از این پس ما اهمیت می دهیم

0
۱,۰۲۶ بازدید

ساغر کوهستانی / خبرنگار محیط زیست

همه می دانیم که ایرانی ها مشتاق شنیدن صدای آب هستند؛ شاید تعبیه فواره و ساخت نهرهای طبقه ای با سطح های متفاوت میان باغ ها برای این منظور بوده. همچنین می دانیم که ایرانیان عاشق صدای بلبل و دیگر پرندگان خوش صدا بر روی شاخسار گلها و درختان هستند از این نمونه هم تا دلتان بخواهد در شعر و ادبیات این مرز وبوم مثال است. اما ما ایرانیان طبیعت دوست چقدر نگران آن روزی هستیم که دیگر نه درختی برای بلبلان باشد و نه نهری برای گوش سپردن به صدای آن.
در نصایح دینی؛ مردمان این مرز و بوم به حفظ و پاسداری از طبیعت توصیه شده اند. اما شاید یک جایی در تاریخ به یکباره مردم و مسئولین دچار فراموشی شده اند. شاید آنان از کار خود خسته شدند و یا همه فکر کردند تا مدتهای طولانی ایران نیازی به پاسداری از محیط زیست خود ندارد و یا مسائل مهم تر پیش آمد… هر چه بود کار به جایی رسید که دریاچه های بختگان و انزلی و هامون و ارومیه به نفس های آخر افتادند و کسی اهمیت نداد. آب و خاک و هوا آلوده شدند و بنزین مصرفی در شهرها تنفس کردن را برای هم وطنان طاقت فرسا کرد و جز انگشت شماری اهمیت ندادند.
برای محیط زیست تنها خبرهای بد نیست. هر سال هکتارها جنگل در آتش می سوزند؛ تالاب ها و دریاچه ها خشک می شوند و برخی گونه های جانوری نفس های آخرشان را می کشند… اینها همه ی اخباری است که هر روز می شنویم. اما همین که این اخبار را می شنویم خود خبر خوبی است. چرا که امید می رود مردم و مسولین کمی به خود آمده اند و رسانه ها و مراجع قانونی به کمک آنان خواهد شتافت.
ما هنوز هم شاهد زباله ریختن ایرانیان در گوشه و کنار طبیعت هستیم. اشخاصی هستند که حیوانات وحشی را بدون دلیل شکار می کنند و به راحتی تن به بریدن یک درخت می دهند.

اما کمی آن سوتر مردمانی را می بینیم که داوطلبانه شروع به کمک به طبیعت نیمه جان ایران کرده اند. طبیعتی که امروزه کارش به جایی رسیده که خود به زبان بی زبانی به ما می گوید بیایید سرمایه های طبیعی را برای نسل حاضر هم که شده حفظ کنیم.
با همه اینها اما این روزها شرایط دارد عوض می شود. دیگر اگر فردی حیوانی را مورد آزار قرار داد و یا شاخه ای را شکست، می داند که افرادی هستند که مخالف کار اویند زیرا که ما تلاش می کنیم از این پس به طبیعت اهمیت بدهیم.

ساغر کوهستانی / خبرنگار محیط زیست

همه می دانیم که ایرانی ها مشتاق شنیدن صدای آب هستند؛ شاید تعبیه فواره و ساخت نهرهای طبقه ای با سطح های متفاوت میان باغ ها برای این منظور بوده. همچنین می دانیم که ایرانیان عاشق صدای بلبل و دیگر پرندگان خوش صدا بر روی شاخسار گلها و درختان هستند از این نمونه هم تا دلتان بخواهد در شعر و ادبیات این مرز وبوم مثال است. اما ما ایرانیان طبیعت دوست چقدر نگران آن روزی هستیم که دیگر نه درختی برای بلبلان باشد و نه نهری برای گوش سپردن به صدای آن.
در نصایح دینی؛ مردمان این مرز و بوم به حفظ و پاسداری از طبیعت توصیه شده اند. اما شاید یک جایی در تاریخ به یکباره مردم و مسئولین دچار فراموشی شده اند. شاید آنان از کار خود خسته شدند و یا همه فکر کردند تا مدتهای طولانی ایران نیازی به پاسداری از محیط زیست خود ندارد و یا مسائل مهم تر پیش آمد… هر چه بود کار به جایی رسید که دریاچه های بختگان و انزلی و هامون و ارومیه به نفس های آخر افتادند و کسی اهمیت نداد. آب و خاک و هوا آلوده شدند و بنزین مصرفی در شهرها تنفس کردن را برای هم وطنان طاقت فرسا کرد و جز انگشت شماری اهمیت ندادند.
برای محیط زیست تنها خبرهای بد نیست. هر سال هکتارها جنگل در آتش می سوزند؛ تالاب ها و دریاچه ها خشک می شوند و برخی گونه های جانوری نفس های آخرشان را می کشند… اینها همه ی اخباری است که هر روز می شنویم. اما همین که این اخبار را می شنویم خود خبر خوبی است. چرا که امید می رود مردم و مسولین کمی به خود آمده اند و رسانه ها و مراجع قانونی به کمک آنان خواهد شتافت.
ما هنوز هم شاهد زباله ریختن ایرانیان در گوشه و کنار طبیعت هستیم. اشخاصی هستند که حیوانات وحشی را بدون دلیل شکار می کنند و به راحتی تن به بریدن یک درخت می دهند.

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=2388