یک استاندارد طلایی!

اسماعیل شایسته

سرممیز و مدرس ارشد بین المللی استانداردهای مدیریتی

es_shayesteh@yahoo.com

در دنیای کسب و کار امروز یا حتی در زندگی روزمره بشر، یکی از چالش­های جدی، هزینه­هایی است که پیشتر برای عموم مردم و صنعت گران چندان جدی نبود. هزینه­ حامل­های انرژی شامل برق مصرفی، گاز، نفت-گاز، آب و امثال آن از جمله مبالغی بود که به دلیل سوبسیدهای تخصیص یافته از سوی دولت، حجم بسیار کوچکی از هزینه­های سازمان را در بر می گرفت. در سال­های اخیر، با توجه به حذف یارانه­های هر یک از این حامل­های انرژی، نقش و اهمیت میزان مصارف و هزینه­های آن بیش از پیش مورد توجه سازمان­ها و صنعت گران مختلف قرار گرفته است. از طرفی بحران ناشی از مصارف بی رویه مواد و انرژی، در افزایش میزان آلودگی­های وارده به محـیط زیست به عنوان یک چالش­ دیگر پیش روی بشر است.

موضوع مدیریت مصرف انرژی، از سال­های پیش و به شکل­های گوناگون توسط کارشناسان و متخصصان استاندارد مورد بررسی و تاکید قرار گرفته است. شاید بتوان گفت در قدیمی­ترین شکل آن، این موضوع در قالب استانداردهای محیط زیست ظهور کرد. با این رویکرد، چگونگی تاثیر کاهش مصرف سوخت­های فسیلی (گاز، بنزین و غیره) و تاثیر مستقیم آن بر حفظ محیط زیست قابل طرح بوده است که در نتیجه با کاهش و کنترل مصرف بی رویه این گونه فرآورده­های نفتی، ضمن پرداختن به محیط زیست، به کاهش مصرف انرژی نیز پرداخته می شود.

مدیریت انرژی شامل مجموعه­ای از روش­ها و دستورالعمل­ها می­باشد که منجر به یکپارچگی سازمان و تعهد به مصارف صحیح حامل­های انرژی می گردد. هدف مدیریت انرژی، دستیابی به اهداف سازمان به‎ منظور استفاده بهینه از انرژی با کمترین سرمایه گذاری است. این مساله اگر چه ممکن است ساده بنظر برسد، اما تاکید بر بازدهی انرژی بصورت مجزا و جدا از مسیر عوامل تاثیرگذار، ممکن است منجر به نادیده گرفتن خواسته­های سازمانی گردد. هم اکنون استانداردهای رایج مدیریت انرژی شامل استاندارد بین المللی ISO 50001:2011، EN 16001:2009 و MSE 2008  می باشد که در این میان استاندارد ISO 50001 که از اواسط سال ۲۰۱۱ میلادی منتشر گردید از اعتبار بالاتری برخوردار است.

در حیطه مصرف انرژی، گرایشی وجود دارد که بیان می­کند صرفه جویی در انرژی یک فعالیت فنی است و ممکن است در سازمان جزو یک قسمت فنی نیز دیده شود. این گرایش ممکن است در مرحله اول استقرار مدیریت انرژی مناسب به نظر برسد و بر روی مصرف انرژی کنترل اعمال نماید، اما برای آموزش یا فعالیت­های اطلاعاتی مدیریت انرژی، مناسب نمی باشد و در آینده نزدیک دستاوردهای انرژی را که در کوتاه مدت کسب شده بود، از بین می برد و عمر اثربخشی آن را کوتاه می نماید. لذا برای انگیزه­مندی، فرهنگ سازی و آموزش فعالیت­های صرفه جویی در انرژی، می بایست برای کل سازمان همکاری تعریف شده باشد. تیم راهبردی مدیریت انرژی با ترکیب نیروهای متخصص با دانش مهندسی انرژی، صنایع، برق، شیمی، مکانیک و غیره می تواند ضمن استقرار یک سیستم مدیریتی مناسب، راهکارهای فنی را نیز ارائه و اجرا نماید. در بسیاری موارد، ایجاد یک مکانیزم سرویس و نگهداری در تجهیزات حرارتی و برودتی، می­تواند تاثیر بارزی در کاهش مصرف انرژی داشته یا معاینه فنی موتورخانه ­می­تواند در مصرف سوخت آن تاثیر چشمگیر داشته باشد. لذا به جهت استمرار این فعالیت فنی، ضروری است ضمن برگزاری آموزش­های لازم، یک سیستم مدیریتی ایجاد شود که این دستاوردهای عالی، ادامه دار شوند. بنابراین، استقرار یک سیستم موثر مدیریت انرژی می تواند در قالب ۴ فاز زیر اعمال شود:

