آسوده بخواب، ما هم خوابیم!

0
۸۰۸ بازدید

هاشم اورعی- استاد دانشگاه صنعتی شریف

هم وطن عزیز، عزم خود را جزم کرده بودم در این نوشتار روزهای آخر سال بر موارد مثبت تمرکز کرده و در این شرایط سخت باری بر دوش ملت ایران نیافزایم. غرق در افکار، چندین بار سالنامه را ورق زدم. دیدم سال با شعار رونق تولید آغاز شد و با همان شعار پایان یافت. رشد اقتصادی رکورد زد ولی در جهت معکوس! گره ­های کور کشور از جمله فزونی هزینه های دولت بر درآمدها و در نتیجه کسری بودجه، تحریم اقتصادی، انزوای سیاسی در صحنه­ بین المللی و بسیاری موارد دیگر هیچ یک گشوده نشد. در پی افزایش قیمت بنزین و اعتراض مردم، عده­ ای جان باختند. هواپیمای مسافربری مورد اصابت موشک قرار گرفت. این آخر هم که آلبوم بلاهایی که در طول سال از زمین و زمان بر این ملت نازل شده بود کامل شده و پای ویروس کرونا به کشور باز شد. چندین بار در جستجوی اتفاقات خوب دفتر سال را ورق زدم تا انگ سیاه­ نمایی را از قلم خود زدوده و دل خواننده­ را شاد کنم. هنوز قطع امید نکرده بودم که دیدم جوانکی در مقام معاون دانشگاه علوم پزشکی با صراحت تمام اعلام می­ کند، مشکل ما مردن بیماران نیست. افرادی که فوت کردند مسن هستند و اگر به علت کرونا فوت نمی­ کردند احتمالاً به دلیل دیگری از دنیا می رفتند. مشکل ما بار تحمیل شده به بیمارستان­های ماست. عجبا! سالنامه را بستم و با خود تجدید عهد کردم که به بیان واقعیات به دور از هرگونه گرایش سیاسی ادامه دهم. یکی نیست به این جوانک بگوید که اولا مگر شما جای خدا نشسته­ اید که نسخه می­ پیچید کی بمیرد و کدام بماند و دوماً مگر کار و بار بیمارستان­ها غیر از نجات جان بیماران است؟ اگر امروز مسئولی در نظام سلامت ما به خود اجازه می­دهد که تصمیم بگیرد مسن­ تر ها بمیرند و جوانترها بمانند، حتما فردا هم یکی دیگر از همین قماش حکم خواهد کرد که مقامات و آقازاده­ هایشان بمانند و مهم نیست چه بر سر ملت بیاید! بعد هم که انگار بزرگ­تر ها به ایشان یادآوری کرده­ اند که ممکن است پست وزارت و وکالت بعدی که در انتظار است به مخاطره بیفتد، که نمی­ افتد، فشار کار و خستگی را بهانه قرار می­ دهد. اتفاقاً خستگی هم مثل مستی با راستی عجین است و این عزیز دل از فرط خستگی یادش رفته که در مقابل دوربین باید فیلم بازی کند و حرف دل خود را زده است!

اما چنانچه بر اتفاقات ناگوار سال که معلولند تمرکز کرده و از علت و علل آن غافل شویم، باز به بیراهه رفته و خود را به خواب زده­ ایم. علت اصلی را باید در نظام فرهنگی-اجتماعی کشور جستجو کنیم که از دو عنصر ساختار اجتماعی ارباب-رعیتی و نظام ایلی- طایفه­ ای تشکیل شده است و این با اصول کشور داری جهان امروز مغایر است. تنها در چنین ساختار اجتماعی است که می­ توان تصور کرد فردی بر مسند رئیس دانشگاه علوم پزشکی تکیه بزند و یکی نادان تر از خود را به معاونت برگزیده و این چنین با روح و روان مردم بازی کند.

