یادداشت های غیر رسمی(۱۲۱): عدالت پیکانی و پرایدی

غلامرضا رحیمی

کارشناس مدیریت پروژه

 پنج دهه پیش ،یک ایرانی کارخانه مونتاژی را برای اولین بار راه انداخت و قطعات ماشینی را از انگلیس وارد و سرِهم کرد و آرزو  کرد محصول انگلیسی اش که در ایران بنام پیکان عرضه شد بتواند به  حیاط خانه همه ایرانیان راه یابد و بعد نخست وزیری آرزو کرد روزی هر ایرانی یکی از آنها را داشته باشد.روزگار این کارخانه را ملی کرد و در اختیار مدیران آرمانگرا قرار داد.این مدیران هم عملا پیگیرآرزویی مشابه شدند و برای تحقق آن  بدنبال بومی کردن ساخت همه قطعات همان پیکان رفتند.هدف تغییر نکرده بود ، مدیران جدید هم همانند پیشینیان خود می خواستند همه خانواده های ایرانی یک ماشین ارزان بنام پیکان داشته باشند این شد که با گذشت زمان آنان فراموش کردند که اولا این ماشین انگلیسی  بوده و نه ایرانی و دوما فناوری تولید آن مربوط به چند دهه پیش و مهمتر قیمت آن هم دیگر ارزان نیست.آرزوی مدیران ثابت ماند اما درخواست و تقاضای مردم مطابق با واقعیت و تغییر زمان تغییر یافت.یکی در گذشته ماند و دیگری یعنی مردم به جلو رفتند اما عامل دیگری هم در این فاصله تغییر یافته بود و آن افزایش قدرت مدیران دولتی و حکومتی.این عدم توازن قدرت میان حق انتخاب مردم و عدالت مد نظر مدیران حکومتی ،دلیلی شد برای بقای پیکان.تحمیل عدالت پیکانی بیش از دو دهه دوام آورد و پس از آن روزی رئیس جمهور وقت سوار بر یک پراید به مردم گفت که این ماشین مناسبی برای اقشار متوسط جامعه است. و از این به بعد بخت به این ماشین کره ای رو کرد که نامش حالا برای ایرانیان با گذشت زمانی نزدیک به بیست سال  و به گفته مسئولان راهنمایی و رانندگی کشور بهتر است قاتل باشد.همزمان مدیران کارخانه مونتاژ کننده این ماشین، از اینکه توانسته اند هر خانواده ایرانی را صاحب یک پراید کنند احساس شعف کرده و این میزان تولید را که موجب قرارگیری کشور در میان ده کشور تولید کننده اتوموبیل در دنیا شده موجب افتخار دانسته و هنوز بدلیل ایجاد عدالت در مالکیت ماشین و ایجاد اشتغال درخواست حمایت تعرفه ای دارند. عدالت و یا شاید نوعی منفعت طلبی مدیریت دولتی و شبه دولتی که بدلیل تبعاتش بر زندگی مردم مستحق بررسی بیشتری است.

 

نظرات شما

×

Comments are closed.