گفت و گوی تفضیلی جهان اقتصاد با صادق زیباکلام: تمام بدبختی های کشور به خاطر حقیر شدن مجلس است

 

علیرضا امامی فرد-گروه سیاسی

هفته گذشته با بالا رفتن دلار مخالفین حسن روحانی چنین نکاتی را القا کردند که این به خاطر رای دادن بر حسب ناآگاهی است. تمام آن چیزی که روحانی در قبل از انتخابات وعده داده بود عملی نشده و البته عده ای نیز از جمله برخی از سلبریتی ها با آنان همراه شدند. به همین خاطر به سراغ صادق زیباکلام رفتیم و از این فعال سیاسی و استاد دانشگاه در خصوص عملکرد روحانی پرسیدیم که در ادامه می خوانید:

*حسن روحانی با وعده های بسیار زیادی پا به عرصه انتخابات گذاشت که البته بعد از حدود چند ماه تقریبا بخش عمده ای از آن عملی نشده است. رفتار مردم نسبت در برخورد با شما که بسیار برای حسن روحانی تبلیغ کردید چیست؟

سوال جالبی در این رابطه که مردم بعد از انتخابات ۲۹ اردیبهشت به من چه می گویند مطرح کردید. من حدود دو ماه به صورت شبانه روز برای رای آوردن آقای روحانی تلاش کردم و در این مدت کار و زندگی و تدریسم را رها  و استان به استان سفر کردم تا برای حسن روحانی رای جمع آوری کنم.

نکته قابل توجه اینجاست، زمانی که در آن مدت در دانشگاه و یا در مکانهایی که بیشتر مخاطبانم جوانان بودم حضور پیدا می کردم، این قشر از جامعه به من اعتراض می کردند و سوالهای گوناگونی می پرسیدند و برای آنها سخت بود که برای بار دوم پای صندوق رای بروند.

در میان سخنرانی هایم بحث های متفاوتی صورت می گرفت و من از رای دادن، سر سختانه دفاع می کردم و معتقد بودم و هستم که صندوق رای وزارت کشور و حسن روحانی تنها راه ما بوده و جایگزین دیگری ندارد.

پس از آنکه آقای روحانی در انتخابات سال گذشته رای آوردند بسیاری در صفحات مجازی به من تبریک گفتند اما این تبریک گفتن ها برای مدت کوتاهی دوام داشت!

زمانی که آقای روحانی کابینه خود را معرفی کرد و در میان آنها  نه از زنان، اهل سنت و کردها خبری بود و نه از اصلاح طلبان شناسنامه دار، سوال پس چه شد از من شروع شد.

البته قبل از آن هم واکنش های منفی نسبت به اولین گردهمایی رئیس جمهور بعد از پیروزی انتخابات صورت گرفت که ایشان نه از مرحوم هاشمی رفسنجانی یاد کردند و نه از مولوی عبدالحمید.

گرچه نسبت به آن نشست می شد این طور برداشت کرد که شاید آقای رئیس جمهور یادشان رفته از مرحوم هاشمی نام ببرند و یا قطعا از آقای خاتمی هم نمی توانند اسمی بیاورند و مولوی عبدالحمید را هم می شد بر گردن آقای واعظی و جهانگیری انداخت و تمام داستان را به این شکل ماست مالی کرد.

اما خب بعد از آن گردهمایی بحث کابینه مطرح می شد. در انتخاب وزرا کمترین انتظار آن بود که از یک زن استفاده  و از خانم مولاوردی به عنوان وزیر آموزش و پرورش به مجلس معرفی شود و یا یک خانم دیگری از بیرون تصدی یک وزارت خانه دیگر را به عهده بگیرد ولی هیچ کدام از این اتفاقات نیفتاد. با توجه به عملکرد روحانی به نظر می رسید که ایشان دیگر کاری با امثال زیبا کلام و اصلاح طلبان ندارد و معتقد است که عمکلرد چهارساله خودش باعث شده تا مردم به او اعتماد کنند و پای صندوق های رای بیایند و به ایشان رای بدهند. در حالی که ما هیچ انتظاری از روحانی نداشتیم و نداریم که از ما استفاده کند، بلکه تمام دغدغه ما این است که می گوییم از زنان و کردها و اهل سنت استفاده کنید.

