یادداشت‌های غیر رسمی(۶۷): تبعات رونویسی

غلامرضا رحیمی

کارشناس مدیریت پروژه

طی دو شماره اخیر این ستون، به موضوع گسترش دامنه‌کار بازاریابان تجاری به عالم سیاست و بررسی توصیه‌های بازاریابی و برندینگ و تبلیغات آنان پرداختم. هم‌چنین نوشتم که نامی هم بر این نوع بازاریابی در محیط‌های آکادمیک پیشرو غربی گذاشته‌اند که ترجمه‌اش بازاریابی سیاسی است. رد و اثر توصیه‌های کارشناسان وطنی این گرایش نوپای بازاریابی را می‌توان در چند دوره اخیر انتخابات دید. تقسیم‌بندی که از درخواست‌های اقشار متفاوت مردم توسط داوطلبان صورت گرفته و برای هر قشر شعاری و وعده ای طرح شد به کسانی که آشنایی با علم بازاریابی دارند این اثر را نشان می‌دهد. مثلا پرداخت نقدی یارانه که جنبه‌ای عمومی و همه‌گیر داشت ، بازتاب نوعی استراتژی بازاریابی بود که معمولا هدفش توده بیشتری از مردم است. اما همان‌طور که در یادداشت قبلی گفتم آیا یکی دانستن جیب مردم با رای آنان نتیجه و اثربخشی پایداری دارد؟ ابهام من از رویکرد این کارشناسان این‌است که موضوع بازاریابی فقط جلب مشتری بیشتر نبوده که باصطلاح حفظ وفاداری او هم از دیگر اصول بازاریابی است. اگر قرار است که نعل به نعل آن‌چه که در دنیای کسب دلار و ریال بیشتر کاربرد داشته در عالم صندوق رای و کسب حمایت اجتماعی نیز بکار گرفته شود، لااقل به سایر الزامات کارشناسی آن هم توجه شود. در عالم کسب پول، مشتری بلافاصله پس از عدم دریافت آن‌چه که با تبلیغات به وی قول داده شده بود، آن برند را از سبد خرید خود حذف می‌کند. در عالم صندوق رای، صاحب رای ممکن است در همان وعده صرف سیب زمینی و یا برنج تحویلی احساس رضایت نماید و یا در ابتدای واریز مبلغ چهل هزار تومان به حساب شخصی‌اش، از ادای وعده خوشحال شود، اما زمانی که خواست با چهل هزار تومان خرید کند و ببیند که باید سه برابر بیشتر از قبل پول پرداخت کند، اقدامش فقط دوری از این شعار نخواهد بود. بازاریابی اگر پایش را از تجارت به سیاست می‌کشاند باید که بیشتر به تبعات این رونویسی از تجارت در سیاست فکر کند. تبعات وعده‌های تبلیغی بازاریابی سیاسی می‌تواند دهه‌ها در اقتصاد کشور ادامه یابد، اگر شک دارید اثرات مخرب پرداخت ماهیانه سه تا چهار هزار میلیارد تومان یارانه نقدی، را دوباره با خود مرورکنید.

نظرات شما