**فاز نخست، شناخت و مطالعه وضعیت موجود (فاز شناخت)؛

بررسی و ارائه گزارش عملکرد انرژی شرکت (وضعیت جاری) به تفکیک واحدها (طبقات، اتاق ها یا حتی تجهیزات) بر اساس روند میزان مصرف انرژی از گذشته تا حال و تجزیه و تحلیل نتایج حاصل، با اتکا بر داده­ها آماری در قالب شاخص مصرف انرژی. جهت اجرای این موضوع می توان از سایر استانداردهای این سری نظیر، ISO 50006 به عنوان تعیین هر چه بهتر خط مبنای انرژی و ISO 50015 به عنوان معیار اندازه گیری و صحت سنجی استفاده نمود. همچنین می توان با تکمیل چک لیست­ها و پرسشنامه­های طراحی شده، محاسبه میزان آلاینده­های تولیدی که به محیط زیست وارد می شود، وضع موجود را به طریقی پایش نمود و از آن برای مدیریت سبز مصرف انرژی الگو تهیه نمود.

**فاز دوم، آموزش؛

در هر سیستم مدیریتی رکنی که منجر به اجرای صحیح سیستم می شود، تفهیم هدف و دستاوردهای ناشی از آن است. در این سیستم نیز به عوامل اجرایی اعم از کارکنان، مدیران و سایر مالکان سازمان، موضوعات مربوط به سیستم، دستورالعمل­های تدوین شده و روش ممیزی آموزش داده می شود. همچنین سهم هر یک از افراد در دستیابی به اهداف این سیستم بیان می گردد. همچنین نقش اساسی مدیر ارشد در دستیابی به اهداف نظام مدیریت انرژی بیان می گردد تا با در نظر گرفتن آن بتوانیم به سهم بیشتری از اثربخشی سیستم دست پیدا نماییم.

**فاز سوم، طرح ریزی، تدوین و اجرای سیستم مدیریت انرژی؛

در این مرحله تیم راهبردی ممیزی انرژی تشکیل شده و بازنگری انرژی تخصصی برای کل عملیات تولید و بهره برداری انجام می پذیرد. همچنین در این مرحله کلیه مستندات مورد نیاز که بر اساس فاز اول ضروری تشخیص داده شده است تدوین می گردد. تدوین مستندات به شیوه صحیح و بر اساس نیازهای سازمان و با در نظر گرفتن استاندارد مدیریتی و همچنین توان فنی مورد استفاده، در اثربخشی نظام مدیریتی بسیار مهم و حایز اهمیت است. بعنوان مثال، چنانچه فقدان یک سیستم سرویس و نگهداری تجهیزات نظیر چیلر، موتورخانه، کولرهای گازی و سایر تجهیزات مصرف کننده انرژی وجود ندارد یا بصورت منظم و برنامه ریزی شده اجرا نمی شود، چنین سیستمی طرحریزی می گردد و کلیه عواملی که در دوره های تعیین شده باعث کنترل مصرف می گردد، تعریف می گردد. بدیهی است این عوامل، با توجه به نوع تجهیزات، وضعیت آنها، وضعیت ساختمان و بسیار عوامل دیگر از محلی به محل دیگر کاملاً متفاوت می باشد. پس از تدوین مستندات و در هر مرحله، اجرای مدارک تدوین شده دنبال می گردد.