زمانی که آقای روحانی در اولین سخنرانی تلویزیونی خود با مردم صحبت کردند، گویا آب سردی بر روی من ریخته شد!

در آن زمان بود که من گفتم وقتی به سخنان رئیس جمهوری گوش می دهیم تصور می شود که در دو ایران زندگی می کنیم.

ایران در ذهن روحانی شبیه به نروژ است زیرا کشور ایرانی که ما می شناسیم با ایرانی که رئیس جمهور تعریف می کند زمین تا آسمان فرق دارد. گویا از دیدگاه رئیس قوه مجریه این کشور نه مشکلی دارد، نه هفت میلیون بیکار، نه مشکلات محیط زیستی.

هر چه زمان می گذشت انتقادات من به آقای روحانی صریح تر و تند تر می شد. بسیای از مردم نیز در فضای مجازی شروع به لعن و نفرین کردند و این محبتشان همچنان ادامه دار است. مردم دو فرضیه را در این رابطه در نظر می گیرند و می گویند:« زیبا کلام ،یا خودت می دانستی که آقای روحانی چنین عملکردی خواهد داشت و یا اینکه ما را فریب دادی» بعد از آن بود که بسیاری اسم من را به خاطر فریب خوردن از روحانی ( از دیدگاه آنان ) فریبا گذاشتند و ایمیل می زدند و می گفتند دکتر فریبا!

در همان ایام نیز هشتک #پشیمانم و #عبور_از_روحانی به راه افتاد.

دیدن چنین اتفاقاتی بسیار برای من سخت بود. درست مانند دختری که از آقایی خوشش آمده و با هزار امید و آرزو به خانه او می رود اما بعد از یک سال متوجه می شود که چه اشتباهی کرده است و با خود می گوید آن آدمی که من عاشقش بودم آن طور که فکر می کردم نیست.

ولی من در برابر دو راهی بزرگی قرار گرفته بودم و آن دو راهی این بود که با روحانی چه باید کرد؟!

بسیاری از اصلاح طلبان تکلیفشان را با روحانی مشخص کردند و خیلی راحت گفتند که ما با روحانی کاری نداریم. اما من معتقدم که ما نمی توانیم بگوییم ما روحانی را رها می کنیم زیرا مردم بازیچه ما نیستند که آنها را پای صندوق رای بکشانیم و بعد با بی اعتنایی بگوییم که می خواستید چشمتان را باز کنید و رای نمی دادید.

شما یکبار می توانید اعتماد عمومی را جلب کنید و اگر جلب نشد بار دیگر مردم اعتماد نخواهند کرد.

آن چیزی که باور من است را طی تحلیل هایی با عنوان «چرا رای به روحانی درست بود» را صادقانه ارائه دادم و به این پرداختم که چرا شعار عبور از روحانی اشتباه است. به طور کل باید گفت چاره ای جز این نداشتیم. می توانستیم در انتخابات شرکت نمی کردیم که در این صورت آقای رئیسی رای می آوردند. ما برای جلوگیری از این اتفاق تلاش کردیم و به روحانی رای دادیم.

اما قطعا برای حل مشکلات فعلی راه حل هایی وجود دارد و آن این است که نباید روحانی را رها کنیم و بگویم تا اینجا با روحانی بودیم. روحانی چه بخواهیم چه نخواهیم وام دار ماست و باید تا آنجا که ممکن است از او انتقاد کنیم و از طرفی با تمام توان او را به سمت آرمان و شعارهایی که به ما قبل از انتخابات وعده داده شده بود هل دهیم و به او گوشزد کنیم که به تمام وعده هایش وفادار بماند.

