بریتانیا در سراشیبی فروپاشی

0
۱,۶۶۱ بازدید

چنانچه با نگاهی واقع بینانه به اتحاد بخش های چهارگانه بریتانیا نظر افکنیم می بینیم که توجه ویژه به مناطق جنوبی انگلستان باعث رشد نابرابری شده و هیزم در تنور ملی گرایی افراطی انداخته است. واقعیتی که باعث شده برای اولین بار اکثریت مردم اسکاتلند موافق جدایی بوده و ناقوس فروپاشی امپراطوری به صدا در آمده است…

دکتر هاشم اورعی، استاد دانشگاه صنعتی شریف

گوردن براون از معدود سیاستمداران بریتانیاست که مورد احترام مردم و همه طیف های سیاسی این کشور بوده  است. با پیروزی حزب کارگر در انتخابات سراسری و روی کار آمدن دولت تونی بلر در سال ۱۹۹۷ میلادی، وی به مدت ۱۰ سال وزیر خزانه داری بود و در این دوره بریتانیا برای اولین بار در تاریخ طولانی ترین دوره رشد اقتصادی را تجربه کرد. در پی استعفای تونی بلر در سال ۲۰۰۷، براون به مدت ۳ سال نخست وزیر بریتانیا شد و در سال ۲۰۱۰ در پی ناکامی در انتخابات سراسری جای خود را به دیوید کامرون از حزب محافظه کار داد.

اخیراً این سیاستمدار کهنه کار ضمن ابراز نگرانی هشدار داده است که بریتانیای کبیر باید عوامل حفظ یکپارچگی خود را درک کرده و دلایل قانع کننده و مستحکمی برای ادامه ی این روند ارائه دهد. جدا از مشکلات ناشی از ویروس کرونا مسائلی چون ملی گرایی و ابهامات ناشی از خروج از جامعه ی اروپا، ششمین اقتصاد بزرگ جهان را به چالش کشیده و در معرض خطر فروپاشی قرار داده  است. آنچه مسلم است اینکه روش فعلی جوابگو نبوده و هم اکنون این کشور به بن بستی رسیده که در ۳۰۰ سال اخیر بی سابقه بوده  است. اختلافات عمیق بین لندن و دولت های محلی بر سر قرنطینه و نحوه حمایت مالی از آسیب دیدگان از بیماری کووید ۱۹، ریشه در تنش های قدیمی دارد که بر سیستم حکمرانی این کشور سایه افکنده  است.

سیاستمداران محلی و بخش های تشکیل دهنده بریتانیا شامل انگلستان، اسکاتلند، ویلز و ایرلند شمالی بر این باورند که دولت مرکزی مستقر در وایت هال، شناخت کافی از کشوری که آن را اداره می کند نداشته و توجهی به نظرات آنان ندارد. در شرایطی که مردم بریتانیا با بیماری کووید ۱۹ و رکود اقتصادی دست به گریبانند، دولت در ایجاد اتحاد سیاسی ناموفق بوده و مردم این کشور باور ندارند که بخشهای مختلف دولت مرکزی در لندن با دولت های محلی هماهنگ عمل می کند. اخیراً در یک نظر سنجی معلوم شد که۴۰% مردم اسکاتلند معتقدند بوریس جانسون نخست وزیر بریتانیا و نیکلا استرجن، رئیس حزب ملی اسکاتلند هیچ علاقه ای به همکاری با یکدیگر ندارند.

صحبت اسکاتلند شد، یعنی جایی که مخالفت مردم با دولت مرکزی به وضوح مشاهده شده و در واقع می تواند پایان کار بریتانیای کبیر را رقم بزند. در نظرسنجی دیگری معلوم شد که برای اولین بار اکثریت مردم اسکاتلند بر این عقیده اند که این بخش از بریتانیا در جهت مخالف لندن حرکت می کند و استقلال سیاسی از نظر اقتصادی به نفع آنان خواهد بود. اکثریت مردم اسکاتلند همچنین بر این عقیده اند که ماندن در بریتانیا آسیب های جدی به هویت فرهنگی این کشور وارد خواهد کرد.

علیرغم اینکه در اسکاتلند تداوم اتحاد با لندن با چالش جدی مواجه شده است، لیکن این بدان معنی نیست که مشکل فقط بخش شمالی بریتانیا است. رهبران دولت های محلی در شهرهای بزرگی چون منچستر، لیورپول، نیوکاسل، شفیلد و حتی لندن سخت به دنبال انتقال قدرت از دولت مرکزی به دولت های محلی بوده و بر این باورند که دولت مرکزی درک درستی از مسائل منطقه ای نداشته و با تمرکز کامل قدرت در مرکز نمی تواند حساسیت لازم را در مورد مسائل منطقه ای داشته باشد. جالب اینکه در ویلز، یعنی بخش غربی بریتانیا، این نماینده لندن و طرفدار حفظ یکپارچگی بریتانیاست که به دنبال ایجاد تغییر در نظام حکمرانی فعلی این کشور است و نه ملی گرایان افراطی.

