استیضاح یا افتضاح؟

0
۳,۱۹۲ views

دکتر هاشم اورعی-استاد دانشگاه صنعتی شریف-بالاخره پرونده استیضاح دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا بسته شد.  ماجرا از آنجا شروع شد که در ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۹، فردی از درون دولت که نامش تاکنون فاش نشده و تحت حمایت قضایی آمریکا می باشد، اعلام کرد که ممکن است رئیس جمهور آمریکا از مقام خود سوءاستفاده کرده باشد.  اتهام این بود که علیرغم مصوبه کنگره ترامپ جلوی کمک نظامی آمریکا به اوکراین را گرفته و از رئیس جمهور تازه انتخاب شده اوکراین خواسته که در مورد فعالیت های جو بایدن رقیب انتخاباتی وی در انتخابات سال جاری و پسرش هانتر در اوکراین پرونده ای تشکیل دهد. یک هفته پس از اینکه ترامپ جلوی کمک نظامی را گرفت در ۲۵ ژوئیه ۲۰۱۹ در تماس تلفنی با ولادیمیر زلنسکی رئیس جمهور اوکراین، درخواست خود را با وی در میان گذاشت. در اواخر ماه اوت پرزیدنت ترامپ در جریان ماجرا قرار گرفته و پس از اینکه بخشی از گزارش مربوطه به بیرون درز کرد، در نهایت در ۱۱  سپتامبر کمک نظامی تصویب شده در اختیار اوکراین قرار گرفت. با توجه به اهمیت اخذ کمک نظامی از آمریکا و تقاضای ترامپ، قرار بود در ۱۳ سپتامبر رئیس جمهور اوکراین در برنامه تلویزیونی فرید زکریاGPS  در CNN شرکت کرده و اعلام کند که پرونده قضایی در مورد بایدن و پسرش تشکیل شده است، لیکن با آزاد شدن کمک نظامی، این مصاحبه نیز منتفی شد. در ۲۴ سپتامبر بررسی های اولیه در کنگره آمریکا در مورد احتمال استیضاح رئیس جمهور آغاز شد و همان روز کاخ سفید متن گفتگوی تلفنی روسای جمهور آمریکا و اوکراین را در اختیار کنگره قرار داد. در ماه اکتبر کمیسیون های امنیت، روابط خارجی و نظارت کنگره آمریکا مسئول بررسی موضوع شدند و افراد متعددی از جمله سفیر امریکا در اوکراین و مسئول روابط آمریکا با اوکراین را برای ادای توضیحات دعوت کرد. این افراداعلام کردند که معتقدند دونالد ترامپ به دنبال آن است که رئیس جمهور اوکراین تشکیل پرونده قضایی در مورد رابطه مالی بین جو بایدن و پسرش با شرکت گاز بوریسما که هانتر بایدن عضو هیات مدیره آن است را رسماً اعلام کند. در ۸ اکتبر طی نامه ای به کنگره، کاخ سفید اعلام کرد که در مورد  این پرونده با کنگره همکاری نخواهد کرد زیرا مصاحبه با شاهدان به صورت خصوصی انجام شده و کاخ سفید در آنها شرکت نداشته است. در نهایت در تاریخ ۳۱ اکتبر، کنگره آمریکا با ۲۳۲ رای موافق و ۱۹۶ رای مخالف تصمیم گرفت در این مورد تشکیل پرونده داده و رسماً وارد موضوع شود. در طول بررسی ها رئیس کمیسیون امنیت کنگره آمریکا اعلام کرد که ممکن است عملکرد ترامپ به مصداق دادن رشوه باشد و این از جمله اتهاماتیست که طبق قانون می توان رئیس جمهور را استیضاح کرد. در ماه نوامبر ۱۲ مقام بلند پایه در دولت آمریکا در مقابل کنگره شهادت دادند که ترامپ در مقابل انجام وظیفه قانونی دولت درخواست کمک سیاسی به نفع خود کرده است. در ۱۳ دسامبر کمیته قضایی با ۲۳ رای موافق و ۱۷ رای مخالف، نظر خود را مبنی بر دو مورد اتهام رئیس جمهور به کنگره اعلام کرد، یکی سوء استفاده از قدرت و دیگری عدم اجرای مصوبات کنگره.  در نهایت در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۹، کنگره آمریکا که اکثریت آن در اختیار حزب دموکرات است رای خود را مبنی بر استیضاح رئیس جمهور اعلام کرد. نکته قابل توجه اینکه در هر دو اتهام تمام اعضاء کنگره از حزب جمهوریخواه رای مخالف دادند ولی در اتهام اول یک عضو دموکرات و در مورد دوم نیز سه نماینده دموکرات به اردوی جمهوریخواهان پیوسته و با استیضاح رئیس جمهور مخالفت کردند.

