آقای وزیر لطفاً فقط وزیر باشید

0
۲۵۷ بازدید

فرزاد اصلانی- بنابر آنچه دیروز برخی خبرگزاری ها نوشتند، علی طیب‌نیا وزیر اقتصاد و دارایی دولت تدبیر و امید  در حاشیه همایش اقتصاد ایران با اشاره به وضعیت فعلی بازار سرمایه کشور گفته است:” معتقدیم قیمت‌ها در بازار به کف رسیده است و قاعدتا ًعوامل واقعی اقتصاد از این امر دفاع نمی‌کنند که شاهد کاهش بیشتر شاخص‌ها باشیم”‏‎.

وی درباره آنچه که به گفته او برخی صنایع بورسی را با مشکلات و موانعی روبرو کرده، عنوان کرد:” با حمایت از این صنایع، بازار سرمایه به تعادل می‌رسد و دولت همچنان از بازار سرمایه حمایت می‌کند.‏”وزیر اقتصاد و دارایی که به تازگی اقدام به جابجایی دو مدیر بانکی و بورسی کرده دست کم از یکسال گذشته تا کنون با مشاوران و کارشناسان بازار سرمایه جلسات متعددی برای به اصطلاح “حمایت از بازار سرمایه” برگزار کرده که نتیجه آن رشد موقت نماگرهای بورسی در یک دوره زمانی کوتاه بوده است.

پس از گذشت حدود ۱۰ سال از ریاست علی صالح آبادی بر سازمان بورس ، وزیر اقتصاد، محمد فطانت را از سیستم بانکی به جای او انتخاب و به شورای عالی بورس پیشنهاد کرد.این انتخاب در حالی صورت گرفت که رییس پیشین سازمان بورس نیز به شبکه بانکی پیوست.حال آنکه بازار سرمایه و بازار پول بطور سنتی همواره دو رقیب سرسخت به شمار می روند.سخنان به اصطلاح حمایتی وزیر اقتصاد از بازار سرمایه که از قضا ریاست شورای عالی بورس را نیز بر عهده دارد از جنبه عمومی اگر چه برای عموم سهامداران بازار سرمایه می تواند قوت قلب باشد اما تکرار وعده ها علی رغم عدم اقدام جدی تصمیم سازان مدیریت کلان کشور برای رفع موانع و مشکلات موجود تنها به پیچیده تر شدن اوضاع فعلی و از همه بدتر فرار اعتماد گریز پا از تالار شیشه ای بورس می شود.اینکه اقتصاد ایران هر از چند گاهی با پدیده های شومی همچون اختلاس ها یا کلاهبرداری های میلیاردی مواجه می شود تنها ناشی از بسته بودن اقتصاد و عدم ارتباط آن با جهانی است که گزینه چندانی برای پول های سرگردان جامعه ندارد.‏

فرض کنید در اتاقی هستید به طول و عرض ۴ متر که از هر طرف دیوار کشی شده و تنها روزنه کوچکی از نور بر روی سقف آن قرار دارد.برای نجات از این اتاق به هر دری می زنید تا خود را نجات دهید ما تنها راه نجات، گشاد کردن راه روزنه و یا تسلیم شدن در برابر شرایط موجود است.اقتصاد ایران را اگر به عنوان موجودی زنده فرض کنیم گویی در چنین اتاقی گیر افتاده که هنوز قادر نیست از روزنه نجات ، خود را عبور دهد.قدر مسلم در چنین شرایطی گزینه های تصمیم گیری چندانی برای صاحبان سرمایه که می خواهند سرمایه خود را از گزند بارش ممتد تورم در فضای رکودی تولید محفوظ دارند وجود نخواهند داشت.‏

سخنان علی طیب نیا در یکسال اخیر اگر چه به نظر می رسد در نگاه نخست در راستای ایجاد آرامش و جلوگیری از تضییع حقوق عموم سهامداران حاضر در بازار سرمایه صورت می گیرد اما با واقعیت های امروز بورس که با تخریب اعتماد سرمایه گذاران مواجه شده از پارادوکسی غیر منطقی برخوردار می باشد.قبح اینکه “شاخص بورس را با حمایت دولت بهبود می دهیم” و یا اینکه “در حال حاضر قیمت سهام در کف قرار گرفته” و “بهترین موقع برای خرید است” از زبان ریاست شورای عالی بورس به تنهایی مثنوی صد من کاغذ برای بازار سرمایه ای است که هنوز از نبود شفافیت اطلاعات و عدم دسترسی عده ای معدود به رانت خبر های نهانی رنج می کشد.‏

