بر سر بازار ایران چه آمده ‏ / بازار لوازم خانگی انحصار واردات، جا ماندن تولید

0
۴۹۵ بازدید

ایلنا: صنعت لوازم خانگی با ایجاد اشتغال مستقیم و چندین برابر، اشتغال غیر مستقیم بر خلاف صنعت مونتاژ، می تواند نقش ممتازی را در حل مشکل بیکاری ایفا کند.‏

با توجه به جمعیت حدود ۷۷ میلیون نفری کشور که متقاضی خرید دوم و یا خرید جایگزین لوازم خانگی به دلیل استهلاک، تغییر کاربری و یا ارتقاء سطح تکنولوژی هستند و جمعیت خرید اولی ها برای (جهیزیه) که با تخمین حدود ۸۰۰ تا ۹۰۰ هزار فقره ازدواج در سال، می تواند تقاضای بالقوه بسیار بالایی را برای بازار لوازم خانگی ایران به همراه داشته باشند.‏
اما آنچه این بازار را از طرف عرضه کالا با چالشهای بسیار بزرگی روبرو کرده است، تاخت و تاز برندهای خارجی با سبد کالایی پر زرق و برق و بمباران تبلیغاتی با بودجه های هنگفت و استراتژیک است که با رخنه همه جانبه در فرهنگ واستفاده از ابزار و اهرم های رقابتی نا سالم وحمایت های بی شائبه قدرت جهانی برندشان سود های باد آورده ای را حاصل کرده که عملا سهم انحصاری و بزرگی از کیک فعلی بازار را از آن خود کرده و تا حدزیادی با برندینگ و رخنه در فکر و ذهن مردم، آینده این بازار استراتژیک را برای خود تضمین و بیمه کرده اند.‏
مافیای واردات برندهای خارجی به کمک حامیان داخلی این برندها که بی شک مورد لطف و حمایت مالی این شرکت ها قرار می گیرندعمدتا با سیاه نمایی تولید و بزرگنمایی واردات به همراه برخی بی مهری ها و عدم حمایت های دولت، در مواجهه با برندها و تولید کندگان داخل، گوی سبقت را از ایشان ربوده و عرصه را بر آنان تنگ کرده اند.‏
برندهای لوازم خانگی خارجی، بویژه لوازم خانگی کره ای، در یک تهاجم بی سابقه و هجمه عظیم تبلیغاتی، بازار لوازم خانگی ایران را مورد تاخت وتاز بی رحمانه و البته هوشمندانه خود قرارداده اند.‏
این برندها، با استفاده از کلیه ابزارهای نوین رسانه ای و تبلیغاتی، از آسمان و زمین، کوی و برزن، خیابانها وجاده ها، معابر و اماکن عمومی وخصوصی، علاوه بر تصرف فیزیکی بازار، اقدام به تسخیر اذهان عمومی به منظور تزریق فرهنگ خود و در نهایت تضمین چندین نسل فروش در بازار ایران هستند.‏
نمونه ای از این تبلیغات عظیم دررسانه های محیطی رسانه ای و موارد چاپی فراگیر که می تواند ابعاد این تاخت و تاز را به تصویربکشد، به اطلاع میرسد:‏
بر این اساس بمباران تبلیغات محیطی  با هزینه های سرسام آور برندهای کره ای، مصرف کننده بالقوه را مجبور به  برقراری ارتباطی انحصاری با خود کرده است.‏
این حجم وسیع تبلیغات به گونه ای است که گویا در و دیوارهای شهر ها ی این مرزو بوم، توسط این تبلیغات، کاغذ دیواری شده است.‏
این انحصار، درصورتیکه با تزریق فرهنگی نیز همراه شود، نوعی واکسینه شدن مصرف کننده در مقابل سایر برند ها ی خارجی و داخلی، تلقی شده و بازار انحصاری تضمینی را به ارمغان  می آورد.‏
نتایج اولیه ی این حجم تبلیغات وسیع  برندهای کره ای در چنین ابعاد سرسام آوری،به دنبال انحصاری کردن،واکسینه کردن،بیمه عمر و موروثی کردن منافع سرشار این بازار بکر، برای خود هستند.‏
