اقتصاد منطقه: انبار باروت

0
۹۶۴ بازدید

دیگر دوران آن گذشته که حکمرانان کشورهای منطقه با استخدام در بخش دولتی بدون آن که کاری وجود داشته باشد و نیز ارائه انواع خدمات رایگان، وفاداری مردم را خریداری نمایند. اصلاحات اقتصادی مد نظر ولیعهد سعودی در شرایط اقتصادی دشوار کنونی از نظر مردم این کشور مغایر با قرارداد اجتماعی بین مردم و طبقه حاکم است…

دکتر هاشم اورعی، استاد دانشگاه صنعتی شریف

شرایط نامطلوب اقتصاد ایران بر همگان آشکار است و بخش بزرگی از ملت ایران هر روز با آن دست و پنجه نرم می کنند. اما آیا مشکلات اقتصادی فقط اقتصاد ایران را به چالش کشیده است؟ در این نوشتار نگاهی کوتاه به اوضاع اقتصادی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا در شرایطی که شیوع ویروس کرونا نظام اقتصادی جهان را به هم ریخته می اندازیم.

پس از آن که در ۷خرداد ۱۲۸۰ مظفرالدین شاه طی قراردادی امتیاز نفت ایران را به ویلیام ناکس دارسی واگذار کرد، وی جرج برنارد رینولدز زمین شناس بی نام و نشان انگلیسی را که ۳۰ سال درهندوستان کار کرده بود استخدام کرده و درپی جستجوی نفت به ایران فرستاد. رینولدز علیرغم شیوع گسترده بیماری آبله و درمیان راهزنان و تفنگچی های ایل بختیاری به مدت ۷ سال به دنبال نفت بود و موفقیتی حاصل نشد. در اینجا بود که سرمایه گذاران تصمیم گرفتند به این مسیر ادامه ندهند و از او خواستند که به کار خود پایان داده و به وطن بازگردد. ولی رینولدز به کار خود ادامه داد و در نهایت در ساعات اولیه صبح روز ۵ خرداد سال ۱۲۸۷ اولین چاه نفت خاورمیانه در مسجد سلیمان فوران کرد. در سالها و دهه های بعد نفت، اقتصاد نه تنها ایران بلکه کل منطقه را متحول کرد، حاکمان این منطقه را به ثروت افسانه ای رساند و توجه و نفوذ دولت های قدرتمند خارجی را در منطقه افزایش داد.

حال پس از گذشت بیش از یک قرن و در شرایطی که جهان به دنبال منابع تجدیدپذیر و بدون آلایندگی است، تحولات شگرف دیگری در حال رخ دادن است. علیرغم اینکه طبق پیش بینی ها تقاضای جهانی نفت تا سال ۲۰۲۶ میلادی روند صعودی خواهد داشت ولی شیوع ویروس کرونا پنجره ای برای نظری به آینده از خاورمیانه و شمال آفریقا گشوده است. با خانه نشین شدن بسیاری از مردم جهان و کاهش شدید فعالیت های اقتصادی، قیمت طلای سیاه در سرازیری قرار گرفت. طبق پیش بینی صندوق بین المللی پول، در سال جاری میلادی درآمد حاصل از فروش نفت در منطقه نسبت به سال قبل به نصف کاهش یافته و اقتصاد این کشورها ۳/۷ درصد کوچک خواهد شد. حتی با پایان ماجرای کرونا، فراوانی عرضه قیمت نفت را در سطح پایین حفظ خواهد کرد. بدین ترتیب حساب و کتاب دولت های منطقه به هم ریخته و به ویژه کشورهای عربی صادرکننده نفت باید به دنبال چاره اساسی باشند. اما این کشورها راه دشواری در پیش دارند. به عنوان مثال الجزایر را در نظر بگیرید که با قیمت نفت بشکه ای ۱۰۰ دلار در سال جاری کسری بودجه نخواهد داشت در حالی که قیمت نفت خام برنت در بازارهای بین المللی ۴۰ دلار است. در مواجهه با این بحران دولت الجزایر در ماه گذشته اعلام کرد که بودجه خود را به نصف کاهش خواهد داد. شرایط در عراق نیز که یکی از صادرکنندگان بزرگ به حساب می آید بهتر از این نیست و دولت عراق تقریباً ورشکسته است. حتی کشورهایی چون عمان و کویت که از اقتصاد نسبتاً با ثباتی برخوردارند در این شرایط خرجشان بیشتر از دخلشان است و از جیب می خورند.  اما بزرگترین صادر کننده نفت در منطقه یعنی عربستان سعودی ماههاست که پول لازم برای چرخاندن چرخ اقتصاد خود را از محل منابع ذخیره شده تامین می کند یعنی مجبور شده است که قلک خود را بشکند. پولی که قرار بوده صرف سرمایه گذاری برای انتقال به اقتصاد غیر نفتی شود حالا باید مخارج روزمره دولت را تامین کند.