**فاز چهارم، ممیزی داخلی، تثبیت و تحویل سیستم؛

با تکمیل مرحله سوم، سیستم مستقر شده و گزارش نهایی و برآیند انجام کارها ارائه می گردد. در مرحله ممیزی داخلی، وضعیت اجرای سیستم مدیریتی و اثربخشی آن رصد می گردد.

در مسیر اجرای سیستم مدیریت انرژی، فعالیت دیگری نیز انجام می گیرد تا بتوان فرصت­ها و امکانات صرفه جویی انرژی را به شکل دقیق­تر و موثرتری ارزیابی نمود که تحت عنوان ممیزی انرژی، از آن یاد می شود.

ممیزی انرژی مجموعه اقداماتی است جهت شناسائی، نحوه توزیع مقادیر و موقعیت­های مصرف حامل­های انرژی در یک فعالیت یا فرآیند، که طی اجرای آن، فرصت­ها و امکانات صرفه­ جویی انرژی مشخص و ارزیابی می­ گردد. هدف ممیزی انرژی تعیین راه­ حل­­هایی برای کاهش مصرف انرژی بر واحد تولیدی محصول (خروجی) و همچنین کاهش هزینه­های بهره­ برداری می­ باشد. با توجه به ارزیابی عملکرد جاری در هر فرآیند صنعتی، اولویت­ها در ممیزی انرژی را می­توان شناسایی و تعیین  نمود. با اجرای ممیزی انرژی مجموعه دستاوردهای زیر نیز حاصل می گردد:

  • بدست آوردن مقدار و چگونگی مصرف انرژی (برداشت) یا تبدیل آن از شکلی به شکل دیگر؛
  • مشخص­ کردن موقعیت­های کاهش انرژی (پتانسیل های موجود و تجهیزات پر مصرف)؛
  • برآوردهای اقتصادی روش­های کاهش مصارف فوق؛
  • فرموله­ کردن توصیه­­های بهبود فرآیندها.

معمولاً در فرآیندها، واحدی که دارای پایین­ترین راندمان و حداقل هزینه جهت ارتقاء راندمان سیستم باشد در اولویت نخست قرار دارد.

اما ممیزی انرژی در سطوح مختلفی می تواند انجام شود. هر یک از این سطوح ممیزی به تنهایی قادر است تا کارشناسان را در مسیری مشخص جهت ارزیابی نتایج ممیزی انرژی قرار دهد. در یک دسته بندی متداول، سه سطح در ممیزی انرژی وجود دارد که بسته به وضعیت سازمان و استراتژی­های اولیه تعیین می گردد. در زیر به صورت مختصر، در این خصوص مطالبی درج گردیده است:

ممیزی سطح ۱، که گاهی اوقات دید کلی یا مطالعه کتابخانه­ای نامیده می­ شود، امکان ارزیابی کلی مصرف انرژی محل جهت تعیین این که آیا استفاده انرژی منطقی یا بیش از اندازه است را فراهم می­ نماید. از ممیزی سطح ۱، انتظار می‌رود که یک دید کلی دهد، که در آن سفارش کلی صرفه‌جویی و هزینه‌ها باشد. درستی ارقام در این سطح از ممیزی، معمولاً تقریبی است.

ممیزی سطح ۲، منابع انرژی یک محل، مقدار انرژی عرضه شده، و اینکه انرژی به چه میزان استفاده شده است را تعیین می‌نماید. همچنین نواحی که در آن صرفه‌جویی می­­تواند محقق گردد را شناسایی کرده، اندازه‌گیری‌هایی که باید انجام شود را توصیه می کند، و بیانیه­­ای از هزینه‌ها و پتانسیل صرفه‌جویی‌ها را فراهم می‌نماید.