این روش مانند پدر مادری است که مجبورند فرزند خود را تربیت کنند که در این مسیر گاهی نیاز دارند تا فرزندشان را تنبیه کنند و زمانی دیگر به او محبت بورزند. برخورد با روحانی هم باید به همین شکل باشد زیرا راه حل دیگری وجود ندارد و ممکن است مسیرهای دیگر به سود منافع ملی نباشد.

اگر حسن روحانی را رها کنیم ممکن است به سمت مراکز قدرت و اصولگرایان نزدیک شود و در این صورت شرایط بدتر خواهد شد و به همین خاطر است که تاکید می کنم باید روحانی را به سمت عهدهای داده شده هدایت کنیم.

کم و بیش توانسته ام این استراتژی را دنبال کنم و همچنان هم بر این باورم که اگر چرخ زمانه به اردیبهشت ۹۶ برگردد باز هم برای رای جمع کردن روحانی تلاش خواهم کرد و در حال حاضر از انتخاب خود پشیمان نیستم. ما برای پیشرفت چاره ای جز صندوق رای نداریم زیرا برخی از راه ها ممکن است با خشونت همراه باشد و کشور را به هرج و مرج بکشاند که شرایط را از حال حاضر بدتر خواهد کرد.

*اگر اتفاقات بدتری رخ دهد و شرایط سیاسی و اقتصادی کشور دچار یک تزلزل شود فکر می کنید روحانی برای مذاکره بار دیگر به سراغ امریکا می رود؟

واقعیت آن است که در حال ورود به ماه اردیبهشت هستیم و متاسفانه در مجموع اوضاع و احوال کشور نسبت به ۹۵ و ۹۶ بهتر نیست. تهدیدات و مشکلاتی که در همه زمینها وجود دارد به هیچ عنوان بهتر نشده است.

داعش در حدود ۶ الی ۷ ماه است که تقریبا تمام شده و قاعدتا باید بحران سیاست خارجیمان نبست به گذشته کمی فرق داشته باشد اما بهتر نشده که هیچ، شرایط پیچیده تر و بدتر شده است. احتمال برخورد نظامی ما با عربستان و امریکا و اسرائیل بیشتر شده  و به جای اینکه با رفتن داعش شرایط به ثبات برسد بی ثباتی تشدید شده است و تصور می کنم شرایط بحرانی ادامه پیدا می کند.

نظام ما دچار یک اشکال اساسی و بنیادین شده و به دو بخش انتصابی و انتخابی تقسیم شده است و در همه مردم سالاری ها و حکومت های دارای دموکراسی وقتی مردم یک نفر را انتخاب می کنند، دست و بالش باز هست برای آنکه بتواند سیاست های خود را در کشور اجرا کند و اگر مردم ناراضی بودند می توانند بار دیگر به سیاست های او و حزبش رای ندهند اما در نظام ما شرایط این طور نیست.

۲۴ میلیون به آقای روحانی رای دادند ولی ایشان نمی تواند وزرای خود را تعیین کند و یا مشخص نیست که بخشی از درآمد کشور که دست رئیس جمهور نیست کجا خرج می شود و یا جریانات دیگر ارز را به این حال و احوال در می آورند و اگر این وضعیت ادامه پیدا کند آقای روحانی و دولتش با صورت به زمین می خورد و اصلا نیازی نیست برای سرنگونی جمهوری اسلامی کشوری لشگرکشی کند.

*شما معتقدید بحران های ارزی را رقبای آقای روحانی ایجاد کردند؟

اگر این طور نبود پس چه دلایلی باعث روند رو به رشد دلار شد؟

*برخی معتقدند که تحریم هایی موشکی و پاره شدن احتمالی برجام وضعیت ارز را به این شکل درآورده است.

در ابتدا باید بگویم که هنوز مشخص نیست که امریکا از برجام خارج خواهد شد یا خیر. اگر ایالات متحده تصمیم به خروج از برجام بگیرد باید ببینیم که اروپا چه واکنشی نشان خواهد داد. تا به امروز اروپایی ها نشان دادند که در رابطه با اختلاف ایران و امریکا در خصوص برجام حالت بی طرفی دارند و نه از ترامپ به صورت قاطع حمایت می کنند و نه از جمهوری اسلامی ایران و در حال ایفای نقش یک حکم میان دو کشور ایران و امریکا هستند.

