طلا زیر فشار دوگانه سیاست و دلار؛
«خوشبینی سیاسی» یا آغاز موج جدید ریزش؟
راضیه احمدوند ـ روزنامه نگار
بازار طلا در نقطهای ایستاده که هر خبر سیاسی میتواند مسیرش را تغییر دهد؛ از مذاکرات مبهم ایران و آمریکا گرفته تا سیگنالهای سختگیرانه فدرال رزرو. اما آیا این «خوشبینی دیپلماتیک» واقعی است یا فقط یک توهم کوتاهمدت که در نهایت به نفع دلار و به ضرر طلا تمام میشود؟
قیمت طلا در معاملات اخیر با عقبنشینی به زیر سطح ۴,۱۵۰ دلار، بخش مهمی از رشد کوتاهمدت خود را از دست داد. این حرکت نزولی در شرایطی رخ داد که بازارها میان دو نیروی متضاد گرفتار شدهاند: از یک سو امیدهای سیاسی و از سوی دیگر فشار سنگین دلار و سیاستهای پولی انقباضی.
در ظاهر، بازار با موجی از «خوشبینی محتاطانه» نسبت به مذاکرات ایران و آمریکا روبهرو است، اما در باطن، ابهامات و تناقضهای سیاسی اجازه شکلگیری یک روند پایدار صعودی را نمیدهند. همین شکاف میان امید و واقعیت، فضای پرنوسانی برای طلا ایجاد کرده است.
اولین دور مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا با میانجیگری برخی کشورها در اروپا، با عباراتی مانند «پیشرفت امیدوارکننده» همراه شد. حتی برخی اقدامات نمادین مانند تعلیق موقت تحریمهای نفتی، بهعنوان نشانهای از حسننیت تفسیر شد.
اما بازارها بهخوبی میدانند که دیپلماسی در خاورمیانه معمولاً خطی و قابل پیشبینی نیست. اختلاف روایتها میان مقامات دو طرف، این خوشبینی را شکننده کرده است. در حالی که برخی مقامات آمریکایی از توافقات اولیه در حوزه بازرسیها سخن میگویند، طرف ایرانی چنین تعهداتی را رد میکند.
این تضادها، بهجای کاهش ریسک، در عمل سطح بیاعتمادی را بالا نگه داشته و مانع از شکلگیری یک روند پایدار در داراییهای امن شده است.
در سوی دیگر میدان، دلار آمریکا بدون نیاز به توافق سیاسی یا موفقیت دیپلماتیک، از فضای ابهام بیشترین بهره را برده است. ترکیب ریسکهای ژئوپلیتیکی و سیگنالهای سختگیرانه فدرال رزرو، باعث شده دلار در بالاترین سطح خود طی ماههای اخیر تثبیت شود.
فدرال رزرو نیز با تأکید بر تداوم تورم چسبنده و احتمال افزایش دوباره نرخ بهره، عملاً مسیر را برای تقویت بیشتر دلار هموار کرده است. در چنین شرایطی، طلا که هیچ بازدهی بهرهای ندارد، بهطور طبیعی تحت فشار قرار میگیرد و هزینه فرصت نگهداری آن افزایش مییابد.
اظهارات اخیر مقامات فدرال رزرو نشان میدهد که بانک مرکزی آمریکا هنوز از کنترل کامل تورم مطمئن نیست. همین موضوع، احتمال یک یا چند مرحله افزایش نرخ بهره در ماههای آینده را روی میز نگه داشته است.
این رویکرد انقباضی باعث شده جذابیت داراییهای دلاری افزایش یابد و سرمایهها به سمت بازارهایی با بازدهی مشخصتر حرکت کنند. نتیجه مستقیم این روند، تضعیف تقاضا برای طلا بوده است.
معاملهگران اکنون در انتظار مجموعهای از دادههای کلیدی اقتصادی هستند؛ از شاخصهای فعالیت اقتصادی گرفته تا دادههای تورمی و رشد تولید ناخالص داخلی.
این دادهها میتوانند نقش تعیینکنندهای در مسیر بعدی فدرال رزرو داشته باشند. هر نشانهای از قدرت اقتصاد آمریکا میتواند دلار را تقویت کرده و فشار بیشتری بر طلا وارد کند. در مقابل، نشانههای ضعف اقتصادی ممکن است دوباره تقاضا برای داراییهای امن را احیا کند.
از منظر تکنیکال، تصویر کوتاهمدت طلا همچنان تحت سلطه فروشندگان است. قرار گرفتن قیمت زیر میانگین متحرک ۱۰۰ دورهای در تایمفریم ۴ ساعته نشان میدهد که روند غالب هنوز نزولی است.
اندیکاتورهای مومنتوم نیز این ضعف را تأیید میکنند. هرچند نشانههایی از کاهش سرعت نزول دیده میشود، اما هنوز هیچ سیگنال معتبری برای تغییر روند صادر نشده است. شاخص قدرت نسبی در محدوده ضعیف قرار دارد و این موضوع نشان میدهد هر رشد احتمالی، بیشتر ماهیت اصلاحی دارد تا آغاز یک روند صعودی جدید.
در سمت مقاومت، سطح میانگین متحرک ۱۰۰ دورهای بهعنوان اولین سد جدی پیش روی قیمت عمل میکند. تا زمانی که این سطح شکسته نشود، بازار در معرض ریسک ادامه فشار فروش باقی میماند.
بازار در حالت انتظار پرتنش
در مجموع، طلا در نقطهای حساس میان سیاست و اقتصاد گرفتار شده است. از یک طرف، امیدهای دیپلماتیک میتوانند ریسکها را کاهش دهند، و از طرف دیگر، سیاستهای انقباضی فدرال رزرو همچنان مانند یک ترمز سنگین عمل میکند.
در چنین شرایطی، بازار بیشتر در حالت «انتظار» قرار دارد تا تصمیمگیری. تا زمانی که یک محرک قاطع—چه در حوزه سیاست خارجی و چه در سیاست پولی—وارد بازار نشود، سناریوی غالب همچنان نوسان با تمایل نزولی خواهد بود.
اگر بخواهیم تصویر کلی را ساده کنیم:
فعلاً این دلار است که بازی را هدایت میکند، نه طلا.