حلقه مفقوده تولید ‏

0
۴۷۷ بازدید

مرجان آقاجان زاده هوشیار ‏
باتوجه به شرایط جامعه ایرانی که از دیرباز درخصوص تجارت و بازرگانی پیشینه مقبول و قابل توجهی دارد می توانیم اذعان کنیم که کشور ما قابلیت های فراوانی در این راستا دارد.‏

در سال های گذشته بیشتر دقت و توجه دولت ها برروی تولید داخلی و سازندگی و رسیدن به درجه خودکفایی در تمامی عرصه های خرد و کلان معطوف بوده است از وام های ارزان قیمت گرفته تا سهولت در اخذ مجوزها و واگذاری مناطق و شهرک های صنعتی جهت ایجاد بنگاههای تولیدی موید این مطلب است .البته اگر این موضوع باتوجه به مزیت نسبی کشور عزیزمان ایران صورت میگرفت نه تنها به رشد و بالندگی می انجامید بلکه باعث هم افزایی و توانمندیی بیشتر متخصصین و تولیدکنندگان می شد که حضور در رقابتها و بازارهای بین المللی یکی از پیامدهای آن می شد. ولی در بعضی از موارد شاهد عدم بررسی دقیق و کارشناسانه بوده ایم که نتیجه آن وضعیت امروزی بنگاههای تولیدی چه در بخش کشاورزی و چه در بخش معدن یا صنایع غذایی و حتی بطور خاص تر صنایع خوردوسازی می باشد که با بحران جدی روبرو شده ایم.‏
بدون در نظر گرفتن بسیاری از موارد در نظر گرفته نشده در این خصوص ، می خواهم به نکته ای بسیار اساسی بپردازم و آن حلقه مفقوده چرخه تولید در همه عرصه های گوناگون می باشد و آن صادرات و واردات یا بعبارتی تجارت و بازرگانی است.‏
بعضا”عدم آشنایی تولیدکنندگان با بازارهای هدف داخلی یا خارجی و همچنین عدم آشنایی تولیدکنندگان با حداقل استانداردهای بین المللی و روش حضور در بازارهای جهانی باعث شده است که تولید محصولات با کیفیت نه چندان مورد قبول بین المللی ادامه یابد و در پی آن با حجم عظیمی از تولیدات بعضا” با کیفیت پایین روبرو شویم که نه جایگاه حضور جهانی دارد و نه بواسطه هزینه متقبل شده اقبال فروش داخلی از طرفی نا آگاهی و عدم شناخت رقبای جدی در بازارهای غیر داخلی باعث شده است که حتی در بازارهای نه چندان مرغوب خارجی هم نتوانیم سهم قابل قبولی از بازار آن کشورها داشته باشیم و این نه تنها تولید کننده داخلی را دچار سردرگمی و بی انگیزگی و نهایتا” شکست می نماید بلکه هزینه های انجام شده به دولت و کشور تحمیل میگردد که بازده مناسبی نه برای تولیدکننده و نه برای کشور ندارد.‏
از این دست اتلاف وقت و انرژی و سرمایه شخصی و ملی می توان به انبوه کارخانجات فرآوری سنگهای معدنی ، سازمان های درازو طویل خوردوسازی و قطعه سازان وابسته ،کارخانجات بسته بندی صنایع غذایی صادراتی و صنایع دستی مثل فرش نام برد.‏
درصورتیکه با تعامل سازنده و مفید بخش تولید و بازرگانی، هر تولید کننده با آگاهی از حداقل استانداردهای دنیا و قیمت ها و نحوه حضور و چگونگی تثبیت حضور ، تصمیم میگیرد که چه محصولی را با چه کیفیتی تولید نماید و اصلا” با بررسی جوانب مختلف می خواهد تولید کند یا خیر و سپس با بازوی توانای بخش بازرگانی می تواند نسبت به حضور کارشناسی در بازارهای هدف قدم بگذارد.‏
نقش اساسی بازرگانی را از منظر دیگری نیز مورد توجه قراردهیم . تهیه و خرید مواد اولیه و آشنایی با تکنولوژی های جدید دنیا درخصوص تولید می تواند کمک های شایانی را به عزیزان تولیدکننده نموده و ارائه این خدمات باعث بالندگی و به روز شدن صنایع دیگر می گردد.‏
نگرش بازرگانی درست و اصولی و حمایت از بازرگانی کمتر از حمایت از تولید و تولیدکننده نیست. بازرگانی و تولید لازم و ملزوم یکدیگرند . در تمام عرصه های تولیدی و خطوط تولید اگر به دقت نگریسته شود حتما” ردپای پررنگی از بازرگانی (بخش واردات) و در انبارهای کالاهای تمام شده نیاز پررنگ تری از بازرگانی (بخش صادرات) به چشم می خورد. ما باید سعی کنیم در کشور صنایع را تفکیک و تخصصی کنیم یعنی تولیدکننده نباید هم خودش دغدغه واردات مواداولیه، تکنولوژی، ماشین آلات را داشته باشد و هم نگران تولید و مشکلات اساسی تولید باشد و هم در جستجوی یافتن مشتری و بازار ،انرژی صرف کند و اینها تازه بخشی از تداخل زمینه های مختلف می باشد که بحث صادرات و حمل و نقل و سایر مراتب موجود و لازم را هم اگر به آن اضافه کنیم می شود بحران کنونی که کشور در حال دست و پنجه نرم کردن با آن است.‏
لذا در انتها تنها به این نکته اصرار دارم و توجه  فرهیختگان و بزرگان را به این مسئله جلب می کنم که “بازرگانی حلقه مفقوده تولید است”.‏

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=10626