طبق قانون اساسی ایالت متحده آمریکا چنانچه اکثریت نمایندگان کنگره رای به استیضاح رئیس جمهور دهند، موارد اتهامی به سنای آمریکا ارجاع شده و دادگاه استیضاح  در سنا تشکیل خواهد شد. در طول تاریخ آمریکا این سومین باری است که کنگره رای به استیضاح رئیس جمهور داده است. اماحالا نانسی پلوسی،  رئیس دموکرات کنگره و البته دشمن سر سخت دونالد ترامپ با تصمیمی دشوار مواجه بود. از یک طرف موفق شده بود بیشتر نمایندگان حزب خود را به خط کرده و رای موافقشان برای استیضاح را بگیرد و البته تحت فشار حزب و افکار عمومی قرار داشت که پرونده را جهت تشکیل دادگاه استیضاح به سنا بفرستد. از طرف دیگر شاهد آن بود که حتی یک نماینده کنگره از حزب جمهوریخواه  رای به استیضاح نداده و اکثریت مجلس سنا هم در دست حزب جمهوریخواه است و البته نیاز به رای موافق دو سوم از ۱۰۰ سناتور را دارد تا استیضاح را به کرسی بنشاند. باید توجه داشت که با نزدیک شدن انتخابات سراسری در نوامبرسال  جاری  مساله استیضاح صرف نظر از اتهامات وارده به رئیس جمهور یک مساله کاملاً سیاسی بود و خانم پلوسی باید عاقبت کار را با در نظر داشتن انتخابات پیش رو به دقت می سنجید. بالاخره در ۱۶ ژانویه دادگاه استیضاح چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکا در مجلس سنای این کشور به ریاست جان رابرتز قاضی دیوان عالی کشور تشکیل شد. در مرحله اول سناتورهای حزب دموکرات از دادگاه تقاضا کردند که اعضاء ارشد فعلی و قبلی کاخ سفید به عنوان شاهد احضار شده و هم چنین کاخ سفید مدارک مورد نظر را به دادگاه ارائه دهد. در مقابل وکلای مدافع و سناتورهای جمهوریخواه اعلام کردند که تنها در صورتی با حضور شاهدان مورد نظر حزب دموکرات موافقت خواهند کرد که آنها هم بتوانند جو بایدن و پسرش را به عنوان شاهد احضار کنند و اینجا کار برای دموکرات ها مشکل می شد. در شرایطی که انتخابات سراسری  پیش روست، قرار گرفتن جو بایدن و مخصوصاً پسرش در جایگاه شاهد و مواجهه با سوالات صریح و تند وکلای حرفه ای از جمله ادای توضیح درباره دریافت حقوق ماهیانه ۵۰ هزار دلاری به عنوان عضو هیات مدیره بسیار مخاطره انگیز بود به ویژه اینکه جو بایدن خود نامزد انتخابات سال جاریست. در ۳۱ ژانویه سنا با ۵۱ رای مخالف در مقابل ۴۹ رای موافق رای داد که دادگاه با مدارک و مستندات موجود ادامه یابد. در نهایت در ۵ فوریه از ۱۰۰ عضو مجلس سنای آمریکا، ۵۲ سناتور رای منفی به اتهام سوءاستفاده از قدرت و همه ۵۳ سناتور جمهوریخواه رای منفی به اتهام عدم اجرای مصوبه کنگره دادند. بدین ترتیب حزب دموکرات نه تنها به دو سوم آراء لازم دست نیافت بلکه در کسب اکثریت نسبی هم ناکام ماند و این پرونده جنجالی تنها ظرف سه هفته مختومه گشته و دونالد ترامپ جشن پیروزی مجللی در کاخ سفید برگزار کرد.

