یادداشت های غیر رسمی(۱۲۳): عدالت حمل و نقل عمومی

 

غلامرضا رحیمی

مشاور مدیریت

طی یادداشت قبلی به این پرداختم که آیا هدفی که در تولید پیکان و بعدتر پراید دنبال شد ،منجر به عدالت و خودکفایی،آنگونه که مدیران آرمانگرا می گفتند در کشور شدیا خیر.سپس به این پرسش رسیدم که حتی اگر تولیدات روز دنیا با کوتاهی دیوار تعرفه در دسترس همگان قرار گیرد،نیاز جامعه تامین می شود.اجازه دهید برای پاسخ ، حق انتخابی دیگری را ببینیم، دسترسی به اطلاعات.روزگاری اطلاعات محدود بود به کتاب، روزنامه ،رادیو و تلویزیون و مردم باید منحصرا از طریق اینان به اطلاعات درخواستی خود دست می یافتند.بنا بر درخواست و انتظار عموم،فناوری و اینترنت به یکباره پاسخ بسیاری از پرسش های مردم را بدون نظارت این نویسنده و یا آن ناظر داد.این شد که رسانه های سنتی ناچار به تغییر شدند،اگر تا دیروز صاحبان این رسانه ها نظرات خود را به جستجوگران می دادند،حالا انتخاب با جستجوگر و نه صاحب رسانه هست.و این شد دسترسی ارزان و بدون دردسر مردم به اطلاعات که  بطور حتم توام است با عدالت بیشتر اطلاعاتی.آیا این همانی نیست که در حمل و نقل مورد نیاز است؟دسترسی عمومی ارزان و با کیفیت و ایمن به مقصد دلخواه.آیا این نوع دسترسی یکسان به  عدالت نزدیکتر نیست؟ اگر پاسخ مثبت باشد، پس چند دهه است که مسیر دیگری برای تامین عدالت حمل و نقل طی شده است.به عبارت دیگر ما از طریق امکانات حمل و نقل عمومی ارزان ، ایمن و با کیفیت به عدالت در حمل و نقل می رسیم نه با تولید خوروی قدیمی که آن فقط پاسخ بخشی از درخواست است،مالکیت.سالهاست در بسیاری کشورها،حمل و نقل عمومی ارزان و با کیفیت همانند راه آهن و مترو، تامین کننده همان دسترسی  ارزان و با کیفیت است.اگر الگوی دسترسی آزاد به اطلاعات را  به حمل و نقل تعمیم دهیم در واقع درخواست عمومی، رسیدن ارزان و با کیفیت به مقصد در زمان میل به آن است.بدین ترتیب آیا ایجاد زیر ساخت های حمل و نقل عمومی موجب اشتغال و رفاه و عدالت بیشتری از تولید پیکان و پراید نمی شد،آیا افزایش توانایی در ساخت مترو و راه آهن به تحرک اقتصادی بیشتری کمک نمی کرد؟و این همه دلایلی نیست که خودروسازان پر هزینه را مدعی مردم برای حمایت از خود کرده است؟

 

 

نظرات شما