اقتصاد کشور: تثبیت شده یا تعطیل شده؟!

0
۱,۲۲۱ بازدید

دکتر هاشم اورعی-استاد دانشگاه صنعتی شریف-در یکی دو سال اخیر رئیس جمهور از هر موقعیتی استفاده کرده وبه مردم امید می داد که بحمدا… با تدبیر دولت اقتصاد کشور به حالت ثبات رسیده، شاخص های اقتصادی رو به بهبود نهاده و خلاصه در صحنه اقتصاد همه چیز گل وبلبل است. تا اینکه هفته گذشته در جلسه هیات دولت ناگهان اعلام کرد «فردا اگر زنده بودیم به مردم می گوئیم کی کشور را تعطیل کرده است». حال جامعه با این سر در گمی مواجه است که بالاخره اقتصاد کشور تثبیت شده است یا تعطیل؟ صندوق بین المللی پول در آخرین برآورد خود از اقتصاد ایران پیش بینی می کند که در سال جاری میلادی رشد اقتصادی کشور منفی ۹/۵ درصد، تورم ۳۵/۷ درصد و بیکاری ۱۶/۸ درصد خواهد بود. مبانی علم اقتصاد به ما می گوید که چنانچه اولویت اول اقتصاد کشور را برخورداری از رشد اقتصادی و ایجاد اشتغال قرار دهیم باید هزینه آن را که تورم بالاست بپردازیم. به عبارت دیگر چنانچه هدف اصلی کاهش تورم باشد، در این صورت باید بپذیریم که رشد اقتصادی نیز کاهش یافته و نرخ بیکاری افزایش خواهد یافت. طبق برآورد صندوق بین المللی پول که منبع بی طرف و معتبری است،  نخبگان اقتصادی ما که سخت درگیر برنامه ریزی برای اقتصاد کشورند موفق شده اند خلاف قوانین مسلم اقتصادی را به اثبات برسانند، یعنی علیرغم نرخ رشد اقتصادی منفی ۹/۵درصد( که خود کار ساده ای نیست!) و افزایش نرخ بیکاری، نرخ تورم نیز در حد بسیار بالایی باشد. بدین ترتیب این بار نه آقازاده ها بلکه خود آقاهای عزیزمان به چنان موفقیتی دست یافته اند که باید نامزد دریافت جایزه نوبل در حوزه اقتصاد شوند! اینکه مسئولین دولتی به مردم نوید روزهای بهتر بدهند قطعاً امر پسندیده ای است لیکن

فرق است میان آن که یارش در بر                                      با آن که دو چشم انتظارش بر در