اما ببینیم پیامد این ماجرا برای حزب دموکرات آمریکا و ما چیست؟ چند ماه قبل در اوج اختلافات در پارلمان بریتانیا بر سر مساله خروج این کشور از اتحادیه اروپا، نخست وزیر به دفعات تقاضای برگزاری انتخابات پارلمانی زود هنگام کرد و حزب کارگر که در اپوزیسیون بود با آن مخالفت می کرد تا بالاخره با افزایش فشارها هم از  درون حزب کارگر و هم از پارلمان و حتی به روایتی با فشار ملکه انگلستان، جرمی کوربین تن به موافقت با برگزاری انتخابات پارلمانی داد و علیرغم اینکه حزب حاکم محافظه کار در شرایط سیاسی بسیار دشواری قرار داشت موفق شد با اکثریت چشمگیری برنده انتخابات شود. دلیل اصلی شکست سنگین حزب کارگر این بود که جامعه این حزب را مانعی بر سر انجام امور تشخیص داد. ظاهراً درآن دیار مثل کشور ما نیست که چوب لای چرخ گذاشتن امری کاملاً طبیعی و حتی از وظایف اصلی باشد! در حال حاضر حزب دموکرات هم در چنین وضعیتی قرار دارد. از یک طرف با گشودن پرونده استیضاح متهم است که در روال عادی کار دولت ایالت متحده اختلال ایجاد کرده و خلاصه چوب لای چرخ دولت گذاشته است. از طرف دیگر با این امر موجب اتحاد سناتورهای جمهوریخواه شده و بدین ترتیب این حزب تمام قد برای موفقیت ترامپ در انتخابات دوره دوم ریاست جمهوری تلاش خواهد کرد. البته این نکته را هم باید اضافه کرد که کمپ دموکرات که هنوز سرخورده از شکست پرونده استیضاح است، نتوانست نامزد تمام عیاری برای مقابله با ترامپ در انتخابات پیش رو معرفی کند. نامزدان این حزب همگی یا سیاستمداران شکست خورده قبلی و یا جوانان جویای نامند. در نتیجه عملکرد ضعیف حزب دموکرات در کنگره، جهان باید خود را برای ریاست جمهوری آقای ترامپ برای چهار سال دیگر آماده کند و با آن کنار بیاید. البته مشکل وقتی حادتر می شود که در دور دوم، آقای ترامپ قطعاً ترامپ تر خواهد بود!

اما ارتباط این ماجرا با ایران چیست؟ از آنجا که در کشور ما رسم بر این نیست که دولت مردان سیاست ها و برنامه ها را البته چنانچه اصلاً برنامه و سیاستی وجود داشته باشد، با مردم در میان بگذارند و تنها ارتباطشان با مردم در زمان انتخابات است، کسی نمی داند دولت چه سناریوهایی در ارتباط با آمریکا مد نظر دارد. اما شواهد حاکی از آن است که در یکی دو سال اخیر روی دو اسب شرط بندی کرده است. یکی موفقیت حزب دموکرات در کنار گذاشتن رئیس جمهور آمریکا، که دیدیم این اسب لنگ از آب در آمد و از ابتدا هم هیچ شانسی در این مسابقه نداشت. تنها امید باقیمانده عدم موفقیت ترامپ در انتخابات پیش روست که این هم طناب کاملاً پوسیده ای است و نمی توان با آن به ته چاه رفت.

مخلص کلام اینکه ما نمی توانیم انتظار داشته باشیم که دولت مردان کشورهای دیگر را انتخاب کنیم. از جمله جرمی کوربین را بر مسند نخست وزیری بریتانیا و برنی سندرز را بر ریاست جمهوری آمریکا بنشانیم و از مزایای آن بهره مند گردیم. ما که زیر انتخاب همین یکی خودمان مانده ایم و این فرآیند سعی و خطا را کماکان ادامه می دهیم! لذا ضروریست با قبول واقعیات در صحنه بین المللی و قرار دادن منافع ملی در راس امور، با جهانی که امروز شاهد آن هستیم کنار امده و کشور را در مسیر توسعه و پیشرفت قرار دهیم.

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=104997