این برندها، با توجه به تبلیغات استراتژیک خود، علاوه بر بارور کردن و تضمین بازار آتی فروش، از بازار فعلی که رگ حیاتی انهاست نیز رویگردان نبوده و با تمام قوا در پی حفظ آن و منافع ناشی از ان هستندکه بعضا باعث بروز یکسری ناهنجار هایی شده اند.‏
در این میان بسیاری از کالاهای وارداتی بر مبنای نیاز خانواده ایرانی ساخته نشده است و عمدتا  با ساختار و بنیان خانواده در فرهنگ ایرانی در مغایرت است.‏
اکثر محصولات وارداتی در سبد برندها، منجر به ایجاد  نیاز کاذب می شود و عمدتا کالاهایی هستند که درگذشته نه چندان دور، در فرهنگ مصرف ما، هیچ جایگاهی نداشته اند و یا مصرف آنها مختص گروه خاصی ازجامعه است.‏
متاسفانه برندهای کره ای علاوه بر بلعیدن ثروت ملی، چپاول ارز و همچنین پدید آوردن مشکلات اقتصادی عدیده، در یک اقدام وقیحانه، اقدام به تزریق نمونه  ضعیف شده ی فرهنگ بی بند و بار خود از نوع شرقی و درقالب هنری با نام ” کارا اوکه” کرده اند.‏
بدیهی است با توجه به اینکه این فرهنگ مبتذل، در حال حاضر به صورت کنترل شده و با اخذ  مجوز های لازم از مبادی قانونی به ایران وارد شده است اما با ورود این فرهنگ روکش دار که ماهیت اصلی آن بصورت ماهرانه ای مخفی نگاه داشته شده است در آینده ی نه چندان دور، جوانان کشورمان  را با چالشی بزرگ و باتلاقی مرگبار روبرو خواهد کرد.‏
تاکنون همیشه نگران ورود فرهنگ مبتذل غربی از مرزهای غربی بودیم ولی هم اکنون ورود فرهنگ روکش دار شرقی از مبادی قانونی کشور، امری نگران کننده است.‏
تطمیع، ترغیب، تهدید و ترعیب ، ابزاری جهت نیل به اهداف واردکنندگان هستند.‏
علاوه بر مورد تخلف برگزاری جشنواره های فروش از حساب جیب مردم میتوان به کم اظهاری گمرکی محصولات که از یک طرف سود سرشار و امکان دامپینگ قیمت و از طرف دیگر کاهش درآمد های گمرکی دولت را به همراه دارد اشاره کرد.‏
بسیاری از شرکتهای وارد کننده برندهای معروف، پس از در دست گرفتن بازار، اقدام به ورود برندهای دیگری نظیر بلومبرگ، هایسنس و مدیا  و…. کرده اند که دقیقا این برند ها را در همان شبکه مافیایی فروش که قبلا تدارک دیده اند با کمترین مقاومت و هزینه برندینگ به فروش می رسانند.‏
این کشور ها با فروختن فقط برندهایشان در ایران از انتقال تکنولوژی خودداری  کرده و فقط برند که یک مزیت رقابتی غیر قابل کپی برداری است را به فروش می رسانند.‏
رانت خواری مونتاژ بجای تولید نیز علاوه بر کاهش درآمدهای گمرکی دولتی و انجام اشتغال محدود مستقیم و همچنین عدم انتقال تکنولوژی از دیگر تخلف های نامرئی این برندها است.‏
بهتر است همان افراد و انجمن هایی که در این مافیای واردات نقش داشته و منفعت می برند از این رهگذر نیز نفعی به ملت و کشور ایران برسانند و با تحت فشار گذاشتن این برندها، قدمی مثبت در جهت منافع ملت ایران بردارند.‏
پیرو مباحث اخیر اقتصاد مقاومتی، در خصوص حمایت از تولید ملی و بحث ممنوعیت واردات اکثر روزرنامه ها و خبرگزاریها و سایت های خبری، به منظور حمایت همه جانبه، اقدام به چاپ و نشر گزارش، مقالات تخصصی و خبرهای برگزاری همایشها و سمینارها درخصوص لزوم اعمال ممنوعیت واردات لوازم خانگی  کردند.‏
