حمایت از کالای ایرانی جسارت می خواهد

0
۵۵۰ بازدید

فاصله گرفتن از شعارزدگی سخت است. دور شدن از رویه ها و عادات مرسوم دشوار است. شکستن کلیشه های تثبیت شده و درانداختن طرحی نو جسارت می خواهد. بنابراین وقتی گفته می شود از کالای ایرانی و تولید ملی حمایت کنیم، کارگزاران و مدیران به یکباره صف می بندند و کمتر کسی پرسش می کند که از کدام تولید؟ به چه بهایی؟ با کدام منطقی؟ آیا باید به هر شکل ممکن و به هر قیمتی و از هر کالا یا تولید داخلی حمایت کرد؟ استثناء هم ندارد؟!‏

فاصله گرفتن از شعارزدگی سخت است. دور شدن از رویه ها و عادات مرسوم دشوار است. شکستن کلیشه های تثبیت شده و درانداختن طرحی نو جسارت می خواهد. بنابراین وقتی گفته می شود از کالای ایرانی و تولید ملی حمایت کنیم، کارگزاران و مدیران به یکباره صف می بندند و کمتر کسی پرسش می کند که از کدام تولید؟ به چه بهایی؟ با کدام منطقی؟ آیا باید به هر شکل ممکن و به هر قیمتی و از هر کالا یا تولید داخلی حمایت کرد؟ استثناء هم ندارد؟!‏
بر این باورم که اجرای بهینه حمایت از کالای ایرانی نیازمند پیش شرط ها و الزاماتی است که تا محقق نشوند شعارزدگی جای عمل را خواهد گرفت. یکی از این پیش نیازها داشتن تعریف روشن و یکسان از تولید ملی و کالای ایرانی است. در نبود این تعریف آشکار، هر کسی از ظن خود یار ماجرا می شود و در نتیجه مفاهیمی همچون “مزیت نسبی” به فراموشی سپرده می شود و یا هرگونه نقد به مفهومی چون “خودکفایی” به تابو بدل می شود.‏
یکی دیگر از این پیش نیازها شناخت افکار عمومی و نزدیک شدن به نوع نگاه و دغدغه های مردم است. نمی توان به شکلی دستوری و از این سوی میز بدون معاینه بالینی برای آن سوی میز نسخه پیچید.‏
پیش نیازهای تحقق حمایت از تولید داخلی فراوانند اما همین دو نکته یادشده را بیشتر بکاویم. برای نمونه در نخستین روزهای نوروز امسال و پس از اعلام نام انتخاب شده، جدا از تحسین ها و تکریم ها و پیام های همراهی از سوی صاحب منصبان و رسانه های رسمی، موجی نیز در فضای مجازی و از جانب تریبون های غیررسمی شکل گرفت که با الگوی رسمی زاویه داشت.‏
در این موج غیر رسمی کمینه به دو حوزه نقد و تعریض وارد می شد: یکی صنعت (به ویژه خودروسازی) و دیگری کشاورزی.‏
افکار عمومی به درست یا غلط- معتقد است وقتی خودروهای داخلی کیفیت مطلوب و قیمت مناسب ندارند و تنها به مدد سنگ اندازی در برابر واردات خودورهای باکیفیت خارجی و در فضای بی رقابت و انحصاری به بقای خود ادامه می دهند و طنز ماجرا تا بدانجاست که دولتمردان و صاحب منصبان خود نیز استفاده کننده از این خودروهای وطنی نیستند(!)، چرا باید این تولید را همچنان در فضای غیررقابتی حمایت کرد؟
در مثالی دیگر افکار عمومی می پرسند وقتی کشور در زون خشکسالی قرار دارد و بحران آب جدی و غیرقابل کتمان است، چرا باید همچنان بر بسط و توسعه زراعت و تاکید بر خودکفایی محصولات کشاورزی اصرار کرد؟ آیا حمایت از این محصولات در شرایط کم آبی و با همه هشدارهایی که در نکوهش صادرات آب مجازی داده شده درست است؟ آیا اصرار بر خودکفایی آن هم با دادن یارانه های گوناگون دولتی از جمله خرید تضمینی محصولات منطقی است؟
در نمونه ای دیگر افکار عمومی می پرسند که گسترش و بقای صنایع آب بر همچون فولاد و مس آن هم در مناطق کویری و مرکزی کشور که اثرات مخربی بر محیط زیست دارند و تنش های آبی را ایجاد و تقویت می کنند همچنان باید به عنوان حمایت از تولید داخلی در دستور کار باشند؟
و در کنار این گونه از پرسش ها باید به سوال بزرگتر و مهمتری نیز پاسخ داد که شور میهن پرستی و عرق ملی کجا رفته است که اصلی بدیهی و پذیرفتنی همچون حمایت از تولید ملی و کالای ایرانی را باید به عنوان دغدغه ای جدی به ملت گوشزد و یادآوری کرد؟!‏
در طول این سالها چه کرده ایم (یا چه نکرده ایم؟) که باید گزاره های ساده ای از این دست را برای افکار عمومی تکرار کرد و ایرانیان را تشویق کرد که: “هموطن! کالای ایرانی بخر”؟!‏
صاحب منصبان و زمامداران کشور باید جسور باشند. جسارت برای بازنگری در کارنامه کاری خود و تولیدات ایرانی. جسارت در بازتعریف مفاهیمی چون مزیت نسبی و خودکفایی. جسارت در سنجش داشته ها و نداشته ها. جسارت در آشتی با مفهوم توسعه همه جانبه و پایدار. جسارت در سنجش ظرفیت های انسانی، زیست محیطی و مالی و سپس تجویز نسخه های شفابخش برای حمایت از تولید داخلی. جسارت در اجتناب از وابستگی به نفت برای حمایت یارانه ای از تولید داخلی. جسارت در دستیابی به نگاه جامع نگر و دوری از کلیشه های تکراری و شعاری. و به ویژه جسارت در استفاده از اهل علم. به ویژه علمای علوم اجتماعی تا بدانند که عرق ملی کجا رفته است؟ تا بدانند که چرا افکار عمومی در برابر شعاری اینچنین دلنشین، دچار دافعه و منفی خوانی می شوند؟ تا بدانند که چگونه می توان دغدغه های مردم را پاسخ گفت و زاویه ایجاد شده از طریق تریبون های غیر رسمی را به حداقل رساند. تا بدانند که چگونه و به دور از گفتارها و رفتارهای شعاری می توان افکار عمومی را همراه و اقناع ساخت؟
حمایت از تولید و کالای ایرانی بدون جسارت ممکن نیست.‏

حمید کارگر – دکترای علوم ارتباطات

منبع‌: پایگاه خبری جماران

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=80231