کد خبر: 10626
تاریخ انتشار: ۰۵ اسفند ۱۳۹۳

حلقه مفقوده تولید ‏

حلقه مفقوده تولید ‏

مرجان آقاجان زاده هوشيار ‏
باتوجه به شرايط جامعه ايراني که از ديرباز درخصوص تجارت و بازرگاني پيشينه مقبول و قابل توجهي دارد مي توانيم اذعان کنيم که کشور ما قابليت هاي فراواني در اين راستا دارد.‏

در سال هاي گذشته بيشتر دقت و توجه دولت ها برروي توليد داخلي و سازندگي و رسيدن به درجه خودکفايي در تمامي عرصه هاي خرد و کلان معطوف بوده است از وام هاي ارزان قيمت گرفته تا سهولت در اخذ مجوزها و واگذاري مناطق و شهرک هاي صنعتي جهت ايجاد بنگاههاي توليدي مويد اين مطلب است .البته اگر اين موضوع باتوجه به مزيت نسبي کشور عزيزمان ايران صورت ميگرفت نه تنها به رشد و بالندگي مي انجاميد بلکه باعث هم افزايي و توانمنديي بيشتر متخصصين و توليدکنندگان مي شد که حضور در رقابتها و بازارهاي بين المللي يکي از پيامدهاي آن مي شد. ولي در بعضي از موارد شاهد عدم بررسي دقيق و کارشناسانه بوده ايم که نتيجه آن وضعيت امروزي بنگاههاي توليدي چه در بخش کشاورزي و چه در بخش معدن يا صنايع غذايي و حتي بطور خاص تر صنايع خوردوسازي مي باشد که با بحران جدي روبرو شده ايم.‏
بدون در نظر گرفتن بسياري از موارد در نظر گرفته نشده در اين خصوص ، مي خواهم به نکته اي بسيار اساسي بپردازم و آن حلقه مفقوده چرخه توليد در همه عرصه هاي گوناگون مي باشد و آن صادرات و واردات يا بعبارتي تجارت و بازرگاني است.‏
بعضا"عدم آشنايي توليدکنندگان با بازارهاي هدف داخلي يا خارجي و همچنين عدم آشنايي توليدکنندگان با حداقل استانداردهاي بين المللي و روش حضور در بازارهاي جهاني باعث شده است که توليد محصولات با کيفيت نه چندان مورد قبول بين المللي ادامه يابد و در پي آن با حجم عظيمي از توليدات بعضا" با کيفيت پايين روبرو شويم که نه جايگاه حضور جهاني دارد و نه بواسطه هزينه متقبل شده اقبال فروش داخلي از طرفي نا آگاهي و عدم شناخت رقباي جدي در بازارهاي غير داخلي باعث شده است که حتي در بازارهاي نه چندان مرغوب خارجي هم نتوانيم سهم قابل قبولي از بازار آن کشورها داشته باشيم و اين نه تنها توليد کننده داخلي را دچار سردرگمي و بي انگيزگي و نهايتا" شکست مي نمايد بلکه هزينه هاي انجام شده به دولت و کشور تحميل ميگردد که بازده مناسبي نه براي توليدکننده و نه براي کشور ندارد.‏
از اين دست اتلاف وقت و انرژي و سرمايه شخصي و ملي مي توان به انبوه کارخانجات فرآوري سنگهاي معدني ، سازمان هاي درازو طويل خوردوسازي و قطعه سازان وابسته ،کارخانجات بسته بندي صنايع غذايي صادراتي و صنايع دستي مثل فرش نام برد.‏
درصورتيکه با تعامل سازنده و مفيد بخش توليد و بازرگاني، هر توليد کننده با آگاهي از حداقل استانداردهاي دنيا و قيمت ها و نحوه حضور و چگونگي تثبيت حضور ، تصميم ميگيرد که چه محصولي را با چه کيفيتي توليد نمايد و اصلا" با بررسي جوانب مختلف مي خواهد توليد کند يا خير و سپس با بازوي تواناي بخش بازرگاني مي تواند نسبت به حضور کارشناسي در بازارهاي هدف قدم بگذارد.‏
نقش اساسي بازرگاني را از منظر ديگري نيز مورد توجه قراردهيم . تهيه و خريد مواد اوليه و آشنايي با تکنولوژي هاي جديد دنيا درخصوص توليد مي تواند کمک هاي شاياني را به عزيزان توليدکننده نموده و ارائه اين خدمات باعث بالندگي و به روز شدن صنايع ديگر مي گردد.‏
نگرش بازرگاني درست و اصولي و حمايت از بازرگاني کمتر از حمايت از توليد و توليدکننده نيست. بازرگاني و توليد لازم و ملزوم يکديگرند . در تمام عرصه هاي توليدي و خطوط توليد اگر به دقت نگريسته شود حتما" ردپاي پررنگي از بازرگاني (بخش واردات) و در انبارهاي کالاهاي تمام شده نياز پررنگ تري از بازرگاني (بخش صادرات) به چشم مي خورد. ما بايد سعي کنيم در کشور صنايع را تفکيک و تخصصي کنيم يعني توليدکننده نبايد هم خودش دغدغه واردات مواداوليه، تکنولوژي، ماشين آلات را داشته باشد و هم نگران توليد و مشکلات اساسي توليد باشد و هم در جستجوي يافتن مشتري و بازار ،انرژي صرف کند و اينها تازه بخشي از تداخل زمينه هاي مختلف مي باشد که بحث صادرات و حمل و نقل و ساير مراتب موجود و لازم را هم اگر به آن اضافه کنيم مي شود بحران کنوني که کشور در حال دست و پنجه نرم کردن با آن است.‏
لذا در انتها تنها به اين نکته اصرار دارم و توجه  فرهيختگان و بزرگان را به اين مسئله جلب مي کنم که "بازرگاني حلقه مفقوده توليد است".‏