اثرات این شرایط مالی بحرانی به سرتاسر منطقه کشیده خواهد شد. مصر نفت چندانی صادر نمی کند ولی بیش از ۵/۲ میلیون مصری در کشورهای نفت خیز منطقه مشغول به کارند و پولی که این افراد برای خانواده هایشان می فرستند ۹درصد تولید ناخالص داخلی کشور را تشکیل می دهد. با کاهش درآمد نفتی کشورهای صادر کننده و بیکاری برخی از این افراد، درآمد مصر نیز کاهش خواهد یافت. کشورهای اردن، لبنان و فلسطین نیز شرایط مشابهی دارند. این کشورها همواره تامین کننده بخش بزرگی از نیروی کار کشورهای صادر کننده نفت بوده اند. هم چنین همسایگان عرب منطقه مشتریان خوبی برای این کشورها بوده اند. حدود یک سوم صادرات اردن و لبنان به کشورهای ثروتمند منطقه بوده و یک سوم درآمد گردشگری لبنان از جیب کویتی ها، سعودی ها و اماراتی ها پرداخت می شود.

البته برنامه ها و حرف های امیدوار کننده ای درباره کاهش وابستگی اقتصاد کشورهای نفت خیز منطقه به دلارهای نفتی مطرح شده است. برنامه های بلند پروازانه ای تحت عناوین فریبنده ای چون «افق ۲۰۳۰» با اهدافی چون توسعه بخش خصوصی، تمرکز بر اشتغال زنان، کاهش یارانه ها و سرمایه گذاری در صنایع غیرنفتی مطرح شده است. لیکن مشکل اینجاست که سرعت پیشرفت این برنامه ها بسیار کم است. در برخی از این کشورها اقداماتی در زمینه کاهش دیوان سالاری و میزان یارانه ها به عمل آمده است که از آن جمله می توان به سه برابر شدن مالیات بر ارزش افزوده در عربستان سعودی اشاره کرد. ولی هنوز بخش دولتی بزرگترین بخش اقتصاد در منطقه است و علیرغم شعارهای فراوان در زمینه ایجاد تنوع در اقتصاد و کاهش وابستگی به نفت، واقعیت این است که اقتصاد کشورهای نفت خیز منطقه هنوز حول محور درآمدهای نفتی می چرخد. حال که رهبران این کشورها بحث خصوصی سازی برای افزایش درآمد دولت را پیش کشیده اند باید پرسید تا کنون در انتظار چه بوده اند؟

البته که اصلاحات اقتصادی مورد نظر امری دردآور بوده و در شرایط اقتصادی سخت فعلی حتی دشوارتر خواهد بود. اما بحران اقتصادی فعلی در کشورهای منطقه می تواند فضایی برای ظهور اقتصادهایی خلاق، فعال و پایدار همراه با دولت هایی منتخب مردم ایجاد کند. دیگر دوران آن گذشته که حکمرانان کشورهای منطقه با استخدام در بخش دولتی بدون آن که کاری وجود داشته باشد و نیز ارائه انواع خدمات رایگان، وفاداری مردم را خریداری نمایند. اصلاحات اقتصادی مد نظر ولیعهد سعودی در شرایط اقتصادی دشوار کنونی از نظر مردم این کشور مغایر با قرارداد اجتماعی بین مردم و طبقه حاکم است. سعودیها از خود می پرسند چرا محمد بن سلمان به جای اینکه مالیات ها را افزایش دهد، قایق تفریحی ۵۵۰ میلیون دلاری خود را نمی فروشد؟

فشار اجتماعی در منطقه رو به افزایش است. در طول یک قرن حاکمان عرب درآمد نفتی را به خود و خاندانشان اختصاص داده و توجهی به خواسته های ملت نکردند. حال دربارنشینان از همین مردم می خواهند که از خود گذشتگی کنند بدون آن که حق اظهار نظری به آنان بدهند. این دقیقاً نسخه ایست که به اعتراض و شورش های اجتماعی از طرف جامعه و سرکوب از طرف حاکمان خواهد انجامید. لذا چنانچه حاکمان عرب به دنبال آنند که ملت هزینه بحران اقتصادی این روزها را پرداخت کنند باید در تفکر خود بازنگری اساسی کرده و در مسیر جلب رضایت ملتشان گام بردارند.

ویروس کرونا چند صد هزار نفر را به کام مرگ کشانده و اقتصاد جهانی را به چالش کشیده است، ولی جای امیدواریست که دیگر MBS یعنی ولیعهد جوان و بی تجربه سعودی نتواند هزینه اقداماتی چون اعزام تیم امنیتی خود به استانبول با هواپیمای شخصی و قطعه قطعه کردن روزنامه نگار مخالف را تامین کند. با نگاهی ظریف به اوضاع منطقه، می توان زیر لب زمزمه کرد:

نرم نرمک می رسد اینک بهار!

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=107832

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا کامنت خود را ثبت نمایید .
لطفا نام خود را وارد کنید