ادبیات معاصر پیشرفت نکرد چون نویسندگی در ایران اصلا شغل نیست

0
۴۳۵ بازدید

 

رضا جولایی با بیان این‌که نویسندگی در ایران نمی‌تواند شغل باشد، می‌گوید هیچ راهی برای برقراری توازن بین نویسندگی و امرار معاش نیست. ‏
این نویسنده در پاسخ به این سؤال که آیا می‌توان در ایران نویسندگی را به عنوان شغل انتخاب کرد، گفت: امکان ندارد. نویسندگی در ایران اصلا نمی‌تواند شغل باشد، به همین دلیل است که ادبیات معاصر ما پیشرفت نکرده است. اگر هم کسی بخواهد نویسنده باشد باید از همه چیز صرف نظر کند. ‏
او درباره کارهایی که نویسنده‌های ایرانی برای امرار معاش انجام می‌دهند، اظهار کرد: من خوشبختانه ناشرم و شغلم یک فعالیت فرهنگی است، اما نویسنده‌های ایرانی کارهای مختلفی می‌کنند. اگر نویسنده‌ای نخواهد بی‌کار باشد، ممکن است کارهای مختلفی از مسافرکشی تا مهندسی انجام دهد که همه این‌ها به کار نوشتنش لطمه می‌زند. اگر کسی نویسنده تمام‌وقت باشد، مسلما کارهای بهتری می‌نویسد. ‏
جولایی سپس درباره تجربه‌های کاری خودش گفت: من از دهه ۴۰ فعالیت ادبی‌ام را شروع کردم و از سال ۶۱ وارد کار نشر شدم. پیش از ناشر شدن هم بی‌کار بودم. استفاده مادی کار نشر در برابر مشقات آن کم است. از جمله مشقات این کار سرگردانی در وزارت ارشاد است که ماه‌ها وقتم را تلف می‌کند. حتا کتاب‌هایی را که قبلا چاپ شده‌اند بررسی می‌کنند. هر بار که وزیر ارشاد تغییر می‌کند، کتاب‌ها دوباره بررسی می‌شوند. به نظرم اگر نویسنده تشکیل خانواده نداده باشد، بی‌کاری بهتر است، اما وقتی تشکیل خانواده داد، مجبور است به هر کاری تن بدهد. ‏
او درباره این‌که اگر در ایران نویسندگی شغل افراد بود، چه تغییری در وضعیت کنونی ادبیات پیش می‌آمد، گفت: در این صورت از میان ده‌ها نفری که به این شغل رو می‌آوردند، تعداد قابل توجهی نویسنده خوب داشتیم. در این سال‌ها تعداد زیادی جوان دیده‌ام که بسیار بااستعداد بوده‌اند، اما پس از مدتی درواقع استعدادشان تلف شده است، به همین دلیل ادبیات ما در حد متوسط باقی مانده است. ‏
رضا جولایی در پاسخ به این پرسش که چه راهکارهایی برای حل این مشکلات پیشنهاد می‌کند، اظهار کرد: در این زمینه باید یک راه حل درازمدت و یک راه حل کوتاه‌مدت درنظر گرفت. راه حل کوتاه‌مدت حمایت نهادهای دولتی از نویسنده‌هاست. بهتر است این حمایت‌ها از همه آثار خوب یا بد باشد. در فرانسه هر کتابی که منتشر می‌شود دولت تعدادی از آن را می‌خرد. راه حل کوتاه‌مدت دیگر این است که موانع اداری فعالیت‌های ادبی برداشته شود. ‏
جولایی با تکرار این توصیه به جوانان که نویسنده نشوند، گفت: اگر کسی ذاتا نویسنده باشد، به این حرف‌ها گوش نمی‌کند، اما اگر کسی می‌خواهد برای به شهرت رسیدن یا به عنوان تفنن به سراغ این کار بیاید، توصیه می‌کنم به سراغ کارهای دیگری برود، چون نویسندگی باعث شهرت نمی‌شود. ‏
این نویسنده در ادامه اظهار کرد: چیزی که می‌تواند امیدبخش باشد این است که ادبیات بعد از مدتی آن‌قدر شیرین می‌شود که آدم به مکافات‌هایش فکر نمی‌کند. نویسندگی نوعی لذت می‌شود و آدم می‌تواند در نویسندگی به هرچه می‌خواسته و به آن نرسیده دست پیدا کند. چه به شهرت برسد چه نه، و چه کارهایش را بخرند چه نخرند، این لذت وجود دارد.‏