رئیس جمهور، دولت و نظام حکمرانی ما خوب می داند در شرایطی که صادرات نفتی به شدت کاهش یافته، مراودات مالی شبکه بانکی مان با جهان عملاً قطع شده و از همه مهم تر تولید داخلی و هر گونه فعالیت اقتصادی موثر توسط دوایر دولتی و غیر دولتی به صلابه کشیده شده و توان مقابله با رفتار قانونی و غیر قانونی آنها را ندارد،  توسعه اقتصادی کشور نه غیر محتمل بلکه ناممکن است. در چنین شرایطی اصرار بر بهبود شرایط اقتصادی با اتکاء به آمار غیر واقعی، بیشتر از اینکه نشانی از ایجاد دلگرمی در سطح جامعه باشد، دلالت بر سیاسی کاری و عدم صداقت دارد. سخنان اخیر رئیس دولت به گونه ای است که انگار سیاست های دولت در بخش اقتصاد موفق بوده و یک شبه فرد یا افرادی آن را به تعطیلی کشانده اند و جالب تر آنکه ایشان اعلام نام آنها را به آینده ای نامعلوم حواله می دهد. گویی این بگم بگم ها خود جایی در رفتار سیاسی ما باز کرده و بخشی از فرهنگ سیاسی شده است. خواننده محترم خوب میداند که چنانچه فردی از جامعه به نیروی انتظامی مراجعه کرده و بگوید من می دانم سطل زباله سر کوچه را کی دزدیده ولی نمی گویم، چه بلایی به سرش می آورند. حال رئیس جمهور ما می گوید که می داند چه کسانی کشور را تعطیل کرده اند ولی نمی گوید!  اما نکته مثبت ماجرا آن است که برای اولین بار رئیس قوه مجریه دستهای خود را بالا برده و اعلام می کند که کشور تعطیل است.  البته به تعطیلی کشیده شدن کشور نکته جدیدی نیست و مدتهاست همه دلسوزان جامعه به شکل های مختلف در این مورد هشدار می دهند لیکن همواره با بر چسب های سیاسی، سیاه نمایی، غرب زدگی، وابستگی به خارج و موارد مشابه صدایشان خفه شده است و این بار رئیس جمهور نیز تاب تحمل نیاورده و تعطیلی کشور را به اطلاع عموم رسانده است. البته کشوری که به تعطیلی کشانده شده که دولت نمی خواهد و چنانچه تعطیلی کشور به تعطیلی دولت و دم و دستگاه عریض و طویل آن منجر شود جامعه آن را به فال نیک گرفته و با تعطیلی دولت و برداشتن چوبهای آن از لای چرخ های خود، کشور را به حرکت در خواهد آورد. لیکن مدیریت دولتی وسوسه انگیز تر و حقوق دولتی جذاب تر از آن است که دولت مردان کار را رها کرده و اجازه دهند ملت کار خود را بکند. اتفاقی که افتاده آن است که علیرغم فشارهای اقتصادی شدید بر بدنه جامعه ناشی از ضعف عملکرد اقتصادی دولت، مدیران دولتی کماکان بر گرده ملت سوار شده و هزینه گزاف  این دستگاه دولتی بزرگ و نا کار آمد از حلقوم ملت بیرون کشیده شود. اثرات نامطلوب تحریم های بین المللی بر اقتصاد ایران بر همه کس آشکار است لیکن چنانچه تصور شود مشکل اصلی کشور تحریم هاست به بیراهه رفته ایم و دیر یا زود از ناکجا آباد سر در خواهیم آورد. رشد اقتصادی منفی ۹/۵ درصد را به هیچ وجه نمی توان کمتر از فاجعه دانست آن هم برای کشوری که ۴۰ درصد فارغ التحصیلان دانشگاهی آن بیکارند و نزدیک به ۴ میلیون دانشجو هم مشغول تحصیل در دانشگاه ها بوده و  پس از آن به ته صف طویل بیکاران خواهند پیوست. این نرخ رشد یعنی در حالت خیلی ساده اقتصاد کشور نه تنها نمی تواند اشتغال ایجاد کند بلکه ۱۰ درصد از کل شاغلین کشور نیز کار خود را از دست می دهند و این در شرایطی است که دولت از ایجاد اشتغال میلیونی خبر می دهد!

وقت آن رسیده که قبول کنیم ژن های خوب، آقازاده ها و همه آنهایی که انقلاب را به قباله خود در آورده اند، کشور را به تعطیلی کشانده اند. وقت آن رسیده که اقلیت را از خود و اکثریت را در مقابل خود نبینیم، آغوش خود را باز کنیم و بدون در نظر گرفتن جنسیت، قومیت، فرقه و مذهب به این باور برسیم که ایران متعلق به ۸۰ میلیون ایرانیست. باید  قبول کنیم که  پیش شرط توسعه کشور مشارکت حداکثری است و تاکید بر نظرات بخش اندکی از جامعه، ایجاد محدودیت در همه ارکان زندگی روزمره، مقاومت در برابر ابراز عقیده و موارد متعدد مشابه ما را به سر منزل مقصود نخواهد رساند. و بالاخره  قبول کنیم که راههای مختلفی برای رسیدن به خدا وجود دارد و از اینکه بخواهیم ملت را به زور به بهشت موعود ببریم دست برداریم. باید با شهامت و صداقت تمام واقعیات را با مردم در میان بگذاریم و طرحی نو در اندازیم، نه اینکه حال که کف گیر اقتصاد کشور به ته دیگ خورده تقصیر را به گردن این و آن انداخته و مطابق معمول به بازی کی بود کی بود من نبودم مشغول شویم.

به قول شیخ شیراز:

هزار جهد  بکردم که سّر عشق بپوشم

نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=102850