کد خبر: 43023
تاریخ انتشار: ۰۱ آبان ۱۳۹۵

آن روز تلخ اهالی سنگده

آن روز تلخ اهالی سنگده علی اعظم محمدبیگی-چند روزی به روستای کوهستانی و خوش آب وهوای سنگده در منطقه دودانگه ساری رفته بودم. ٣٠ دی ١٣٩٠ روز تلخی برای اهالی این روستا بود. دکتر سید حسین مختاری سنگدهی  اوایل شب  از عرض خیابان محل زندگی و کارش می گذشت که یک نوجوان موتورسوار، مثل اجل رسید و .... مختاری سنگدهی که اهالی سنگده او را دکتر خطاب می کردند بیش از سی سال به عنوان کارمند  و بازنشسته اداره بهداشت،بیشتر امور درمانی سنگده ایها را انجام می داد؛ وقت و بی وقت و از ختنه کردن و بخیه زدن تا  تزریق آمپول و سرم به بیماران بدحال. او فراتر از وظیفه اداری، در صورت نیاز، خود بر سر بالین بیماران مسن روستا می رفت تا سنگده ایها ناچار نباشند برای درمان، به قایم شهر  بروند. یکی از اقوام من که در سنگده ویلا دارد می گوید هنوز حرف  چندانی از بیماری ناگهانیش به دکتر مختاری نگفته بود که او به دلیل تجربه بسیار،علت بیماری را خوردن شیره ازگیل تشخیص داده بود.اهالی کم بضاعت سنگده هرگز از یاد نمی برند که آنچه برای دکتر مختاری اهمیت نداشت میزان حق الزحمه خدماتش بود و چه بسا وقتی چنین بیمارانی را از محل کار مجاور خانه آش بدرقه می کرد از آنها پول دارو نگرفته بود. خلاصه حرف ما اینکه،یک نوجوان سنگدهی سرمایه انسانی بی نظیر اهالی سنگده را به زیر خاک فرستاد.مگر این نیست که هر چه در این جهان رخ می دهد بازتاب عمل خود انسان هاست ؟ پس،از دست دادن این سرمایه جبران ناپذیر، تاوان غفلت سنگده ایها از یاد دادن رفتار ترافیکی درست به فرزندانشان بوده است. گفتنی است که با وجود مرگ دکتر مختاری سنگدهی به علت سرعت بسیار زیاد نوجوان موتور سوار،هنوز حتی یک تابلوی محدودیت سرعت در خیابان های باریک سنگده نصب نشده است.