بهترین زمان مذاکره با آمریکا، چه زمانیست؟

0
۴,۳۵۷ بازدید

محمدرضا اکبری جور، پژوهشگر اقتصاد بین الملل

«وزیر خارجه ایران می گوید، ایران خواستار مذاکره با ایالات متحده است اما می‌خواهد که تحریم‌ها برداشته شود. نه مرسی!» این عبارت پاسخ رییس جمهور آمریکا به اظهارات وزیر امورخارجه ایران در گفتگو با یک نشریه آلمانی بود، زمانی آقای وزیر گفته بود، «مذاکره با آمریکا حتی پس از ترور قاسم سلیمانی غیرمحتمل نیست، به شرطی که آمریکا تغییر رویه دهد و تحریم‌های ایران را لغو کند.» این رفت و برگشت کلامی مربوط به اوایل بهمن ماه ۱۳۹۸ است.

از اردیبهشت ماه ۱۳۹۷ که رییس جمهور آمریکا، متن بازگشت تحریم ها را امضا نمود و به دوربین های تلویزیونی و خبرگزاریهای بزرگ جهان نشان داد تا امروز که بیش از دو سال از آن روز می‌گذرد، کشورمان تلاش می‌کند که خود را از تنگناهای اقتصادی تحریم آزاد نماید و در سمت مقابل ناظران آگاه، از بی‌تابی ایالات متحده برای یک توافق جدید، خبر می دهند. لیکن هر دو کشور بر موضع خود پافشاری می نمایند. و در انتظار زمان دیگری بسر می برند. علت این به انتظار نشستن ها چیست؟

علت را باید در متغیری کلیدی به نام «زمان» جستجو کرد. ایالات متحده توقع دارد در طول زمان، آثار ضعف اقتصادی بر هسته و بدنه اقتصاد ایران ظاهر گردد و از مرحله ای به بعد، حاکمیت جمهوری اسلامی احساس کند قادر به ادامه این مسیر نمی باشد و مجبور به نشستن پای میز مذاکره شود.

از سویی دیگر، ایران نیز با در نظر گرفتن احتمالات و قیدهای پیش روی آمریکا، انتظار دارد در شرایط مناسب‌تر  و با پذیرش شروط و الزامات خود، پای میز مذاکره بنشیند و طبیعی است که این دو مقطع زمانی ایده آل، برای هریک از دو طرف یکسان نمی‌باشد.

براساس شواهد موجود، می توان ادعا نمود که دولت فعلی ایالات متحده سه فاز اجرایی برای اقدامات خود طراحی نموده است. در فاز اول، تلاش می‌نماید با استفاده از اهرم تحریم، فشارهای اقتصادی، سیاسی، نظامی و… بر اقتصاد جمهوری اسلامی وارد نماید تا آنجاکه مشکلات اقتصادی به عرصه اجتماع سرایت کرده و به تبع آن مسایل حادسیاسی پیش روی دولتمردان جمهوری اسلامی ایجاد گردد که آنان را مجبور به نشستن پشت میز مذاکره نمایند. در فاز دوم، تنظیم قرارداد جدیدی باب میل آمریکا صورت پذیرد. بدیهی است که به هر میزان که ایران بیشتر تحت فشار و تنگنا قرار گرفته باشد، کار در این مرحله برای آمریکا ساده تر پیش می رود. در فاز سوم  بهره برداری های سیاسی و اقتصادی از مزایای قرارداد جدید در دستور کار قرار گیرد و این سریال برای برنده شدن هم حزبی در انتخابات ۲۰۲۴ تکرار گردد.

این سه فاز در دو دوره چهارساله ریاست جمهوری دونالد ترامپ در بازه زمانی ۲۰۱۶ الی ۲۰۲۴،  می‌بایستی اجرایی گردد . لازم به ذکر است هریک از فازها  میزان بهینه زمانی خود را دارد. برای مثال فاز نخست در دوره اول ریاست جمهوری می بایستی به اتمام ‌رسیده باشد و بهترین حالت آنستکه فاز دوم تا قبل از پایان دوره اول ریاست جمهوری ترامپ آغاز گردد که شخص رییس جمهور از نتایج آن در انتخابات دوره دوم استفاده نماید.

همین چند روز پیش بود  ترامپ در سخنرانی انتخاباتی خود در گردهمایی شهر تالسا گفت: «ایران می‌خواهد جو بایدن برنده شود. رییس جمهور اوباما به آنها پول نقد داد‌ و در حال حاضر وضع‌شان خوب نیست. ایران می‌خواهد با من توافق کند اما جان کری و دیگران به آنها گفتند صبر کنید اگر ترامپ ببازد شما صاحب آمریکا می‌شوید درحالی که اگر الان با من توافق کنند هزینه کمتری دارند، بعد وحشتناک‌تر است.»

در خصوص فاز سوم این برنامه نیز باید گفت، یک نتیجه این فاز را باید برای نگهداشتن قدرت در دست جمهوری خواهان در پایان دوره هشت ساله ریاست جمهوری ترامپ جستجو نمود.

