بی نظمی نوین جهانی

0
۸۷۱ بازدید

دکتر هاشم اورعی- استاد دانشگاه صنعتی شریف – ۷۵ سال پیش ۵۰ کشور جهان در سانفرانسیسکو گرد هم آمدند و موافقت نامه تاسیس سازمان ملل را امضاء کردند. البته یک جای خالی برای لهستان در نظر گرفته شد که چند ماه بعد به عنوان پنجاه و یکمین کشور به جمع موسسین پیوست. می توان گفت در این مدت موفقیت سازمان ملل فراتر از حد انتظار بوده است. برخلاف جامعه ملل که بعد از جنگ جهانی اول تشکیل شد، سازمان ملل که بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم تاسیس شد توانسته تا امروز دوام بیاورد و با استقلال یافتن بسیاری کشورهای مستعمره، در حال حاضر تعداد اعضاء به ۱۹۳ کشور رسیده و جنگ جهانی سوم هم رخ نداده است.

اما امروز سازمان ملل و برخی زیر مجموعه هایش از جمله سازمان تجارت جهانی WTO و پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای NPT با چالش های جدی مواجه است. در حال حاضر دستگاه عظیم و گسترده سازمان ملل با مشکلات درون سازمانی، درگیری های بین المللی ناشی از قدرت یافتن چین و از همه مهم تر بی توجهی کامل کشوری که آرشیتکت اصلی بوده و بیشترین نقش را در ایجاد آن داشته یعنی آمریکا، سخت دست و پنجه نرم می کند.

باید توجه داشت که تهدیدهای ناشی از بهم ریختن نظم نوین جهانی دامن همه کشورها از جمله آمریکا را خواهد گرفت. لیکن چنانچه دولت آمریکا در حمایت از این سازمان تعلل کند، سایر کشورها از جمله اقتصادهای قوی مثل ژاپن و آلمان و هم چنین اقتصادهای نوظهور مثل هندوستان و اندونزی که عادت کرده اند آمریکا این بار سنگین را به دوش بکشد باید پا به میدان گذاشته و جای خالی را پر کنند.

واقعیت این است که سازمان ملل دستگاهی عریض و طویل اداریست و بخش های زیر نظر آن در بیشتر موارد به خواسته های ناحق و قلدرمابآنه برخی کشورها تن می دهند. به عنوان مثال شورای حقوق بشر این سازمان همواره از پرداختن به موارد نقض حقوق بشر توسط رژیم صهیونیستی سر باز می زند. از طرف دیگر کشورهایی چون انگلستان و فرانسه که قدرتشان نسبت به سال ۱۹۴۵ میلادی به شدت کاهش یافته کماکان در شورای امنیت از حق وتو برخوردارند، در حالی که اقتصادهای بزرگی چون ژاپن، هندوستان، برزیل، آلمان از حق عضویت دایم در این شورا محرومند. شاید بتوان ادعا کرد که این سازمان غیر قابل اصلاح است.

لیکن باید نظم نوین جهانی حفظ شود. به قول دگ همارسکوله، اقتصاددان سوئدی که در سال ۱۹۵۳ به دبیر کلی این سازمان منصوب شد، «ماموریت سازمان ملل این نیست که بشر را به بهشت هدایت کند بلکه وظیفه اش آن است که از رفتن جهانیان به جهنم جلوگیری کند»! ولی باید قبول کرد که این سازمان خدمات مهم و ارزشمندی انجام می دهد. با اعتباری کمتر از بودجه پلیس نیویورک، حافظان صلح سازمان ملل از ۱۲۵ میلیون نفر جمعیت جهان محافظت می کنند و به ۱۰۳ میلیون نفر دیگر کمک های ضروری ارائه می دهد. با وجود تمام ایرادهایی که به شورای امنیت نسبت داده می شود کماکان بودن آن بهتر از نبودنش است. علت آن است که چنانچه کشورها به حال خود رها شوند به خصومت و تقابل روی خواهند آورد. مثال بارز آن درگیری نظامی چند هفته اخیر بین دو کشور قدرتمند چین و هندوستان است که به دلیل احساسات ناسیونالیستی حاضر نیستند از ادعای خود در مورد خط مرزی بین دو کشور کوتاه بیایند. با وجودی که سازمان های بین المللی از جمله سازمان ملل، ناتو و NPT قادر نیستند صلح بین المللی را تضمین کنند ولی قطعاً تنش ها و احتمال بروز جنگ را کاهش می دهند. به عنوان مثال دولت فرانسه با کمک برخی کشورهای دیگر نقش قابل توجهی در کاهش تنش در منطقه وسیع ساحل در آفریقا ایفاء می کنند. بدون دخالت سازمان های بین المللی اختلافات دیرین بین کشورها عمیق تر خواهد شد. آن روز فرا خواهد رسید که حتی سوریه پس از ۹ سال جنگ داخلی خونین، آماده پذیرش طرح صلحی شود که توسط نماینده این سازمان ارائه خواهد شد. در صورت عدم وجود سازمان ملل بیم آن می رود که مشکلات جدید در صحنه بین المللی نیز ادامه یافته و مرتفع نگردد که نمونه بارز آن بیماری فراگیر اخیر است. دستیابی به واکسن و یا روش درمان قطعی برای مقابله با ویروس کرونا مستلزم اتحاد بین المللی است. از جمله دیگر موارد می توان به محیط زیست و جرایم سازمان یافته اشاره کرد.