ملت ایران اجازه نخواهد داد که این وقایع ناگوار باعث ناامیدی و زمین­گیر شدنش شود. از هم­ اکنون باید به فکر دوران بعد از کرونا باشیم. امسال را نقطه­ عطفی قرار داده و باور داشته باشیم که سرنوشت کشور دست یکایک ما مردم ایران است و کسی حق ندارد با تکیه بر وابستگی ایلاتی خود که همان طبقه اجتماعی است بر رعیت اربابی کند.  باید به دنبال آن باشیم که ساختاری اجتماعی-فرهنگی جامع و پویا برای اداره­ امور مملکت تدوین کنیم. ساختاری که همه­ گروه­ها بتوانند در ساختن کشور نقش ایفا کنند و تنها معیار تعیین کننده­ جایگاه هر فرد توانمندی و شایستگی باشد. باید از خواب غفلت بیدار شده و ببینیم و بفهمیم که نظام سلطه جهانی با هدف قرار دادن دو بخش اقتصاد و فرهنگ، به دنبال آن است که فاصله­ بین مردم و نظام حکمرانی را افزایش داده و از این مسیر به اهداف شوم خود دست یابد. اهداف دشمنان ما در صحنه­­ اقتصاد به مراتب ملموس­ تر است. در بخش فرهنگ باید با دقت تمام شرایط را مورد ارزیابی قرار دهیم. کار به جایی رسیده که جامعه به قول معروف خرج خود را از دولت جدا کرده و گویی دولت را از خود نمی­ داند. البته که فاصله­ زیاد و بیگانگی دولت-ملت، که در طول تاریخ از سیاست­های اصلی نظام استعماری و سلطه­ گر بوده و هست، بازتاب شیوه مدیریت دولتمردان ماست. مگر ملت شاهد آن نبود که رئیس دولت در پی شیوع ویروس کرونا اعلام کرد که هفته­ آینده همه چیز به حالت طبیعی باز می­ گردد و دیدیم چه شد و در ادامه­ این نمایش حکمرانی، در شرایطی که جامعه نگران و مضطرب از فراگیر شدن بیماری نیاز به آرامش روانی دارد، رئیس قوه­ مجریه اعلام می­ کند که هفته­ ای یک جلسه برای رفع مشکل برگزار خواهد کرد. وای بر ما که کار را به آنجا رسانده­ ایم که اختلاف نظرهای سیاسی بر حفظ جان مردم اولویت یافته است.

می­دانیم که جامعه از شبکه­ ای از روابط تشکیل شده که در آن تقسیم کار صورت می­ گیرد و وقتی بالاترین بازدهی را خواهد داشت که اولاً اجزای آن بر اساس نقشه­ ای مشخص در یک نظام اجتماعی مستحکم به طور منسجم با هم ترکیب شده باشند، ثانیاً هر جزء در جایگاه مناسب قرار گرفته و ثالثاً افراد جامعه با هم اتفاق نظر و وفاق ارزشی داشته باشند. قضاوت در مورد برخورداری از برنامه و نقشه مدون، قرار داشتن افراد در جایگاه اجتماعی خود و به ویژه برخورداری از وفاق ارزشی در سطح جامعه را به خواننده واگذاشته و این نوشتار را با تأکید بر این واقعیت به پایان می­ برم که ملت ایران به گواه تاریخ گرگ باران دیده است و بیدی نیست که از این بادها بلرزد. باید از هم­ اکنون بر دوران پساکرونا متمرکز شده و به فکر بازنگری اساسی در روش حکمرانی­مان باشیم. باید کار را به کاردان بسپاریم تا با تدوین نقشه­ ای جامع، پویا و فراگیر گام اول در مسیر توسعه فرهنگی و اقتصادی کشور برداشته شود. البته که در برداشتن گام اول باید قبول کنیم که وابستگی به هیچ ایل و طایفه ­ای ملاک کار نبوده و آن آقازاده­ هایی را که از ژن خوب برخوردارند و این آقازاده­ هایی را هم که از پشت میز مدیریت نظام سلامت کشور نسخه می­ پیچند که فوت افراد مسن­ تر مسأله­ ای نیست را کنار گذاریم. در غیر این صورت جامعه بیش از پیش بر این نظر و رای خود استوار خواهد بود که آسوده بخوابد، چون مسئولین هم جملگی در خواب نازند و البته دلش خوش است که رئیس دولت هفته ای یک بار از خواب بیدار شده و در جلسه کرونا شرکت می کند!

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=105366