مستنداتی وجود دارد که نشان می دهد اکثر این روزنامه ها، از طرف شرکت های وارد کننده، تهدید به  لغو درج آگهی های تجاری خود در این گونه روزنامه ها شده اند. قبلا نیز اشاره شد که این برندها، تبلیغات کلانی در روزنامه ها می کنند و به نوعی رگ حیاتی بعضی از این مطبوعات و تامین مالی انها دردست این شرکتها است که این امر، به میزان قابل توجهی به بایکوت خبری، منجر خواهد شد.‏
همچنین این شرکتها در حوزه رسانه ای و در مواجهه با اصحاب رسانه، به منظور تطمیع و ترغیب ایشان در جهت درج مطالب و اطلاع رسانی مطالب درخواستی، اقدام به هدیه دادن محصولات خود می کنند!‏
شرکت های وارد کننده برندهای خارجی در قدم های بعدی نیز از پای ننشسته و با  ارایه کمک های مقطعی و شو گونه در قالب کمک های انسان دوستانه به انجمن های خاص و افراد نیازمند، سعی در نشان دادن چهره ی دیگری از خود، به عنوان حافظ منافع ملت ایران و بر تن کردن پوستین لباس حامی ملت ایران،برای سرپوش گذاشتن بر عمل چپاول بازار  لوازم خانگی ایران،داشته و دارند.‏
آنچه در این کارزار نابرابر اقتصادی بین وارد کنندگان و تولید کنندگان صنعت لوازم خانگی، به عنوان یک گل به خودی به حساب می آید حمایت کورکورانه و همه جانبه ی بعضی انجمن ها و صنوف لوازم خانگی است که بعضا دارای کرسی تصویری و رسانه ای مقبولی هم هستند!‏
در صنعت لوازم خانگی ایران،چند اتحادیه صنفی وجود دارند که خود نشان از اهمیت این صنعت دارد ولی از طرف دیگر قدرت واحد و یکپارچگی در راستای نیل به اهداف با زوال روبرو شده اند.‏
علاوه بر آن برخی شرکتهای وارد کننده برندهای خارجی با رخنه در این مراکز قدرت و منابع تصمیم گیری، از این خلاء و چندگانگی سوء استفاده کرده و سران این اتحادیه هم بصورت خواسته و یا ناخواسته در حمایت کورکورانه از آنان پرداخته اند.‏
به واسطه این تبلیغات کلان، تخلفات اقتصادی و حمایت های بی دریغ  بعضی نا آگاهان داخلی است که  برندهای خارجی توانسته اند برای به چالش کشیدن بازار لوازم خانگی ایران  به انبار انبوه محصولات خود در انبار های  خصوصی خود نمایند تا درفرصت مناسب به تعقیب اهداف شوم خود بپردازند.‏
جدای از نتایج وخیم واردات بی رویه و لجام گسیخته برندهای کره ای سر تا پا مسلح  که تا حدودی به آنها اشاره شد، مهمترین و مخرب ترین سربار منفی این تاراج اقتصادی، پدیده ی شوم تهاجم فرهنگی است که نسخه ی ضعیف شده ی آن در روکش پر زرق و برق برند، از مبادی قانونی کشور وارد شده و بدون مقاومت  مورد پذیرش خانواده ها قرار می گیرد.‏
‏ این برندها با استفاده از کلیه ابزارهای نوین رسانه ای و تبلیغاتی، از آسمان و زمین، کوی و برزن، خیابانها وجاده ها، معابر و اماکن عمومی وخصوصی، علاوه بر تصرف فیزیکی بازار، اقدام به تسخیر اذهان عمومی به منظور تزریق فرهنگ خود و در نهایت تضمین چندین نسل فروش در بازار ایران هستند.‏
آنچه ۴ ستون یک صنعت پویا را تشکیل می دهد گزاره های سرمایه، کار، تولید و مصرف است که این مهم به شکل تمام و کمال در صنعت لوازم خانگی ایران وجود دارد.‏
گزاره سرمایه گذاری و تولید به دلیل گذر این صنعت از دوران  انقلاب و جنگ که در نوع خود، بی رحم ترین  تحریم ها و ممنوعیت ها را تجربه کرده است عملا به یک  صنعت خودکفا تبدیل شده است و شرکت های تولیدکننده به نوعی واکسینه شده اند.‏
