کد خبر: 10281
تاریخ انتشار: ۲۵ بهمن ۱۳۹۳

برای باقی ماندن در بورس لطفاً منطق خود را تغییر دهید

برای باقی ماندن در بورس  لطفاً منطق خود را تغییر دهید

بابک آموخته ‏- در اينکه تأثير روابط خارجي ايران با دنيا و نيز تحريم هاي اعمال شده بر بازار سرمايه از دو جنبه رواني و بنيادي حائز اهميت است شکي نيست اما اينکه عکس العمل اهالي تالار شيشه اي بورس حد وسط ندارد و هميشه آخرين تصميم را همان اول مي گيرند جاي بحث فراوان دارد.

معمولاً قبل از برگزاري مذاکرات هسته اي، بورس به گونه اي مي شود که انگار همين 10 دقيقه پيش توافق نهايي امضاء شده وکليه تحريم ها برداشته شده و سرمايه گذاران خارجي پشت درب صنايع مختلف براي سرمايه گذاري صف کشيده اند اما به محض اتمام مذاکرات وضع به گونه اي ديگر مي شود، چون معامله گران جمله "توافق انجام شد" را از زبان مسئولين امر نمي شوند عکس العملي را به نمايش مي گذارند که گويي دو طرف با قهر و دعوا از اتاق بيرون آمده اند و خود را براي جنگ آماده مي کنند!‏ ظاهراً بازار سرمايه خيلي با منطق ميانه خوبي ندارد. اين موارد را گفتم که يادآوري کنم سال گذشته با وضعيت سياسي به مراتب بدتر از اوضاع فعلي و با مذاکراتي که نتيجه اي جز درجا زدن در شهرهاي مختلف کشورهاي اروپايي نداشت سال رويايي بورس رقم خورد و سهام اکثر شرکت ها در قيمت هاي دو برابر بيشتر از ارزش ذاتي با صف خريد همراه بودند.

با نگاه به سال گذشته اگر وجدان و منطق را در نظر بگيريم و رشد قيمت دلار را که با کاهش ارزش پول ملي و افزايش قابل توجه تورم و کاهش قدرت خريد باعث رشد قيمت سهام شده بود را کنار بگذاريم، واقعاً پيشرفت خاصي را در مناسبات سياسي نداشته ايم يا حداقل نسبت به امروزمان بسيار عقب تر بوده ايم اما سال رويايي بورس را شاهد بوديم، چرا؟ چون در آن زمان از فاکتوري به نام نقدينگي استفاده کرديم تا طعم تلخ اتفاقات نامطلوب را از بين ببريم و البته جواب هم داد. آن روزها مذاکرات و نشست ها مي آمدند و مي رفتند اما کسي حتي نيم نگاهي هم بر آن نداشت چون آنقدر شيريني رشد سود و بازدهي در بورس زياد شده بود که کمتر کسي دوست داشت فرصت مناسب کسب سود را با موضوع مهم اما بي اهميت جلوه داده شده بحث هسته اي از دست بدهد.

از قديم گفتن پول، پول مي آورد در آن سال نقدينگي وارد باز کردند و به دنبال آن پول هاي ديگر نيز وارد بازار شد. اقدامي که به گفته برخي کارشناسان تصميمي غير منطقي براي نشان دادن اقتصادي منطقي بود و امروز نتيجه آن را نه تنها مي بينيم بلکه احساس هم مي کنيم.‏ به هر حال شايد اين تصميم در آن زمان و با تفکر مديريت و مسئولين گذشته درست بوده و عکس العمل هاي سهامداران نيز بايد آنگونه هيجاني و احساسي مي بود به عبارت ساده تر منطق آن روزهاي بازار سرمايه رفتارها و اقدامات غير منطقي بوده و نتيجه خاص خودش را هم داشته است.‏ اما متأسفانه در حالي همچنان شاهد همان عکس العمل هاي گذشته اهالي تالار بر مبناي منطق مسئولين دولت قبل هستيم که دولت و مسئولين امر تغيير کرده اند و به همراه آنها تفکر و منطق جديد وارد عرصه مديريت کشور شده است.

در شرايط فعلي مهمترين عامل اصلي افت شاخص هاي بورس و روند نزولي قيمت سهام شرکت ها شايد اختلافي باشد که بين منطق سهامداران با منطق مسئولين دولت يازدهم وجود دارد. به عبارت ساده تر سهامداران انتظار دارند در شرايط فعلي مديران و مسئولين دولت فعلي در زمينه ها و بخش هاي مختلف کشور منطق قابل قبول خود را اجرا کنند اما در بحث بازار سرمايه همان منطق گذشته حاکم باشد يعني بي منطقي بشود منطق بورس. لذا به نظر مي رسد براي خروج از شرايط فعلي ايجاد شده در بازار سرمايه، اهالي فعال در بازار سرمايه تنها بايد يک تصميم واحد بگيرند و آن نزديک تر کردن و تغيير منطق خود با منطق دولت در بحث بازار سرمايه مي باشد.‏ شايد بهتر باشد با مرور خاطرات يکبار ديگر برخي صحبت ها و اتفاقات گذشته را بياد آوريم.

در منطق گذشته تحريم ها کاغذ پاره بود و در منطق فعلي تحريم عامل حرکت کند چرخه اقتصادي، رکود و تورم است. پس بايد قبول کرد که بورس مربوط به آن منطق نيز بايد تفاوت فاحشي با منطق فعلي داشته باشد، در نتيجه انتظار براي اتخاذ همان منطق کاغذ پاره در مديريت بازار سرمايه در تفکر جديد امري بيهوده است و تنها سبب فاصله گرفتن سرمايه گذاران بورس با تفکر جديد مديريت بازار سرمايه مي شود و اين يعني تفاوت فاحش ميان عکس العمل هاي اهالي تالار شيشه اي و سهامداران با تصميمات منطق جديد که اگر به يکديگر نزديک شوند شايد بتواند حتي منجر به کسب بازدهي هم بشود. حداقل نتيجه اين اقدام تحمل راحت تر روند نزولي و افت قيمت سهام شرکت ها در بورس مي باشد.‏ پس لطفاً منطق خود را تغيير دهيد.