 

رضا جولایی با بیان این‌که نویسندگی در ایران نمی‌تواند شغل باشد، می‌گوید هیچ راهی برای برقراری توازن بین نویسندگی و امرار معاش نیست. ‏
این نویسنده در پاسخ به این سؤال که آیا می‌توان در ایران نویسندگی را به عنوان شغل انتخاب کرد، گفت: امکان ندارد. نویسندگی در ایران اصلا نمی‌تواند شغل باشد، به همین دلیل است که ادبیات معاصر ما پیشرفت نکرده است. اگر هم کسی بخواهد نویسنده باشد باید از همه چیز صرف نظر کند. ‏
او درباره کارهایی که نویسنده‌های ایرانی برای امرار معاش انجام می‌دهند، اظهار کرد: من خوشبختانه ناشرم و شغلم یک فعالیت فرهنگی است، اما نویسنده‌های ایرانی کارهای مختلفی می‌کنند. اگر نویسنده‌ای نخواهد بی‌کار باشد، ممکن است کارهای مختلفی از مسافرکشی تا مهندسی انجام دهد که همه این‌ها به کار نوشتنش لطمه می‌زند. اگر کسی نویسنده تمام‌وقت باشد، مسلما کارهای بهتری می‌نویسد. ‏
جولایی سپس درباره تجربه‌های کاری خودش گفت: من از دهه ۴۰ فعالیت ادبی‌ام را شروع کردم و از سال ۶۱ وارد کار نشر شدم. پیش از ناشر شدن هم بی‌کار بودم. استفاده مادی کار نشر در برابر مشقات آن کم است. از جمله مشقات این کار سرگردانی در وزارت ارشاد است که ماه‌ها وقتم را تلف می‌کند. حتا کتاب‌هایی را که قبلا چاپ شده‌اند بررسی می‌کنند. هر بار که وزیر ارشاد تغییر می‌کند، کتاب‌ها دوباره بررسی می‌شوند. به نظرم اگر نویسنده تشکیل خانواده نداده باشد، بی‌کاری بهتر است، اما وقتی تشکیل خانواده داد، مجبور است به هر کاری تن بدهد. ‏
او درباره این‌که اگر در ایران نویسندگی شغل افراد بود، چه تغییری در وضعیت کنونی ادبیات پیش می‌آمد، گفت: در این صورت از میان ده‌ها نفری که به این شغل رو می‌آوردند، تعداد قابل توجهی نویسنده خوب داشتیم. در این سال‌ها تعداد زیادی جوان دیده‌ام که بسیار بااستعداد بوده‌اند، اما پس از مدتی درواقع استعدادشان تلف شده است، به همین دلیل ادبیات ما در حد متوسط باقی مانده است. ‏
رضا جولایی در پاسخ به این پرسش که چه راهکارهایی برای حل این مشکلات پیشنهاد می‌کند، اظهار کرد: در این زمینه باید یک راه حل درازمدت و یک راه حل کوتاه‌مدت درنظر گرفت. راه حل کوتاه‌مدت حمایت نهادهای دولتی از نویسنده‌هاست. بهتر است این حمایت‌ها از همه آثار خوب یا بد باشد. در فرانسه هر کتابی که منتشر می‌شود دولت تعدادی از آن را می‌خرد. راه حل کوتاه‌مدت دیگر این است که موانع اداری فعالیت‌های ادبی برداشته شود. ‏
جولایی با تکرار این توصیه به جوانان که نویسنده نشوند، گفت: اگر کسی ذاتا نویسنده باشد، به این حرف‌ها گوش نمی‌کند، اما اگر کسی می‌خواهد برای به شهرت رسیدن یا به عنوان تفنن به سراغ این کار بیاید، توصیه می‌کنم به سراغ کارهای دیگری برود، چون نویسندگی باعث شهرت نمی‌شود. ‏
این نویسنده در ادامه اظهار کرد: چیزی که می‌تواند امیدبخش باشد این است که ادبیات بعد از مدتی آن‌قدر شیرین می‌شود که آدم به مکافات‌هایش فکر نمی‌کند. نویسندگی نوعی لذت می‌شود و آدم می‌تواند در نویسندگی به هرچه می‌خواسته و به آن نرسیده دست پیدا کند. چه به شهرت برسد چه نه، و چه کارهایش را بخرند چه نخرند، این لذت وجود دارد.‏

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=1243