این شرکت های باقیمانده واکسینه شده بعد از جنگ و قرارگرفتن در دوران شکوفایی نسبی اقتصادی، با نوسازی نسبی ناوگان تولیدی، خرید تجهیزات و ماشین الات و همچنین در مواردی با انتقال تکنولوژی تولید، توانسته اند ظرفیت اسمی تولید کالاهای اساسی و ضروری سبد لوازم خانگی را به پتانسیل تقاضای این بازار برسانند.‏
همچنین این صنعت بعد از صنعت خودرو، یکی از اشتغال زا ترین صنایع به شمار میرود.‏
‏ صنعت تولید لوازم خانگی با ایجاد اشتغال مستقیم و چندین برابر، اشتغال غیر مستقیم (واحد های تولیدی پایین دستی قطعات) بر خلاف صنعت مونتاژ، می تواند نقش ممتازی را ایجاد اشتغال بازی کند.‏
اما این صنعت در این مرحله از زمان و با توجه به تحریم های خارجی،از طریق تولید انبوه،باید وارد مرحله توانمند سازی شود و آنچه تضمین این تولید انبوه و قوه محرک این صنعت رو به رشد به شمار می رود، انبوه تقاضای ملی است که به حمدا… بصورت بالقوه وجود دارد.‏
آنچه در این رهگذر به آن اشاره شد، بلای خانمانسوزی است که به بدنه تقاضای این صنعت افتاده است و آن واردات برندهای سرتا پا مسلحی است که به حق خود نیز قانع نبوده و هر روز  سهم کیک بزرگتری را از این بازار طلب می کنند. نقطه عطف این مسیر، حمایت های درست، کامل و به موقع دولت  در اعمال محدودیت و یا ممنوعیت واردات به منظور سوق دادن این بازار مصرف به سوی کالاهای تولید داخلی است که از آن به دوره توانمند سازی یاد می شود.‏
پس از طی دوره توانمند سازی، میتوانیم شاهد شکوفایی این صنعت که مایه افتخار هر ایرانی خواهد بود باشیم و هر محصول تولیدی، سفیر شایسته ی فرهنگ،هنر و اقتدار صنعتی این مرزو بوم  باشد.‏

ایلنا: صنعت لوازم خانگی با ایجاد اشتغال مستقیم و چندین برابر، اشتغال غیر مستقیم بر خلاف صنعت مونتاژ، می تواند نقش ممتازی را در حل مشکل بیکاری ایفا کند.‏

با توجه به جمعیت حدود ۷۷ میلیون نفری کشور که متقاضی خرید دوم و یا خرید جایگزین لوازم خانگی به دلیل استهلاک، تغییر کاربری و یا ارتقاء سطح تکنولوژی هستند و جمعیت خرید اولی ها برای (جهیزیه) که با تخمین حدود ۸۰۰ تا ۹۰۰ هزار فقره ازدواج در سال، می تواند تقاضای بالقوه بسیار بالایی را برای بازار لوازم خانگی ایران به همراه داشته باشند.‏
اما آنچه این بازار را از طرف عرضه کالا با چالشهای بسیار بزرگی روبرو کرده است، تاخت و تاز برندهای خارجی با سبد کالایی پر زرق و برق و بمباران تبلیغاتی با بودجه های هنگفت و استراتژیک است که با رخنه همه جانبه در فرهنگ واستفاده از ابزار و اهرم های رقابتی نا سالم وحمایت های بی شائبه قدرت جهانی برندشان سود های باد آورده ای را حاصل کرده که عملا سهم انحصاری و بزرگی از کیک فعلی بازار را از آن خود کرده و تا حدزیادی با برندینگ و رخنه در فکر و ذهن مردم، آینده این بازار استراتژیک را برای خود تضمین و بیمه کرده اند.‏
مافیای واردات برندهای خارجی به کمک حامیان داخلی این برندها که بی شک مورد لطف و حمایت مالی این شرکت ها قرار می گیرندعمدتا با سیاه نمایی تولید و بزرگنمایی واردات به همراه برخی بی مهری ها و عدم حمایت های دولت، در مواجهه با برندها و تولید کندگان داخل، گوی سبقت را از ایشان ربوده و عرصه را بر آنان تنگ کرده اند.‏
