یلدای کثیف با عشق

علیرضا امامی فرد-گروه فرهنگی

یلدای تهران چند سال است حال خوشی ندارد. فضای این شب هم با گذشته ها تغییر زیادی کرده است. گویا هر چه پدران و مادرانمان برای ما از یلداهای سی سال گذشته می گویند امروز برای ما شبیه به یک داستان خیالی است. یلدای سال ۹۶ تهران نیازی به کرسی ندارد، اگر کرسی دیدی سلام ما را هم برسان. یلدای امسال آن قدر آلوده است که وقتی به خانه می رسی برایت مهم نیست که این روز یک دقیقه شب بیشتر در اسمان مهمان نوازی می کند، تنها چیز با اهمیت آن است که سریع تر به خانه برسی تا از شر آلودگی خلاص شوی.آلودگی به قدری روی جسمت تاثیرگذار بوده که سر شب خوابت می برد . هندوانه هم کیلویی سی تومان نیست که دل خوش باشی که هندوانه می خری و به خانه می بری. هندوانه های این روزها هم گران است و هم قرمز نیست. ممکن است هزینه قابل توجهی برای این میوه شب یلدا کنی و ناگهان با چهره سفیدش رو به رو شوی و شب یلدا بر سرت آوار شود و همه فامیل غر بزند که این چه هندوانه ای است که گرفته ای. قیمت های آجیل هم که می دانی بگذار تا دلمان کباب نشده از کنار آن هر چه سریعتر بگذریم. البته انار هم هست که بتوانیم چند عدد بخریم، شاید طعم انارهای خانه مادربزرگ را نمی دهد ولی می توانی هزینه ات را با خریدن آن کمتر کنی.

شبکه های مجازی هم که اانصافا هر جمعی را متلاشی می کند.

نمی خواهم شب یلدا را برایتان خراب کنم، زیرا این شب را برایمان خراب کرده اند چه بخواهیم چه نخواهیم، ولی مهم نیست. شاید اندک امیدی باشد. وقتی به چهره های چروکیده مادربزرگ و پدربزرگ در شب یلدا نگاه  می کنی که هنوز با عشق برای مهمان ها انار دان کرده اند و هندوانه را با دست های لرزانشان روی میز می آورند و با لبخندی روی لب به همه کسانی که به خانه شان آمده اند نگاه می کنند می تواند نوری هر چند اندک را دلهایمان برای آینده روشن نگاه دارد.

شاید هنوز هم برای بقا چشمانمان به پدربزرگ ها و مادربزرگ هاست که بتوانند عشق گم شده را به ما هدیه دهند.

نظرات شما

×

Comments are closed.