری توضیح داد: قوانین معافیت‌های مالی به صورتی است که به دلیل ایجاد محدودیت از طریق ارگان‌های دیگر به درستی عمل نمی‌شوند و ما هم قوانین و ضوابط تسهیل کننده‌ای‌ نداریم.
او اضافه کرد: از طرفی دیگر ارگان‌ها طی ۳۰ سال گذشته به صورتی درآمدند که ساختارهایی دارند و خود را مالک می‌دانند و جایی برای کارهای دیگران قائل نیستند و در سیاست‌گذاری‌های کلان هم با هنرمندان مشورت نمی‌کنند. در نتیجه الیگارشی قوی ایجاد شده است که هنرمندان و انجمن‌ها را بازی نمی‌گیرد. در واقع نوعی دولت سالاری ایجاد شده و در نتیجه این امر باعث می‌شود که قبل از هر چیزی بدنه‌ی اجتماع و عواطف آن‌ها ضربه بخورد.
شانس درباره رابطه انجمن‌های هنری با دولت گفت: به طور کلی موافق هر نوع همکاری انجمن‌ با نهادهای دولتی و خصوصی هستم و فکر می‌کنم که وظیفه‌ی هنر گسترش این ارتباط است ولی معتقدم معضل عبارت است از ایجاد ساختار وابسته دولت که هنر دولتی را ترویج کند. من حتی با حضور هنر دولتی در کنار سایر ساختارها هم مشکلی ندارم ولی منحصر کردن و محدود کردن هنر را جایز نمی‌دانم و معتقدم کسانی که حامی بحث حمایت دولت هستند با حسن نیت پیشنهاد می‌دهند که هنرمند مثل یک طفل یتیم وابسته به دولت باشد. تشکیل ساختار مستقل از دولت دور از واقعیت نیست و فکر می‌کنم هنرمندان می‌توانند روی پای خود بایستند و هزینه‌های خود را تأمین کنند. من مخالف سیاست‌گذاری دولت در عرصه‌های هنری هستم و معتقدم هنری که در چارچوب دولتی محدود است مرگ خلاقیت در عرصه هنر است.

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=2840