برندهای لوازم خانگی خارجی، بویژه لوازم خانگی کره ای، در یک تهاجم بی سابقه و هجمه عظیم تبلیغاتی، بازار لوازم خانگی ایران را مورد تاخت وتاز بی رحمانه و البته هوشمندانه خود قرارداده اند.‏
این برندها، با استفاده از کلیه ابزارهای نوین رسانه ای و تبلیغاتی، از آسمان و زمین، کوی و برزن، خیابانها وجاده ها، معابر و اماکن عمومی وخصوصی، علاوه بر تصرف فیزیکی بازار، اقدام به تسخیر اذهان عمومی به منظور تزریق فرهنگ خود و در نهایت تضمین چندین نسل فروش در بازار ایران هستند.‏
نمونه ای از این تبلیغات عظیم دررسانه های محیطی رسانه ای و موارد چاپی فراگیر که می تواند ابعاد این تاخت و تاز را به تصویربکشد، به اطلاع میرسد:‏
بر این اساس بمباران تبلیغات محیطی  با هزینه های سرسام آور برندهای کره ای، مصرف کننده بالقوه را مجبور به  برقراری ارتباطی انحصاری با خود کرده است.‏
این حجم وسیع تبلیغات به گونه ای است که گویا در و دیوارهای شهر ها ی این مرزو بوم، توسط این تبلیغات، کاغذ دیواری شده است.‏
این انحصار، درصورتیکه با تزریق فرهنگی نیز همراه شود، نوعی واکسینه شدن مصرف کننده در مقابل سایر برند ها ی خارجی و داخلی، تلقی شده و بازار انحصاری تضمینی را به ارمغان  می آورد.‏
نتایج اولیه ی این حجم تبلیغات وسیع  برندهای کره ای در چنین ابعاد سرسام آوری،به دنبال انحصاری کردن،واکسینه کردن،بیمه عمر و موروثی کردن منافع سرشار این بازار بکر، برای خود هستند.‏
این برندها، با توجه به تبلیغات استراتژیک خود، علاوه بر بارور کردن و تضمین بازار آتی فروش، از بازار فعلی که رگ حیاتی انهاست نیز رویگردان نبوده و با تمام قوا در پی حفظ آن و منافع ناشی از ان هستندکه بعضا باعث بروز یکسری ناهنجار هایی شده اند.‏
در این میان بسیاری از کالاهای وارداتی بر مبنای نیاز خانواده ایرانی ساخته نشده است و عمدتا  با ساختار و بنیان خانواده در فرهنگ ایرانی در مغایرت است.‏
اکثر محصولات وارداتی در سبد برندها، منجر به ایجاد  نیاز کاذب می شود و عمدتا کالاهایی هستند که درگذشته نه چندان دور، در فرهنگ مصرف ما، هیچ جایگاهی نداشته اند و یا مصرف آنها مختص گروه خاصی ازجامعه است.‏
متاسفانه برندهای کره ای علاوه بر بلعیدن ثروت ملی، چپاول ارز و همچنین پدید آوردن مشکلات اقتصادی عدیده، در یک اقدام وقیحانه، اقدام به تزریق نمونه  ضعیف شده ی فرهنگ بی بند و بار خود از نوع شرقی و درقالب هنری با نام ” کارا اوکه” کرده اند.‏
بدیهی است با توجه به اینکه این فرهنگ مبتذل، در حال حاضر به صورت کنترل شده و با اخذ  مجوز های لازم از مبادی قانونی به ایران وارد شده است اما با ورود این فرهنگ روکش دار که ماهیت اصلی آن بصورت ماهرانه ای مخفی نگاه داشته شده است در آینده ی نه چندان دور، جوانان کشورمان  را با چالشی بزرگ و باتلاقی مرگبار روبرو خواهد کرد.‏
تاکنون همیشه نگران ورود فرهنگ مبتذل غربی از مرزهای غربی بودیم ولی هم اکنون ورود فرهنگ روکش دار شرقی از مبادی قانونی کشور، امری نگران کننده است.‏
تطمیع، ترغیب، تهدید و ترعیب ، ابزاری جهت نیل به اهداف واردکنندگان هستند.‏
علاوه بر مورد تخلف برگزاری جشنواره های فروش از حساب جیب مردم میتوان به کم اظهاری گمرکی محصولات که از یک طرف سود سرشار و امکان دامپینگ قیمت و از طرف دیگر کاهش درآمد های گمرکی دولت را به همراه دارد اشاره کرد.‏