اما صحبت کردن از محافظت از سیستم جهانی در مقابل نیروهای بی نظمی آسان و اجرای آن در عمل بسیار دشوار است. یکی از موانع ریشه در رقابت تنگاتنگ و شاید هم بتوان گفت خصومت بین آمریکا و چین دارد. این تقابل منجر به رویارویی این دو کشور در سازمان های بین المللی شده و به یارگیری و ایجاد سازوکارهای مالی و امنیتی موازی دامن زده است. مشکل دیگر آن است که دونالد ترامپ هیچ توجه و اعتقادی به سازمان های بین المللی نداشته و ضمن تضعیف سازمان بهداشت جهانی و سازمان تجارت جهانی اخیراً اعلام کرده که یک سوم نیروهای نظامی خود را از آلمان بیرون خواهد کشید. اقدامی که بدون شک موجب تضعیف ناتو شده و قابلیت ایالات متحده برای حضور نظامی در آفریقا از طریق اروپا را محدود خواهد کرد.

خوشبختانه در این زمینه جهان هنوز به نقطه غیرقابل برگشت نرسیده است. چند دهه است که قدرت های متوسط بیشتر بار سازمان های بین المللی را بر دوش آمریکا نهاده اند. وقت آن رسیده که این کشورها پا به میدان بگذارند. فرانسه و آلمان اقدام به تشکیل اتحاد چند جانبه نموده و از سایر کشورها دعوت کرده اند که به آن بپیوندند. ایده دیگری در حال شکل گیریست که ۹ کشور دموکراتیک جهان شامل ژاپن، آلمان، استرالیا و کانادا، که جمعاً یک سوم تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل می دهند، اتحادیه ای تحت عنوان«کمیته نجات نظم نوین جهانی» تشکیل دهند. به عنوان مثالی دیگر می توان به اتحاد امنیتی چهار جانبه ای تحت عنوان QUAD اشاره کرد که چهار کشور هندوستان، استرالیا، ژاپن و آمریکا که همگی از توسعه طلبی چین به ویژه در دریای چین نگرانند، تشکیل داده اند. علیرغم اینکه ایالات متحده بزرگترین اقتصاد جهان بوده و ۲۵ درصد تجارت جهانی را به خود اختصاص می دهد در مواردی ضروریست سایر کشورها حتی بدون حضور این کشور اقدام کنند. در سال ۲۰۱۶ میلادی، ۱۲ کشور جهان از جمله ایالات متحده توافق نامه تجاری ای امضاء کردند که به شراکت ترانس- پاسیفیک TPP معروف شد. اما سال بعد از آن رئیس جمهور جدید آمریکا دونالد ترامپ از این معاهده خارج شد. ولی سایر کشورها به توافق خود پایبند مانده و در نهایت در ۳۰ دسامبر ۲۰۱۸، این معاهده بزرگ تجاری بدون حضور آمریکا کار خود را آغاز کرد. موانع ایجاد شده توسط برخی کشورهای عضو سازمان تجارت جهانی موجب شده که برخی کشورها به صورت دوجانبه یا چند جانبه اقدام به برقراری روابط تجاری کنند که از آن جمله می توان به توافق تجاری بین ژاپن و اتحادیه اروپا و توافق دیگری بین ۲۸ کشور آفریقایی اشاره کرد.

اما محافظت از نظم بین المللی نیز امری مهم به شمار می رود. همراه با افزایش قدرت و نفوذ چین سهم پرداختی این کشور به سازمان های بین المللی نیز در حال افزایش است. در حال حاضر ۱۲درصد از کل بودجه سازمان ملل توسط این کشور پرداخت می شود در حالی که این میزان در سال ۲۰۰۰ تنها ۱درصد بوده است. دیپلمات های چینی ریاست چهار آژانس تخصصی این سازمان از مجموع ۱۵ آژانس را بر عهده دارند در حالیکه ریاست تنها یک آژانس به آمریکا سپرده شده است. چنانچه سایر کشورها اقدامی نکنند، افزایش نفوذ چین انعکاس دهنده سیاست های توسعه طلبانه این کشور و مقاومت در مقابل هر گونه مداخله بین المللی بوده آن هم در شرایطی که این کشور به هیچ وجه از سابقه درخشانی در زمینه حقوق بشر برخوردار نیست.

برخی معتقدند بهترین روش برای قدرت های میانی جهان آن است که تا انتخابات ریاست جمهوری در نوامبر سال جاری با آمریکا کنار بیایند. اما مساله فراتر از این است. علیرغم اینکه نظر سنجی ها حاکی از آن است که اکثریت مردم این کشور با ایفای نقش پررنگ تر آمریکا در صحنه بین المللی موافقند ولی دیگر نمی توان تصور کرد شاهد دورانی باشیم که پس از فروپاشی شوروی ایالات متحده به تنهایی در جهان صحنه گردانی کند. چنین سیاست تک محوری نه تنها از سوی چین و روسیه مورد سوء استفاده قرار گرفته و وجهه آمریکا را در سایر کشورها به شدت تخریب کرد بلکه در داخل این کشور نیز با مقاومت های زیادی روبرو شد.  در آن دوران باراک اوباما دست یاری به سوی کشورهای دوست دراز کرد تا به قول خودش جهان را مکان امنی کند. اما آنها قضیه را جدی نگرفتند و نتیجه آن است که با پر کردن خلاء توسط چین و تقابل این دو ابرقدرت، نظم جهانی در معرض خطر جدی قرار گرفته است.

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=106797

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا کامنت خود را ثبت نمایید .
لطفا نام خود را وارد کنید