امرار معاش در ایران از راه ادبیات ممکن نیست

0
۴۰۹ بازدید

احمد پوری با بیان این‌که نیاز به امرار معاش برای اهل ادبیات یک واقعیت تلخ است، می‌گوید برای کسانی که می‌خواهند در این عرصه فعالیت کنند، فقط می‌توان دعا کرد تا شرایطی برای‌شان پیش بیاید که کم‌تر وقت خود را صرف فعالیت‌های غیرادبی کنند. ‏
این نویسنده و مترجم درباره امکان امرار معاش از طریق ادبیات در ایران، گفت: اگر ادبیات را قدری وسیع‌تر بگیریم و آن را به آثار شناخته‌شده و باارزش محدود نکنیم و ادبیات عامه‌پسند و زرد را هم مدنظر قرار دهیم، می‌شود از طریق این ادبیات امرار معاش کرد. کسانی هستند که رمان‌های‌شان اگرچه به مذاق ادیبان خوش نمی‌آید، اما با تیراژ ۲۰ هزار نسخه به چاپ‌های دورقمی می‌رسد. ‏
او ادامه داد: اگر نویسنده‌ای چنین شرایطی داشته باشد، می‌تواند از راه ادبیات امرار معاش هم بکند، اما اگر اصل نظر شما همان ادبیاتی باشد که در ذهن من هم هست، در ایران امرار معاش از راه ادبیات ممکن نیست چون چندین معادله دیگر هم هست که نمی‌گذارد شما کارتان را بکنید. یک سال وقت می‌گذارید تا کتابی را بنویسید یا ترجمه کنید، بعد اثر شما به ارشاد می‌رود ولی در نهایت بعد از یک سال که در آن‌جا می‌ماند، اجازه انتشار دریافت نمی‌کند. این یعنی دو سال وقت شما رفته است، بدون این‌که درآمدی داشته باشید. ‏
پوری اضافه کرد: به همین دلیل است که دوستان ما که فعالیت ادبی می‌کنند معمولا سعی می‌کنند کارهای دیگری هم داشته باشند. به این ترتیب ادبیات حرفه‌یی کم‌تر می‌شود. ایده‌آل این است که یک نویسنده یا مترجم امنیت شغلی داشته باشد و تمام نیرو و وقتش را روی نوشتن بگذارد یعنی حرفه‌یی باشد و بتواند کارهای بهتری خلق کند، اما وقتی بخش اعظمی از وقت و انرژی‌اش را برای نان‌درآوردن صرف کند، وقت کم‌تری برای آفرینش ادبی خواهد داشت. نتیجه این موضوع متأسفانه همین است که می‌بینید. بعد متعجب می‌شویم که چرا آثار ادبی ما هم‌تراز آثار ادبی جهان نیست، در حالی‌که شرایط ما با آن‌ها تفاوت بسیاری است. ‏
این مترجم در ادامه درباره تجربه خودش از امرار معاش و فعالیت ادبی گفت: منبع درآمد من تدریس است. من عاشق این کار هستم، اما هیچ وقت نتیجه تدریس با نتیجه آفرینش ادبی یکسان نیست. من در تدریس به سه – چهار نفر چیزی می‌آموزم اما در نوشتن مخاطب من بسیار وسیع‌تر است. من تدریس می‌کنم، بخش اعظم ساعات کاری‌ام را برای این کار صرف می‌کنم و در زمان‌های دیگری که دارم ترجمه هم می‌کنم. به این ترتیب هم کمیت و هم کیفیت کارم پایین می‌آید. ‏
او سپس درباره راه‌های برقراری توازن بین فعالیت ادبی و امرار معاش گفت: واقعیت این است که این موضوع در اختیار ما نیست. شما با این واقعیت تلخ روبه‌رو هستید که باید امرار معاش کنید و زندگی‌تان بگذرد. اگر قرار باشد جامعه با حمایت لازم از شما درآمد ثابتی برای‌تان ایجاد کند، طبیعتا نیروی خود را صرف فعالیت ادبی می‌کنید، اما این دست شما نیست. برای کسانی هم که می‌خواهند در این عرصه فعالیت کنند، فقط می‌توان دعا کرد که شرایطی برای‌شان پیش بیاید که درآمد ثابتی داشته باشند و کم‌تر وقت خود را صرف فعالیت‌های غیرادبی کنند. ‏