بسیاری از شرکتهای وارد کننده برندهای معروف، پس از در دست گرفتن بازار، اقدام به ورود برندهای دیگری نظیر بلومبرگ، هایسنس و مدیا  و…. کرده اند که دقیقا این برند ها را در همان شبکه مافیایی فروش که قبلا تدارک دیده اند با کمترین مقاومت و هزینه برندینگ به فروش می رسانند.‏
این کشور ها با فروختن فقط برندهایشان در ایران از انتقال تکنولوژی خودداری  کرده و فقط برند که یک مزیت رقابتی غیر قابل کپی برداری است را به فروش می رسانند.‏
رانت خواری مونتاژ بجای تولید نیز علاوه بر کاهش درآمدهای گمرکی دولتی و انجام اشتغال محدود مستقیم و همچنین عدم انتقال تکنولوژی از دیگر تخلف های نامرئی این برندها است.‏
بهتر است همان افراد و انجمن هایی که در این مافیای واردات نقش داشته و منفعت می برند از این رهگذر نیز نفعی به ملت و کشور ایران برسانند و با تحت فشار گذاشتن این برندها، قدمی مثبت در جهت منافع ملت ایران بردارند.‏
پیرو مباحث اخیر اقتصاد مقاومتی، در خصوص حمایت از تولید ملی و بحث ممنوعیت واردات اکثر روزرنامه ها و خبرگزاریها و سایت های خبری، به منظور حمایت همه جانبه، اقدام به چاپ و نشر گزارش، مقالات تخصصی و خبرهای برگزاری همایشها و سمینارها درخصوص لزوم اعمال ممنوعیت واردات لوازم خانگی  کردند.‏
مستنداتی وجود دارد که نشان می دهد اکثر این روزنامه ها، از طرف شرکت های وارد کننده، تهدید به  لغو درج آگهی های تجاری خود در این گونه روزنامه ها شده اند. قبلا نیز اشاره شد که این برندها، تبلیغات کلانی در روزنامه ها می کنند و به نوعی رگ حیاتی بعضی از این مطبوعات و تامین مالی انها دردست این شرکتها است که این امر، به میزان قابل توجهی به بایکوت خبری، منجر خواهد شد.‏
همچنین این شرکتها در حوزه رسانه ای و در مواجهه با اصحاب رسانه، به منظور تطمیع و ترغیب ایشان در جهت درج مطالب و اطلاع رسانی مطالب درخواستی، اقدام به هدیه دادن محصولات خود می کنند!‏
شرکت های وارد کننده برندهای خارجی در قدم های بعدی نیز از پای ننشسته و با  ارایه کمک های مقطعی و شو گونه در قالب کمک های انسان دوستانه به انجمن های خاص و افراد نیازمند، سعی در نشان دادن چهره ی دیگری از خود، به عنوان حافظ منافع ملت ایران و بر تن کردن پوستین لباس حامی ملت ایران،برای سرپوش گذاشتن بر عمل چپاول بازار  لوازم خانگی ایران،داشته و دارند.‏
آنچه در این کارزار نابرابر اقتصادی بین وارد کنندگان و تولید کنندگان صنعت لوازم خانگی، به عنوان یک گل به خودی به حساب می آید حمایت کورکورانه و همه جانبه ی بعضی انجمن ها و صنوف لوازم خانگی است که بعضا دارای کرسی تصویری و رسانه ای مقبولی هم هستند!‏
در صنعت لوازم خانگی ایران،چند اتحادیه صنفی وجود دارند که خود نشان از اهمیت این صنعت دارد ولی از طرف دیگر قدرت واحد و یکپارچگی در راستای نیل به اهداف با زوال روبرو شده اند.‏
علاوه بر آن برخی شرکتهای وارد کننده برندهای خارجی با رخنه در این مراکز قدرت و منابع تصمیم گیری، از این خلاء و چندگانگی سوء استفاده کرده و سران این اتحادیه هم بصورت خواسته و یا ناخواسته در حمایت کورکورانه از آنان پرداخته اند.‏
