بازار بورس، استراتژیک یا عملیاتی

0
۷۸۵ بازدید

موفقیت بلندمدت هر بازار و سازمان ذیربط آن بازار، مستلزم حفظ بازار، سودآوری مستمر و بازدهی مناسب برای سهامداران است. با رشد سریع بازارهای جهانی اعم از بازارهای کالا، ارز و اوراق بهادار از یکسو و رقابتی شدن این بازارها از سوی دیگر اتخاذ استراتژی(برنامه راهبردی) صحیح و مدیریت کارآمد از ملزومات ماندگاری آن بازار درعرصه رقابت خواهد بود.

مرتضی عقیلی، مدرس و تحلیلگر بازار سرمایه

موفقیت بلندمدت هر بازار و سازمان ذیربط آن بازار، مستلزم حفظ بازار، سودآوری مستمر و بازدهی مناسب برای سهامداران است. با رشد سریع بازارهای جهانی اعم از بازارهای کالا، ارز و اوراق بهادار از یکسو و رقابتی شدن این بازارها از سوی دیگر اتخاذ استراتژی(برنامه راهبردی) صحیح و مدیریت کارآمد از ملزومات ماندگاری آن بازار درعرصه رقابت خواهد بود.

در این میان علاوه بر اخذ برنامه راهبردی صحیح، بهره گیری از تمامی منابع جهت اجرایی نمودن آن، از دغدغه های اساسی سازمان های ذیربط و متولیان تک تک بازارها است.

هر بازار مطابق با ماموریت خود به عنوان دلیل وجودی سازمان، چشم انداز (تصویری از مطلوب و ایده آل سازمان) ؛ ارزش ها و اصول رفتاری (باورهای مشترک کارکنان سازمان و ملاک تصمیم گیری مشترک در کلیه شغلها و موقعیت ها ،ارزیابی محیط درونی سازمان که نقاط ضعف و قوت سازمان را مشخص می سازد)، ارزیابی محیط بیرونی که فرصت ها و تهدیدها را تعیین می کند، برنامه‌ای برای بقا و حفظ بازار و انجام فعالیت های مطلوب تر، ارایه می کند.

به منظور نیل به این هدف می بایست چهار وجه در بازار شناسایی دقیق شود و برنامه ریزی راهبردی و عملیاتی لازم صورت پذیرد.

نتایج مقالات مختلف در اوایل دهه ۹۰ میلادی بیانگر این موضوع است که رشد پایدار سازمان ها و شرکت های موفق در گرو برنامه‌ریزی و ارزیابی عملکرد، در چهار وجه مالی، بازار و مشتریان، فرآیندهای داخلی و رشد و یادگیری است.

با توجه به افزایش چشمگیر نقدینگی در بازار سرمایه و همچنین افزایش تعداد مشارکت کنندگان حقیقی و حقوقی در این بازار، وجه مشتریان و وجه فرآیندهای داخلی در بازار سرمایه اهمیت به سزایی پیدا کرده است. سازمان بورس به عنوان متولی بازار سرمایه چشم اندازی از اهداف کمی و کیفی را مدنظر دارد و باید برای عملیاتی شدن این اهداف برنامه های دقیق ارایه دهد.

یکی از اهداف کمی‌ سازمان می تواند تعداد افراد مجاز برای خرید و فروش سهام و همچنین چشم انداز رشد تعداد مشارکت کنندگان آینده در این بازار باشد. به عنوان مثال با آزادسازی سهام عدالت حجم معاملات روزانه چه مقدار رشد خواهد کرد؟ جواب این سوال در وجه مشتریان قرار می گیرد.

حال سوال دیگری در وجه فرآیندهای داخلی پیش می آید. آیا زیرساخت‌های نرم‌افزاری وسخت‌افزاری توانایی پذیرش این تعداد سهامدار جدید را دارد؟

حدود ۴۹ میلیون سهامدار وارد بازار خواهند شد! تعدادی از این سهامداران با آزادسازی سهام خود به صورت مستقیم وارد بورس خواهند شد و تعدادی نیز روش غیرمستقیم را برگزیده اند و مسئولیت سبدگردانی را به  بانک ها و سازمان‌هایی چون سازمان سهام عدالت استانها سپرده اند.

از اهداف کیفی سازمان نیز می توان به میزان رشد دانش شرکت ها و سهامداران اشاره نمود. میزان دانش و آگاهی سهام‌دارن خرد و کلان بر ثبات و پایداری بازار تاثیر مستقیم دارد.