احمد پوری با بیان این‌که نیاز به امرار معاش برای اهل ادبیات یک واقعیت تلخ است، می‌گوید برای کسانی که می‌خواهند در این عرصه فعالیت کنند، فقط می‌توان دعا کرد تا شرایطی برای‌شان پیش بیاید که کم‌تر وقت خود را صرف فعالیت‌های غیرادبی کنند. ‏
این نویسنده و مترجم درباره امکان امرار معاش از طریق ادبیات در ایران، گفت: اگر ادبیات را قدری وسیع‌تر بگیریم و آن را به آثار شناخته‌شده و باارزش محدود نکنیم و ادبیات عامه‌پسند و زرد را هم مدنظر قرار دهیم، می‌شود از طریق این ادبیات امرار معاش کرد. کسانی هستند که رمان‌های‌شان اگرچه به مذاق ادیبان خوش نمی‌آید، اما با تیراژ ۲۰ هزار نسخه به چاپ‌های دورقمی می‌رسد. ‏
او ادامه داد: اگر نویسنده‌ای چنین شرایطی داشته باشد، می‌تواند از راه ادبیات امرار معاش هم بکند، اما اگر اصل نظر شما همان ادبیاتی باشد که در ذهن من هم هست، در ایران امرار معاش از راه ادبیات ممکن نیست چون چندین معادله دیگر هم هست که نمی‌گذارد شما کارتان را بکنید. یک سال وقت می‌گذارید تا کتابی را بنویسید یا ترجمه کنید، بعد اثر شما به ارشاد می‌رود ولی در نهایت بعد از یک سال که در آن‌جا می‌ماند، اجازه انتشار دریافت نمی‌کند. این یعنی دو سال وقت شما رفته است، بدون این‌که درآمدی داشته باشید. ‏
پوری اضافه کرد: به همین دلیل است که دوستان ما که فعالیت ادبی می‌کنند معمولا سعی می‌کنند کارهای دیگری هم داشته باشند. به این ترتیب ادبیات حرفه‌یی کم‌تر می‌شود. ایده‌آل این است که یک نویسنده یا مترجم امنیت شغلی داشته باشد و تمام نیرو و وقتش را روی نوشتن بگذارد یعنی حرفه‌یی باشد و بتواند کارهای بهتری خلق کند، اما وقتی بخش اعظمی از وقت و انرژی‌اش را برای نان‌درآوردن صرف کند، وقت کم‌تری برای آفرینش ادبی خواهد داشت. نتیجه این موضوع متأسفانه همین است که می‌بینید. بعد متعجب می‌شویم که چرا آثار ادبی ما هم‌تراز آثار ادبی جهان نیست، در حالی‌که شرایط ما با آن‌ها تفاوت بسیاری است. ‏
این مترجم در ادامه درباره تجربه خودش از امرار معاش و فعالیت ادبی گفت: منبع درآمد من تدریس است. من عاشق این کار هستم، اما هیچ وقت نتیجه تدریس با نتیجه آفرینش ادبی یکسان نیست. من در تدریس به سه – چهار نفر چیزی می‌آموزم اما در نوشتن مخاطب من بسیار وسیع‌تر است. من تدریس می‌کنم، بخش اعظم ساعات کاری‌ام را برای این کار صرف می‌کنم و در زمان‌های دیگری که دارم ترجمه هم می‌کنم. به این ترتیب هم کمیت و هم کیفیت کارم پایین می‌آید. ‏
او سپس درباره راه‌های برقراری توازن بین فعالیت ادبی و امرار معاش گفت: واقعیت این است که این موضوع در اختیار ما نیست. شما با این واقعیت تلخ روبه‌رو هستید که باید امرار معاش کنید و زندگی‌تان بگذرد. اگر قرار باشد جامعه با حمایت لازم از شما درآمد ثابتی برای‌تان ایجاد کند، طبیعتا نیروی خود را صرف فعالیت ادبی می‌کنید، اما این دست شما نیست. برای کسانی هم که می‌خواهند در این عرصه فعالیت کنند، فقط می‌توان دعا کرد که شرایطی برای‌شان پیش بیاید که درآمد ثابتی داشته باشند و کم‌تر وقت خود را صرف فعالیت‌های غیرادبی کنند. ‏

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=1430