تاریخ هم با آن‌ها سر شوخی دارد !

0
۸۳۰ بازدید

به شهادت تاریخ آدم عیب‌جویی نیستم! و به‌اصطلاح گیر دادن به اشتباه لپی یک نفر را عادت زشتی می‌دانم، آن‌هم از نوع کبیره؛ حتی اگر طرف یکی از جباران تاریخ باشد، و حق خلق خدا را در مقیاس وسیع پایمال کرده‌باشد. اما چه کنم؟! ظاهراً تاریخ هم با طرف مقابل سر شوخی دارد!
یکی از نمایندگان مجلس که روز یکشنبه و در جلسه بررسی طرح برجام، به عنوان مخالف سخنرانی کرد، با اشاره به جلسه معروف مجلس دوم مشروطه در سال ۱۲۹۰ خورشیدی، چنین گفت:
“مرحوم مدرس زمانی که مورگان شوستر آمریکایی، ایران را تهدید به جنگ کرد، گفت: ما چرا از ترس مرگ، باید خودکشی کنیم؟! الان هم من این را می‌گویم. استدعا دارم به مخالفت‌ها و موافقت‌ها توجه شود و تصمیمی بگیریم که ذخیره آخرتمان باشد، نه خوشایند کسی.” (منبع)
بگذریم که این نماینده سخنور، ظاهراً مطلبش را از سخنان آقای حسین شریعتمداری در اجتماع چندروز پیش تحصن‌کنندگان مخالف برجام فراگرفته‌است، اما برای این که نکته‌ای از خود افزوده‌باشد، تا به قول مطبوعاتچی‌ها، مطلبش “تولیدی” محسوب بشود! اسم جناب مورگان شوستر را به متن سخنان استادش افزوده‌است. نماینده محترم شدیداً ضدامریکایی است و احتمالاً برای مبارزه با امریکا همراهی و همکاری نزدیک با همسایه شمالی را توصیه و تأیید می‌کند.
اما نکته اینجاست که تاریخ شوخ‌طبع این سرزمین بر سر ذوق آمده و با این جناب وارد تعامل می‌شود! آن‌چه که جناب نماینده سخنور نمی‌داند، این است که اتفاقاً در آن ماجرای سال ۱۲۹۰، مورگان شوستر امریکایی همراه و همسو با ملت ایران بود و آن قدرتی که دولت و ملت ایران را تهدید، و حاکمیت ملی ایران را تحقیر کرد، همین همسایه شمالی بود!
مورگان شوستر حقوقدان امریکایی به عنوان مستشار مالی آمده‌بود تا به خزانه کشور سروسامان بدهد. او اهل معامله با کسی نبود، و می‌خواست با گرفتن مالیات از پولدارها و بهبود امور گمرکات، درآمد کشور را افزایش دهد، تا بشود کشور را از ورطه سقوط نجات داد. اگر برنامه او پیش می‌رفت، ۹ سال بعد، قزاق‌های همدان با بهانه چندماه حقوق نگرفتن و با تحریک انگلیسی‌ها روانه تهران نمی‌شدند تا کودتای سوم اسفند را شکل دهند. اگر برنامه شوستر امریکایی پیش می‌رفت، ۷ سال بعد و به دنبال محاصره شهر خوی توسط شبه‌نظامیان ارمنی، که دولت مرکزی امکانی برای کمک به محاصره‌شدگان نداشت، و پولی نداشت که حقوق سربازانش را بدهد، مردم شهر از پادگان عثمانی تقاضای کمک نمی‌کردند!
آن روز کسی که ایران را تهدید کرد، مورگان شوستر امریکایی نبود، بلکه روسیه تزاری بود! روسیه تهدید کرد که باید شوستر از ایران برود و امور مالی ایران اصلاح نشود! تا روسیه سود کند. مرحوم مدرس هم در جواب گفت نباید از ترس مرگ خودکشی کرد.
جناب نماینده! درست است که شوستر امریکایی بود، درست است که باید به هرچه امریکایی است، فحش بدهیم تا سورسات به‌راه باشد، اما بهتر است در استناد به تاریخ دقت کنیم، تا تاریخ پررمزوراز این سرزمین مظلوم به اصطلاح خیطمان نکند و حالمان را نگیرد!
این را هم بگویم که این‌حقیر نه دوست امریکا هستم و نه دشمن روسیه! از آن چمدان دلاری هم که به‌قول آن سخنور محترم، رئیس سابق سیا آورد تا بین همکاران وطنی‌اش تقسیم کند، چیزی به من تحویل نشده‌است! دغدغه من منافع ملی ایران است و خیروصلاح کوتاه‌مدت و بلندمدت این سرزمین و مردمان مظلومش. اگر از برجام دفاع می‌کنم، برای این است که موقعیت مالی ایران را مستحکم می‌کند تا فقر و نداری جوان ایرانی را وادار به خلافکاری نکند، و نوامیس ایرانی به تاراج تاجران نوکیسه منطقه نرود، و ایرانی جماعت برای دفع شرِّ اشرار متوسل به پادگان کشور همسایه نشود.

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=18841
مطالب قبلیپاداش مدیران : به بهای خلاقیت یا به بهانه ارتباطات دوستانه
مطالب بعدیکیسه ندوزید! اختلافی در کار نیست
من ناصر ذاکری هستم. در دی ماه سال ۱۳۳۸ در روستای مارکان (شهرستان خوی در استان آذربایجان غربی) به دنیا آمدم. مارکان دره ای سرسبز و زیبا با طبیعتی شگفت انگیز است که در حد فاصل رود ارس و جاده تبریز به مرز بازرگان قرار دارد و اینک به عنوان منطقه حفاظت شده مارکان شناخته می شود. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در مارکان و سپس خوی ادامه دادم و در سال ۱۳۵۶ تحصیل در رشته اقتصاد را در دانشگاه شهید بهشتی که در آن سال ها دانشگاه ملی ایران نامیده می شد، آغاز کردم. و در سال ۱۳۶۹ از دانشگاه تهران با مدرک فوق لیسانس فارغ التحصیل شدم. در عرصه فعالیت شغلی، فعالیت های متنوعی اعم از تدریس، ترجمه و پژوهش را تجربه کردم و اینک در حوزه مطالعات ارزشیابی پروژه های سرمایه گذاری فعالیت می کنم.