کد خبر: 10975
تاریخ انتشار: ۱۷ اسفند ۱۳۹۳

بازخوانی ماجرای تغییر روسای اتاق های تهران و ایران/ علینقی، محمدرضا، یحیی و دیگران…‏

بازخوانی ماجرای تغییر روسای اتاق های تهران و ایران/ علینقی، محمدرضا، یحیی و دیگران…‏

علي شفائي: با نزديک شدن به هشتمين دوره انتخابات اتاق هاي بازرگاني، علاوه بر بازار تبليغات و خبر، شايعات نيز بازار داغي پيدا کرده و البته تحريف اخبار و تاريخ اتاق بازرگاني نيز از اين جريان بازنمانده است.‏

به گزارش خبرنگار جهان اقتصاد، دوره پنجم فعاليت هيات نمايندگان اتاق بازرگاني، آغازي بود بر پايان انحصارگرايي و حاکميت طيفي که ايشان را همچنان گروه سنتي اتاق خطاب مي کنند.‏
در جريان اطلاع رساني و تبلغات انتخابات دوره هشتم هيات نمايندگان اتاق بازرگاني، برخي تلاش مي کنند براي به دست آوردن رأي و حمايت بيشتر مسائل و مباحث را به گونه اي به نفع خود تغيير دهند.‏
يکي از اين موارد پايان رياست سيد علينقي خاموشي بر اتاق بازرگاني تهران و پس از آن اتاق ايران است.
در جريان دوره پنجم انتخابات اتاق هاي بازرگاني و گروه جديدي از فعالان اقتصادي نامزدي خود را اعلام کردند و در همان اولين حضور توانستند به رقيبي جدي براي گروه حاکم بر اتاق تبديل شوند.
اين جمع تازه وارد و نسبتا جوانتر که بعدها عنوان خواستاران تحول را براي خود انتخاب کردند، در جريان رقابت انتخاباتي پيروز شده و با حضور حداکثري در هيات نمايندگان اتاق تهران، در انتخاب هيات رئيسه نيز حداکثر کرسي ها را به خود اختصاص دادند.‏
موفقيت تحولخواهان در اين انتخابات زنگ خطري براي طيف سنتي بود که  جايگاهشان در هيات نمايندگان اتاق بازرگاني تهران از اکثريت مطلق به اقليت تنزل پيدا کرده و اين يعني آغاز مجادله براي بازپس گيري قئدرت از دست رفته و در اين ميان علينقي خاموشي رئيس چهار دوره اتاق هاي تهران و ايران، که همچنان رياست اتاق بازرگاني ايران را  در اختيار داشت بيش از ديگران نسبت به جانشين خود يعني محمدرضا بهزاديان زاويه گرفت.‏
با جداشدن ساختمان اتاق هاي بازرگاني ايران و تهران و کوک کردن ساز استقلال از سوي تحولخواهان حاکم بر اتاق تهران، دامنه مخالفت ها گسترش يافت و البته تغيير دولت و روي کار آمدن دولتي که خط و سمت سياسي اش با طيف سنتي اتاق نزديک تر بود، موجب شد تا تحولخواهان مغلوب شده و در جريان استيضاحي سؤال برانگيز از هيات رئيسه کنار گذاشته شوند.
با کنار گذاشته شدن هيات رئيسه تحولخواه، هيات نمايندگان اتاق تهران محمد نهاونديان را به عنوان جانشين محمدرضا بهزاديان برگزيدند و اين در حالي بود که بسياري انتظار داشتند بار ديگر علينقي خاموشي سکان اتاق پايتخت را در دست بگيرد.
حضور نهاونديان موجب شد تا حاميان خاموشي خود را چنين توجيه کنند، که نشستن مجدد خاموشي بر صندلي رياست اتاق تهران در مدت کوتاه باقي مانده تا پايان دوره پنجم در شأن وي نبوده است.‏
انتخابات دوره ششم برگزار شد و باز هم لابي هاي پشت پرده عليه خواستاران تحول شکل گرفت و اعتبارنامه محمدرضا بهزاديان به رغم کسب بيشترين رأي از سوي وزير بازرگاني دولت نهم به عنوان رئيس شوراي عالي نظارت بر اتاق بازرگاني امضاء نشد تا اينبار نيز به روشي ديگر منتخب اول فعالان اقتصادي از هيات نمايندگان اتاق بازرگاني تهران کنار گذاشته شود.
به هرحال هيات نمايندگان اتاق بازرگاني تهران مشخص شد و زمان به انتخاب هيات رئيسه رسيد و در حالي که طيف سنتي ها که با همراه شدن 20 رأي نمايندگان دولت حداکثر آراء را در اختيار داشتند، براي دومين بار از انتخاب خاموشي سر باز زده و يحيي آل اسحاق را براي رياست اتاق بازرگاني تهران برگزيدند.
اين روند موجب شد تا بار ديگر حاميان رئيس چهار دوره اتاق تهران و پنج دوره اتاق ايران اذهان خود را اينگونه توجيه کنند که با توجه به تغيير شرايط، شايد بهتر باشد، علينقي خاموشي تنها سکان اتاق ايران را به دست گيرد.‏
اما با انتخاب محمد نهاونديان به عنوان رئيس جديد اتاق بازرگاني ايران، مشخص شد که طيف سنتي که عنوان مجمع فعالان توسعه را براي خود برگزيده بود، ديگر حاکميت خاموشي را نمي خواهد.
حال با گذشت قريب به هشت سال از زماني که ياران خاموشي حکم به کناره گيري وي از سکان هدايت اتاق بازرگاني داده بودند، بار ديگر تحولخواهان را رو در روي خود مي بينند و نگران از برابر نشدن کفه خود به دنبال سازماندهي آراء فعالان اقتصادي هم نظر خود هستند و براي جلب نظر گروه نزديک به رئيس پيشين خود، تلاش مي کنند تا مسؤليت کنار گذاشته شدن خاموشي را متوجه تحولخواهان و به ويژه محمدرضا بهزاديان کنند.‏
اگرچه بهزاديان در ميدان رقابت انتخاباتي توانست به عنوان فرد پيروز پرچم تحولخواهان را بالا ببرد، اما در عدم انتخاب دوباره خاموشي به عنوان رئيس دو اتاق تهران و ايران در دوره ششم و پس از آن هفتم، علينقي خاموشي مورد کم لطفي همراهان خود قرارگرفت و گروهي که با لابي گري توانستند هيات رئيسه را استيضاح و پس از آن مانع امضاء اعتبارنامه ها شوند، در لابي درون گروهي پيراهن رياست اتاق هاي تهران و ايران را براي ديگري گز کرده و دوختند، اما همچنان وانمود مي کنند که بهزاديان به خاموشي پايان داد.‏