ولی مشکل بریتانیا نظر رهبران منطقه ای نیست بلکه این نظر مردم است که پایه های اتحاد کشور را به لرزه درآورده است. بخش قابل توجهی از جامعه احساس می کند لندن آنها را به کلی فراموش کرده و اهمیتی برایشان قایل نیست و  احساس می کند شهروند درجه دو به حساب می آید!  به همین دلیل است که بررسی های اجتماعی نشان می دهد اعتماد مردم به رهبران و نهاد های سیاسی این کشور به شدت کاهش یافته  است. به نظر می رسد خروج بریتانیا از جامعه ی اروپا هم نتوانسته  است باعث فروکش کردن عطش بخش بزرگی از کشور برای باز پس گیری کنترل از دولت مرکزی در لندن شود. سیاستمداران کهنه کار مثل گوردن براون بر این عقیده اند که برای حفظ اتحاد بریتانیا و جلوگیری از فروپاشی برنامه ای سنجیده و اساسی مورد نیاز است. برنامه ای که ضمن فراهم آوردن شرایط لازم برای انتقال بخشی از قدرت لندن به مناطق، بتواند مرهمی بر زخم های اجتماعی بوده و با بازیابی اعتماد مردم به دولت مرکزی، آینده بریتانیای جدا شده از جامعه اروپا را رقم بزند. محور اصلی چنین برنامه ای باید برطرف کردن نابرابری اقتصادی و اجتماعی در مناطق مختلف و ایفای نقش واقعی توسط مناطق شمالی در اقتصاد کشور باشد. باید در قلب دولت مرکزی این احساس ایجاد شود که وظیفه  آنان رفاه همه  مردم است. البته که سیاستمداران باید با شفافیت تمام فلسفه  وجودی و مزایای تداوم اتحاد بریتانیا را برای مردم روشن کنند.

بدین ترتیب بوریس جانسون یا باید به اصلاحات سیاسی تن بدهد و یا در انتظار شکست بوده و پست خود را که عمری به دنبال آن بود در این قمار سیاسی ببازد. او باید اعلام کند که بلافاصله پس از حل مشکل کرونا به وعده انتخاباتی خود مبنی بر تشکیل کمیسیون دموکراسی برای بازنگری اساسی در نظام حکمرانی عمل خواهد کرد. پیش بینی می شود کمیسیون به این نتیجه برسد که اقدامات انجام شده و نهادهای تشکیل شده برای ایجاد هم دلی و هماهنگی بین بخش های مختلف شکست خورده است. باید قبول کرد که بدون مشارکت سیاسی نمی توان به ائتلاف ملی دست یافت. قطعاً ملی گراها در اسکاتلند، ویلز، ایرلند شمالی و شاید حتی در انگلستان خواهند گفت که ملی-گرایی الزاماً باید به استقلال سیاسی منجر شود در صورتی که کشورهای متعددی در جهان موفق شده اند ملت های مختلفی را در زیر چتر دولت واحد متحد کنند. لیکن برای مدتی طولانی سیاستمداران دولت مرکزی ارزش ها و اهداف مشترک بخش های مختلف این کشور را در نظر نگرفته و حرفی از مشترکات فرهنگی، تاریخی و اجتماعی به میان نیاورده اند. ضروریست بر مزایای همکاری متقابل از جمله برخورداری از نظام درمان یک پارچه و ارتش که تاکنون اتحاد چهار بخش بریتانیا را حفظ کرده تاکید شود. برخی سیاستمداران خوش بین معتقدند که در نهایت اکثریت مردم این کشور اتحاد را بر جدایی، دوستی را بر دشمنی و تعامل را بر تقابل ترجیح داده و فرهنگ ناسیونالیستی «ما در مقابل آنها» را کنار خواهند گذاشت. لیکن بازسازی نظام اجتماعی بریتانیا بر پایه های مستحکم تاریخ و ارزش های مشترک امری ضروریست.

چنانچه با نگاهی واقع بینانه به اتحاد بخش های چهارگانه بریتانیا نظر افکنیم می بینیم که توجه ویژه به مناطق جنوبی انگلستان باعث رشد نابرابری شده و هیزم در تنور ملی گرایی افراطی انداخته است. واقعیتی که باعث شده برای اولین بار اکثریت مردم اسکاتلند موافق جدایی بوده و ناقوس فروپاشی امپراطوری به صدا در آمده  است.

ای کاش مسئولین برنامه ریزی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشورمان نیز با تکیه بر مشترکات فرهنگی اقوام مختلف، توجه بیشتری به اهمیت برقراری توازن اقتصادی در مناطق مختلف کشور نموده و با تقویت حس مشارکت و همدلی در سرتاسر ایران در مسیر اتحاد هرچه بیشتر گام بردارند.

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=131052

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا کامنت خود را ثبت نمایید .
لطفا نام خود را وارد کنید