با توجه به برنامه‌های مالی، اقتصادی و اهداف اقتصادی تعیین شده کلان دولت، مبنی برجهش اقتصادی در سال ۹۹ ، نه تنها به موضوع سهام عدالت توجه ویژه ای شد، بلکه در مبحث ورود شرکت های واجدالشرایط به بورس، همچنین تاسیس صندوق‌های مالی جدید از جمله دارا یکم و صندوق‌های دیگر اقدامات اساسی صورت گرفته است. مع‌الوصف با توسعه و رشد پرشتاب بورس اوراق بهادار فرصت ها و تهدیدهای گوناگونی در حال شکل گیری است.

افزایش حجم معاملات و نقدینگی که ثمره رونق بازار است فرصتی مناسب برای رشد شرکت ها و بنگاه های مالی و اقتصادی است ولی این فرصت اگر مدیریت نشود خود به عنوان تهدیدی برای بازار به شمار می‌رود. در خبرها شنیدیم که مقرر شده است تا سهام صنایع مختلف در دو زمان متفاوت وارد بازار شود. این تصمیم به دلیل ضعف فرآیندهای سخت افزاری در داخل کارگزاری‌ها و سازمان و در هسته اصلی معاملات گرفته شده است؛ شاید این تصمیم فرصت انجام معاملات را افزایش دهد ولی خود می تواند تهدیدی برای بازار باشد.

افزایش زمان و دو قسمتی نمودن بازار احتمال تاثیر پذیری منفی معاملات بر بازار را زیاد می‌کند. با این تقسیم بندی،سفته بازان، فرصت بیشتری دارند تا در دو زمان متفاوت وارد بازار شده و از نوسانات آنی در بازار سود ببرند. در نیمه اول بازار، خرید نموده و در پایان نیمه اول با دریافت سود خارج شده و خود را آماده ورود به نیمه دوم بازار کنند. در واقع با این زمان‌بندی فرصت ایجاد شایعه، نشر اخبار  انجام معاملات غربالگری و مدیریت سودهای آنی به سفته بازان داده خواهد شد؛ شاید یکی از دلایل وجود زمان محدود یکپارچه در بازارهای سهام و در تمام دنیا همین باشد: ندادن این فرصت به سفته باز!

از طرفی اینگونه تصمیمات بر قیمت سهام؛ ارزش بازار نمادهای بورسی و از همه مهم‌تر میزان ریسک و بازدهی سهامداران تاثیرات سوئی دارد و ریسک فراگیر بازار را بالا می برد.

برای حفظ وافزایش بهره وری از فرصت های اینچنینی و با افزایش تعداد مشارکت‌کنندگان بازار، توسعه هرچه سریعتر زیرساخت ها از واجبات بازار سرمایه است.

اگر با نگاه کلی تر به این موضوع بنگریم تناقضاتی در اهداف کلی و راهبردی سازمان خواهیم یافت. اهداف کلی با یکدیگر در تعامل نیستند و بر یکدیگر تاثیر منفی می گذارند.

 بخش ذینفعان و توسعه مشارکت ذینفعان با سایر ذینفعان، با بخش فرآیندهای داخلی و اتخاذ رویکرد پیشگیرانه از وقوع اختلافات و تخلفات و جرایم در تعارض خواهد بود. این نمونه یکی از اثرات سو این تصمیم می تواند باشد. از طرفی با اجرایی نمودن این تصمیم، فرهنگ سهام‌داری به سمت فرهنگ کسب سودهای آنی و نوسان‌گیری متمایل می شود که خود از مشکلات فرهنگی و آموزشی در بحث سهامداری است؛ این امر موجب فرار سرمایه‌های سرمایه‌گذاران بلندمدت خواهد شد و در بازه زمانی بلندمدت موجب افت معاملات بازار خواهد شد.

در پایان اشاره به این نکته ضروری است که اخذ تصمیمات جدید می بایست طرحها و برنامه‌های بلندمدت و عملیاتی را توامان در نظر بگیرد و نگاه بلندمدت به اهداف مورد نظر و اطمینان از مفید بودن آنها از ملزومات اخذ این تصمیمات است. در بخش رشد و یادگیری راهبردی سازمان، انجام پژوهش های تطبیقی و پیمایشی همچنین استفاده از ظرفیت پژوهش مراکزعلمی داخلی و بین‌المللی می تواند در ایجاد و اخذ تصمیات راهگشا باشد تا به امید خدا سودهای بیشتری را نصیب فعالان بازار نماید.

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=108286

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا کامنت خود را ثبت نمایید .
لطفا نام خود را وارد کنید