ممیزی سطح ۳، تجزیه و تحلیل جزئی از نحوه استفاده انرژی، صرفه‌جویی‌هایی می تواند محقق گردد و هزینه‌ دستیابی به آن صرفه‌جویی‌ها را فراهم می‌آورد. این ممیزی می تواند کل محل را پوشش دهد یا در یک بخش جداگانه متمرکز گردد. ممیز می­­تواند بیشتر اوقات یک متخصص جهت انجام بخش­های ویژه یک ممیزی استخدام کند یا می­تواند نیازمند نصب محلی قرائت­ گری و ثبت وقایع باشد. هدف اصلی در این سطح از ممیزی انرژی، ارزیابی خصوصیات سیستم­ های انرژی، تعیین راندمان تولید، تعیین میزان کمی اتلافات و تعیین الگوی مصرف انرژی در واحد صنعتی می­ باشد که همگی با در اختیار داشتن اطلاعات فوق حاصل خواهند شد.

جمع بندی: با بررسی ها و مطالعات به عمل آمده در سطح کشور، در حال حاضر تلاش مشهودی در راستای مدیریت سبز و اصلاح الگوی مصرف در صنایع، سازمان­ها، منازل مسکونی و ادارات به عمل نمی آید. با بررسی­های به عمل آمده می­توان گفت تنها با تعویض لامپ­ها و مهتابی­های پرمصرف با لامپ­های کم مصرف، سرویس منظم تجهیزات پر مصرف نظیر کولرهای گازی، عایق کاری موتورخانه یا لوله­های چیلر، ایجاد پوشش مناسب بر روی کندانسور کولرهایی که در معرض تابش مستقیم نور خورشید هستند، تنظیم دمای تجهیزات برودتی در دمای رفاه (۲۳ تا ۲۶ درجه سانتی گراد در تابستان) و تجهیزات حرارتی (۲۰ تا ۲۳ درجه سانتی گراد)، آموزش و فرهنگ­سازی در خاموش کردن تجهیزات انرژی­بر در زمان عدم حضور در محل کار، استفاده از پرده­های مناسب جهت کنترل میزان روشنایی و استفاده از نور طبیعی به جای نور لامپ، نظافت شیشه های ساختمان یا لامپ­ها در بازه­های زمانی مشخص و امثال آن می­توان تا حد قابل قبولی در کاهش مصرف انرژی اثر گذار بود. همچنین با استفاده از سایر روش­های مهندسی نظیر استفاده از انرژی­های تجدید پذیر، استفاده از اتولایت یا تایمر در مدیریت مصرف، بررسی دیماند قراردادی برق و مقادیر مصرف شده، بررسی عملکرد بانک­های خارنی، تنظیم موتورخانه بر اساس استاندارد ملی INSO 16001، تجهیز طبقات-اتاق­ها یا حتی تجهیزات به لاگرهایی که بتوان مقادیر مصرف را ثبت نمود، تعیین دستگاه­های مصرف کننده انرژی با توجه به ظرفیت­های لازم در زمان های خرید جدید، جابجایی تجهیزات در محل­های مختلف با توجه به فضاهای موجود، طراحی مهندسی ساختمان ها و امثال آن نیز می تواند از جمله مواردی باشد که در ارتقاء عملکرد انرژی سازمان تاثیر گذار باشد. به جرات می توان گفت هزینه اجرای بسیاری از موارد بالا حتی در یک دوره کوتاه، قابل بازگشت می باشد.

به یاد داشته باشید هرگونه تلاش در راستای کاهش مصرف انرژی می تواند علاوه بر منافع اقتصادی، اقدامی اساسی در جهت کاهش آلاینده­های وارد شده به محیط زیست و یک مسئولیت اجتماعی باشد. ضمن این که این استاندارد طلایی بین المللی می تواند در حفظ سلامت تجهیزات و آماده بکار نگاه داشتن آن، ایمن سازی فرآیندها و حرکت به سوی توسعه پایدار جوامع شهری نیز بسیار موثر باشد.

 

 

 

نظرات شما

×

Comments are closed.