یادداشت های غیر رسمی(۱۲۰): موفقیت متکی بر نفت

 

غلامرضا رحیمی

کارشناس مدیریت پروژه

یادداشت قبلی با ابهامی که بخشی از فعالان اقتصاد بخصوص کارگران با آن روبرو هستند،ختم شد.و آن تبعات بدون مرز شدن دنیای امروزی اقتصاد است. در واقع در دنیایی که همه برای ورود سرمایه فرش قرمز پهن کرده و انواع و اقسام معافیت ها مالیاتی و امتیازها را به سرمایه می دهند و از سویی دیگر بخش بزرگی از اقتصاد دنیا از شرق تا غرب در بازاری شفاف تر از گذشته در حال تبادل سرمایه های مادی، معنوی و نیروی کار می باشند،دیگر نباید انتظار داشت که کارگر ایرانی دندان به جگر بذارد که چی ،سرمایه گذار دولتی و یا خصولتی و یا حتی خصوصی وطنی توانایی اداره واحد بزرگ مستعد صنعتی را ندارد آنهم وقتی که اغلب اقتصادهای منطقه و موفق جهانی سرمایه گذار خارجی را دعوت به مالکیت و مدیریت اینگونه واحدها می نمایند. این ابهام وقتی بیشتر می شود که مثلا می شنویم بسیاری از واحدهای سابقا خوشنام طی فرایند واگذاری به خودی های خصولتی واگذار شده اند. و این واگذاری ها نه تنها منجر به بهبود  اوضاع کارخانه نشد که تجمع های اعتراضی این روزهای کارگران مستاصل نشانه روشنی شد برای شکست این واگذاری ها.این وضعیت را بارها با مدیران این نوع شرکتها طرح کرده ام،آخرین بار در مراسم قدردانی از چند تن از مدیران همین نوع شرکتها بود.بله خب باید از مدیران کمتر زیان ده این نوع شرکتها هم تقدیر شود.در جمع غیر رسمی این مدیران با یکی از این مدیران موفق ،این پرسش را طرح کردم که چرا کارخانه ای به این بزرگی و با این همه سرمایه گذاری با مشکل روبرو است.پاسخ داد هر مدیری که مجبور شود کارخانه ای را با  چند برابر کارکنان مورد نیاز و با ارتباطی ضعیف با بازار خارج از کشور، اداره کند بختی برای موفقیت ندارد.مدیری دیگر در پاسخ گفت که نمیشود اینهمه کارگر بیکار را دید و از استخدام آنها امتناع کرد.مدیر اولی گفت اما ما مسئول بیکاری جامعه نیستیم که ما مسئول موفقیت واحدهای تحت مدیریت خودمان هستیم.مدیر دوم جواب داد اما مشکل بیکاری مشکل همه جامعه است.مدیر اول پاسخ داد در اینصورت راه حل ورشکستگی این واحدهای قدیمی چیه.مدیر سومی گفت ظاهرا ما سبک جدیدی از مدیریت، متکی بر ارث نفت پیدا کرده ایم.

نظرات شما

×

Comments are closed.