حال اگر توالی و اندازه زمانی این برنامه بهم بریزد، منطق حزب دموکرات و شخص اوباما درباره برنامه هسته ای ایران درست از کار در می آید و این مسئله در انتخابات پیش رو نمود خواهد کرد. به یاد بیاوریم در آذرماه ۱۳۹۲ در مصاحبه ای که رییس جمهور وقت آمریکا با خبرگزاری رویترز داشت در دفاع از عملکرد خود گفته بود « این غیر واقعی است که معتقد باشیم ایران فعالیت هسته‌ای خود را در صورت سخت‌تر شدن رژیم تحریم ها و همچنین ندادن هیچ شانسی برای موفقیت در مذاکرات، متوقف می‌کند.»

واقعیت آنستکه حدود ۵ ماه تا انتخابات دور جدید ریاست جمهوری آمریکا باقی مانده است و تا این لحظه هیچ نشانه ای از پذیرش ایران به مذاکره به چشم نمی خورد. از اینرو شاید بتوان نتیجه گرفت که تا این لحظه برنامه مطابق با میل برنامه‌ریزانش جلو نرفته است و زمان برای بهره برداری انتخاباتی برای شخص ترامپ، به سرعت در حال از دست رفتن می باشد. و می توان نتیجه گرفت که آنان به دنبال حداکثر فشار در این روزها می باشند.

از اینرو، دولتمردان جمهوری اسلامی، بدون تردید یک دوره پر فشار اقتصادی، سیاسی و تبلیغاتی را پیش روی خود خواهند داشت. شاهد این ادعا، مصاحبه تبلیغاتی برایان هوک با شبکه خبری «العربیه» می باشد که اعلام نموده بود « از نتایج تحریم‌های اعمال‌شده علیه ایران خرسند است» و مدعی شده بود که «سیاست آمریکا علیه ایران به تضعیف این کشور منجر شده  است». همچنین گفته بود که «برای تمدید تحریم های تسلیحاتی علیه ایران خوش‌بین هستیم و با متحدان خود برای تمدید این تحریم‌ها در شورای امنیت همکاری می‌کنیم» و طبیعی است در فضای ترسیم شده، راهبرد آمریکا در قبال ایران بر سه محور تحریم، منزوی‌سازی و بازدارندگی نظامی استوار گردد.

مسئله تنها به ادعاهای تبلیغاتی ختم نمی شود، آنان هر قدمی بتوانند بر می دارند. بنابراین در این شرایط زمانی بسیار طبیعی به نظر می رسد، اگر تقاضا برای دلار، بدون منطق خاصی افزایش یابد، گرما تیرماه باعث گردد به ناگاه آتش به جان جنگلها و مراتع کشور بیفتد یا توسط دست هایی آتش را بیندازند، از اروپاییان حرف های ضد و نقیض شنیده شود و حتی دوستان به ظاهر هم پیمان نیز در این شرایط کاری بکنند که در شرایط عادی انجام نمی دهند.

همین چند روز پیش رییس کل بانک مرکزی اعلام نمود درآمدهای حاصل از صادرات خود را در در بانک‌های کره جنوبی دریافت کرده‌ایم اما مسئله این است که منابع ما به طور غیرقانونی در بانک‌های کره‌ای مسدود شده است. قصد داریم از منابع خود در بانک‌های کره‌ای برای خرید مواد غذایی و پزشکی استفاده کنیم که صراحتاً مشمول تحریم‌های یکجانبه ایالات متحده نمی‌شوند و بعد هم گلایه کنان اعلام نموده بود که «مقامات کره‌ای و بانک‌ها باید به تعهدات خود نسبت به ما عمل کنند. اگر بانک‌های کره‌ای به توافقات بین‌المللی خود با ما پایبند نباشند، ما این حق را داریم که تحت قوانین بین المللی به اقدامات قانونی روی آوریم و ما مقامات کره جنوبی را در این فرآیند مسئول می‌دانیم.»

همه دولتمردان جمهوری اسلامی به خوبی میدادند که این حلقه ها، متعلق به یک زنجیر می باشند و سر آن دست همانیست که وعده مذاکره بهتر را قبل از پایان دور اول ریاست جمهوری اش را می‌دهد. 

باید اعتراف نمود که این روزها حیات اقتصادی  نظام جمهوری اسلامی نشانه گرفته شده است و رمز عبور موفقیت آمیز از این دوران، تنها با همدلی و همراهی همه‌ی بخش های مختلف نظام امکان پذیر است. واقعاً هیچ جای وقت تلف نمودن و بیانات تفرقه برانداز بین مجموعه قوا نیست و می بایستی به کمک دولتی آمد باید با اتکاء به دانش اقتصاد خود کشور را هدایت نماید. و در این مقوله، نگاه به دهک های پایین جامعه از اولویت اساسی برخودار می باشد. این دهک ها به دلیل بنیه اقتصادی ضعیف خود می بایستی مورد حمایت های غذایی و تامین مایحتاج اولیه به صورت سیستماتیک قرار گیرند و در این مسیر همه بخش های کشور می بایستی با دولت همراه گردند.

سخن آخر، بر خلاف هیاهوهای رییس جمهور فعلی آمریکا، او در بدست آوردن موفقیت های بزرگ اقتصادی و سیاسی برای کشورش چندان موفق عمل ننموده است و مشخص نیست شانس برنده شدن دارد یا خیر، او و یا رییس جمهور دموکرات آمریکا، نباید زمان مذاکره را تعیین نمایند بلکه می بایستی کشورمان در زمانیکه ثبات اقتصادی وجود دارد، پای میز مذاکره بنشیند. و آن زمان، وقتی اتفاق می افتد که سکان هدایت این کشتی، در دستان اقتصاددانان کشور باشد. 

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=106828