آیا براستی در بازار های سرمایه کشورهای در حال توسعه متولیان بازار سرمایه و یا وزیر اقتصاد و از آن بالاتر رییس جمهور در مواجهه با عموم مردم از عباراتی همچون در کف بودن قیمت سهام و یا اینکه هم اکنون بهترین زمان برای خرید و فروش سهام است در رسانه ها یا مجامع عمومی و تخصصی استفاده می شود و یا اینکه تلاش می شود با افزایش شفافیت اطلاعات و تسهیل ورود و خروج سرمایه گذار به بازار سهام ضریب اطمینان را برای حضور طولانی مدت سرمایه گذار در بازار از طریق مشارکت در حوزه های سرمایه گذاری و طرح های توسعه ای شرکت ها و صنایع مختلف افزایش دهند؟

اینکه بازار سرمایه امروز چرا به وعده های متولیان بازار سرمایه دیگر اعتنایی ندارد و با بی اعتمادی فزاینده ای از سوی سرمایه گذاران مواجه شده حاصل مصاحبه ها و شوهای تلویزیونی است که متولیان بازار سرمایه بویژه در دولت دهم با هدف جلب سرمایه های مردمی برای حضور در بورس براه انداختند و با تاکید بر سرمایه گذاری بلند مدت ، صاحبان سرمایه های سرگردان را بدون آنکه نهاد سازی مشخصی برای چشم انداز بلند مدت آن داشته باشند به سمت بازار سرمایه و سپرده گذاری در صندوق های سرمایه گذاری به عنوان نهاد های حرفه ای در مدیریت پول مردم تشویق کردند.از آن سو به یکباره با حذف ضامن نقد شوندگی در صندوق های سرمایه گذاری موجی از ترس و دلهره برای این صندوق ها ایجاد شد که در فضای رکودی و فشار روانی صاحبان واحد های سرمایه گذاری برای نقد شدن چاره ای جز فروش بی مهابای سهام بویژه دارایی هایی که از بازده برخوردار شده اند، باقی نمی گذاشت.با چنین روندی نباید انتظار داشت که فرسایشی شدن بازار سهام با تشدید فروشندگان تداوم نیابد و همچنان مردم با تکیه بر حرف و وعده مسئولان و مدیران دولتی حاضر به باقی ماندن در بازار باشند.‏

در دنیای امروز موضوع اعتماد برای سرمایه گذار و تلاش برای حفظ آن یکی از دغدغه های اصلی هر جامعه اقتصادی است که برای دستیابی به آن و افزایش سهم بازار ، سالیانه بودجه های تبلیغاتی سنگینی کنار گذاشته می شود.باید از متولیان بازار سرمایه پرسید چرا در حالیکه واقعیت های بازار سرمایه امروز از نبود شفافیت و عدم دسترسی آسان به اطلاعات مالی حکایت دارد همچنان به سیاست های نخ نمای دولت های گذشته از طریق وعده های توخالی و یا عباراتی همچون “به کف رسیدن قیمت سهام” اتکا می شود در حالیکه چنین رفتارهایی در بازار سرمایه نتیجه ای بر عکس را در بردارد.

سرمایه در عین حالی که بسیار لغزنده و گریز پا است اما در عین حال از هوش فوق العاده ای برخوردار است و با رفتار شناسی، به محض احساس تهدید به بازار رقیب کوچ می کند.بهترین روش از سوی متولیان بازار سرمایه در شرایط کنونی بازگشتن به وظیفه اصلی آنها یعنی نظارت تمام عیار و افزایش ضریب اعتماد سرمایه گذاران از طریق شفاف سازی اطلاعات مالی و تسهیل نقد شوندگی سهام است.بدون شک الگوهایی همچون ایجاد آرامش عمومی از طریق تشویق مردم به خرید یا فروش سهام و ادبیاتی از این دست نه تنها در شرایط فعلی نتایج عکس برای بازار سهام در بر دارد بلکه در وجهه جهانی نیز با تمسخر صاحبان سرمایه در بورس های جهانی مواجه است کما اینکه در بورس کشور های پیشرفته کوچکترین اشاره ناظر بازار به ارزندگی قیمت سهم با جرایم و تنبیه انضباطی نیز برخوردار است.سخنان رییس جمهور روحانی در روز گذشته حاوی مطالب بزرگی برای بازار سرمایه بود که در یک جمله می توان اینگونه از آن برداشت کرد که باید به مردم اعتماد کرد.همه پرسی قانون اساسی در سطح کلان کشوری می تواند درسی برای متولیان بازار سرمایه باشد که برای چاره جویی و ایجاد رونق در بازار از طریق همه پرسی از تمامی ذی نفعان بازار سرمایه استفاده کرد و تنها به نقش نظارتی نهادها اکتفا کرد.‏

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=8595