خصوصی سازی و دوران پساتحریم

0
۴۸۶ بازدید

محمد حسین برخوردار- مدیر عامل شرکت دخانیات
هر چند خصوصی سازی شرکتهای دولتی، رویکردی است که حداقل دو دهه در ایران سابقه طرح و اجرا دارد و همه دولت ها و مجلس ها پس از پایان جنگ تحمیلی به نوعی با آن مواجهه داشته اند ولی شتاب محسوس آن به  زمان ابلاغیه اصل ۴۴ قانون اساسی در سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵ باز می گردد. همه می دانیم و نیاز به توضیح واضحات و مرور تجربیات نیست که مهمترین دغدغه ها در خصوصی سازی را می توان متمرکز بر چابک سازی دولت از طریق خروج از تصدیگری فعالیت های اقتصادی، بهبود نقش تنظیم گر و حاکمیتی دولت ها از طریق کاستن بار مدیریتی و مالی دولت و در نهایت افزایش بهره وری و توسعه بنگاه های اقتصادی و بهبود کیفیت محصولات از طریق دمیده شدن روح رقابت پذیری دانست. غیرسیاسی کردن تصمیمات اقتصادی و شفاف شدن بازارها و فعالیت های اقتصادی نیز می تواند از دیگر آثار مثبت خصوصی سازی باشد. ‏

اما شکل گیری و گسترش صنایع و بنگاه های شبه دولتی، اخراج یا بلاتکلیفی آینده شغلی کارگران علی رغم اینکه از ایشان با عنوان های زیبا و دلنشینی چون اصلی ترین رکن تولید یاد می شود، انتخاب یا انتصاب مدیرانی با رویکردها و روحیات دولتی برای بنگاه های خصوصی سازی شده، واگذاری بنگاه های اقتصادی به عنوان رد دیون دولت، دست به دست شدن بنگاه های اقتصادی، تغییر کاربری زمین و ساختمان بنگاه های اقتصادی از فعالیت های تولیدی به محلی برای برج سازی، گرایش و وابستگی دولت به درآمدهای حاصل از واگذاری ها را می توان از بزرگترین آفت هایی دانست که در فرایند خصوصی سازی ها در ایران خواسته یا ناخواسته شکل گرفته است و بدنه صنعت از آن آسیب های فراوانی تحمل کرده است. ضمن اینکه حذف انحصارهای دولتی که زمانی حافظ و عامل صیانت این بنگاه ها بوده، موجب شده آنها در بازار فرار قابتی امروز نتوانند گلیم خود را از آب بیرون بکشند و پا به ورطه ورشکستگی یا ضرر و زیان بگذارند. این موضوع از آنجایی اهمیت پیدا می کند که اغلب این بنگاه های اقتصادی در زمان که در حال کنده شدن از بدنه دولت هستند، از لحاظ ماشین آلات و تکنولوژی تولید در وضعیت مناسبی قرار نداشته و در واقع فرایندهای بروز رسانی و نوسازی خط تولید در آنها سالها بدون توجه، بدون متولی و بدون بودجه، بایکوت شده و رها بوده است.‏
این چالش ها نشان از آن دارد که صرف واگذاری ها از دولت به بخش خصوصی نمی تواند الزاما اهداف اصلی سیاستگذاری برای خصوصی‌سازی را حاصل کند. و برطرف کردن موانع سرمایه گذاری، بهبود فضای کسب و کار و تعریف برنامه اقتصادی و طرح توجیهی مناسب، بهینه سازی خطوط تولید و نوسازی ماشین آلات، الزام برای افزایش رفاه کارگران که به طور مستقیم سرنوشت آنها با خصوصی سازی ها گره خورده است، و دهها فاکتور دیگر بعنوان پیش شرط موفقیت خصوصی سازی باید مد نظر سیاستگذاران باشد. نکته بسیار مهم در فرایند خصوصی سازی این است که بهای بی تجربگی ها و ندانم کاری های مدیران بنگاه های اقتصادی که علی رغم خصوصی شدن نتوانسته اند از مدیرانی با رویکردهای بخش خصوصی بهره مند شوند، را نباید بر کارگران تحمیل شود. نیروی انسانی کارآمد، بزرگترین سرمایه یک بنگاه اقتصادی است که متاسفانه در فرایند خصوصی سازی چندان به آن توجه نمی شود.‏
سخن پایانی آن است که با توجه به اینکه رفع تحریم ها و آزاد شدن پول های بلوکه شده و افزایش درامدهای دولت می تواند بعنوان موتور محرکه خصوصی سازی موجب تند شدن شیب این فرایند ها در نیمه دوم سال جاری و اوایل سال آینده باشد، ضروری است موضوع آسیب شناسی خصوصی سازی در ایران بیش از گذشته و پیش از وقوع انحرافات بیش تر مورد اهتمام مسئولان مربوطه قرار گیرد.‏

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=14357