یادداشت های غیر رسمی(۱۰۷): چرا ناکارآمدی

غلامرضا رحیمی

مشاور مدیریت

چندی پیش در جریان سفری به یکی از شهرهای صنعتی ایران  برای جلسه با مدیران یک واحد صنعتی شناخته شده کشور ناچار شدم چند ساعتی را پشت درب کارخانه و به انتظار اجازه ورود از سوی کارکنان معترض گذرانده و عاقبت به درخواست مدیران آنشرکت جلسه لغو گردید. این جلسه چند روز بعد در شهری دیگر برگزار شد.هم طی چند ساعت معطلی پشت در و هم در جریان مذاکرات جلسه از دلیلِ حال و روز فعلی کارخانه جویا شدم.اینکه مشکل آنروز چه بود که روشن بود،درخواست پرداخت حقوق های معوقه کارکنان.اما اینکه چرا چنین واحد معتبری به اینجا رسیده برای من مهمتر بود که تقریبا همه فعالان اقتصادی متاسفانه مثل من به بدهی شرکت ها و سازمانها به بانکها و کارکنان و طرفین قرارداد عادت کرده ایم و انگاری که کار کردن  تحت این تنش ها خودِ کار بوده و تولید و فعالیت رو به ترقی شرکتها و کسب و کارها مسئله فعلی ما نیست.هنر فعلا زنده ماندن واحدهای گرفتار مشابه است.در واقع نقل بحث این روزهای بسیاری از مدیران در صحبت های خصوصی اینست که چی شد به چنین ناکارآمدی رسیدیم و بعد چطوری از چنین گرفتاری بیرون بیایم و گرنه توضیح گرفتاری ها برای دست اندرکاران فقط  در شدت و میزان بحرانی بودن گرفتاری شاید جذاب باشد و البته گاهی تسکینی که ای بابا وضع فلانی از ما بدتر است و یا خوش بحال او که هنوز کارش به اعتراض عمومی کارکنان و یا ضبط اموال نرسیده است.پشت در از کارکنان کف کارخونه شنیدم که مشکل کارخانه فساد مدیران قبلی و خصولتی سازی آنست. و در واقع این نظر کلا در جامعه طرفداران بیشتری دارد و واقعیتش اینه که این توضیح خیلی در دسترس بوده و میشه بسیاری از مشکلات را ناشی از آن دانست.اما مطمئن نیستم که این همه ماجرا باشه که وقتی قصه مدیران فعلی کارخونه را میشنوید می بینید که مشکلات نتیجه تلنباری دوره های مختلف و گوناگون مدیریت های کارخونه بوده و مثلا چند صد میلیارد تومن بدهی بانکی و یا پرداخت چند ده میلیارد تومن نزول بانکی ماهیانه نتیجه عملکرد فقط مدیران یک یا دو دوره کارخونه نیست.اجازه بدهید چند شماره ای به تصمیم سازی های بالاتر از مدیران بپردازم شاید پاسخی پیدا کنم.

نظرات شما