به واسطه این تبلیغات کلان، تخلفات اقتصادی و حمایت های بی دریغ  بعضی نا آگاهان داخلی است که  برندهای خارجی توانسته اند برای به چالش کشیدن بازار لوازم خانگی ایران  به انبار انبوه محصولات خود در انبار های  خصوصی خود نمایند تا درفرصت مناسب به تعقیب اهداف شوم خود بپردازند.‏
جدای از نتایج وخیم واردات بی رویه و لجام گسیخته برندهای کره ای سر تا پا مسلح  که تا حدودی به آنها اشاره شد، مهمترین و مخرب ترین سربار منفی این تاراج اقتصادی، پدیده ی شوم تهاجم فرهنگی است که نسخه ی ضعیف شده ی آن در روکش پر زرق و برق برند، از مبادی قانونی کشور وارد شده و بدون مقاومت  مورد پذیرش خانواده ها قرار می گیرد.‏
‏ این برندها با استفاده از کلیه ابزارهای نوین رسانه ای و تبلیغاتی، از آسمان و زمین، کوی و برزن، خیابانها وجاده ها، معابر و اماکن عمومی وخصوصی، علاوه بر تصرف فیزیکی بازار، اقدام به تسخیر اذهان عمومی به منظور تزریق فرهنگ خود و در نهایت تضمین چندین نسل فروش در بازار ایران هستند.‏
آنچه ۴ ستون یک صنعت پویا را تشکیل می دهد گزاره های سرمایه، کار، تولید و مصرف است که این مهم به شکل تمام و کمال در صنعت لوازم خانگی ایران وجود دارد.‏
گزاره سرمایه گذاری و تولید به دلیل گذر این صنعت از دوران  انقلاب و جنگ که در نوع خود، بی رحم ترین  تحریم ها و ممنوعیت ها را تجربه کرده است عملا به یک  صنعت خودکفا تبدیل شده است و شرکت های تولیدکننده به نوعی واکسینه شده اند.‏
این شرکت های باقیمانده واکسینه شده بعد از جنگ و قرارگرفتن در دوران شکوفایی نسبی اقتصادی، با نوسازی نسبی ناوگان تولیدی، خرید تجهیزات و ماشین الات و همچنین در مواردی با انتقال تکنولوژی تولید، توانسته اند ظرفیت اسمی تولید کالاهای اساسی و ضروری سبد لوازم خانگی را به پتانسیل تقاضای این بازار برسانند.‏
همچنین این صنعت بعد از صنعت خودرو، یکی از اشتغال زا ترین صنایع به شمار میرود.‏
‏ صنعت تولید لوازم خانگی با ایجاد اشتغال مستقیم و چندین برابر، اشتغال غیر مستقیم (واحد های تولیدی پایین دستی قطعات) بر خلاف صنعت مونتاژ، می تواند نقش ممتازی را ایجاد اشتغال بازی کند.‏
اما این صنعت در این مرحله از زمان و با توجه به تحریم های خارجی،از طریق تولید انبوه،باید وارد مرحله توانمند سازی شود و آنچه تضمین این تولید انبوه و قوه محرک این صنعت رو به رشد به شمار می رود، انبوه تقاضای ملی است که به حمدا… بصورت بالقوه وجود دارد.‏
آنچه در این رهگذر به آن اشاره شد، بلای خانمانسوزی است که به بدنه تقاضای این صنعت افتاده است و آن واردات برندهای سرتا پا مسلحی است که به حق خود نیز قانع نبوده و هر روز  سهم کیک بزرگتری را از این بازار طلب می کنند. نقطه عطف این مسیر، حمایت های درست، کامل و به موقع دولت  در اعمال محدودیت و یا ممنوعیت واردات به منظور سوق دادن این بازار مصرف به سوی کالاهای تولید داخلی است که از آن به دوره توانمند سازی یاد می شود.‏
پس از طی دوره توانمند سازی، میتوانیم شاهد شکوفایی این صنعت که مایه افتخار هر ایرانی خواهد بود باشیم و هر محصول تولیدی، سفیر شایسته ی فرهنگ،هنر و اقتدار صنعتی این مرزو بوم  باشد.‏

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=3203