البته در طرف دیگر ماجرا روسیه و چین نیز حضور دارند. مسئولین کشور هم بارها گفته اند که خود را برای اقدامات غیرمنتظره امریکا آماده کرده ایم. قبول دارم که سایه بیرون رفتن ایالات متحده از برجام بر این قضیه دامن می زند ولی اینکه آیا مشکلات ارزی هفته گذشته به عامل های دیگری از داخل وابسته هست یا خیر؟ به نظر من که می تواند چنین چیزی باشد.

چه کسی می تواند دلار ۶۵۰۰ تومان را در این حجم وسیعی خرید و فروش کند تا چنین مبادله ای در قیمت آن تاثیر گذار باشد؟

در ایران چه کسانی صاحب ثروت هستند که توانایی این کار را دارند؟

عد*ه زیادی بر این باورند که بسیاری از نا به سامانی ها مربوط به دولت پنهان است. این دولت پنهان چه کسانی هستند؟

همان ارگان نظامی که همه می دانند و البته همفکرهای آنان. به عنوان مثال آقای دادستان خیلی واضح اعلام کردند که با آقای نجفی مخالفند و دوست ندارند که ایشان به کارشان ادامه دهند. در کجای دنیا سراغ دارید که قوه قضاییه شهردار را به خاطر هم جهت نبودن عقاید سیاسیش تهدید کند؟

آیا در این چهل سال یکبار شده قوه قضاییه کشوری برای کشور دیگر خط و نشان بکشد و آنها را تهدید به نابودی کند یا دستور دهند که فلان کشور باید فلان کار را انجام دهد؟

اما قوه قضاییه جمهوری اسلامی به راحتی چنین کاری می کند. دخالت بیش از اندازه قوه قضاییه در مسائل خارجی این حس را به شخص القا می کند که این قوه یک حزب سیاسی یا تشکل است.

این دسته هم علاوه بر جریان نظامی خاص وجود دارند که مایلند دولت با صورت به زمین بخورد. برخی از جریانات در کشور وجود دارند که متوجه شده اند که اگر انتخابات برگزار شود هیچ شانسی برای پیروزی ندارند و قصد دارند با زورگویی بازی را به نفع خود تغییر دهند.

به خاطر دارم وقتی بچه بودم و در کوچه فوتبال بازی می کردم، زمانی که نیاز به یار کشی قبل از بازی بود عده ای با قلدری قصد داشتند خود را اثبات کنند و بگویند که اگر ما نباشیم این بازی هم نباید جریان پیدا کند. برخی تفکرات هم در ایران هستند که می گویند تا ما نباشیم اجازه نمی دهیم اتفاق خاصی رخ دهد. مانند دادستان که معتقد است تا شهردار مطابق میل من نباشد اجازه کار کردن نمی دهم. گرچه تمام این بدبختی های موجود به خاطر حقیر شدن مجلس شورای اسلامی است. اگر مجلس به معنای واقعی آن چه برایش تعریف شده بود عمل می کرد وضعیت این چنین نبود و دادستان به خودش اجازه نمی داد بگوید نجفی باشد یا نباشد و یا ارگان نظامی با عملکردش بحران در روابط کشورهای دیگر با ما ایجاد کند.

در قبال همه این اتفاقات مهمی که رخ می دهد صدا از همه جا بیرون می آید به غیر از مجلس. واقعا سوال پیش می آید مجلس دقیقا چه می کند؟! مجلس تبدیل شده به دویست و خورده ای بله قربان گو که این هیچ نفعی برای ملت ندارد.

*چرا چنین اتفاقی رخ داده است؟

پاسخش بسیار واضح است. کسی که سرش به تنش بیارزد را شورای نگهبان رد صلاحیت می کند. مطبوعات و نویسندگان عقیم شده اند.

شرایط فعلی بهایی است که به خاطر کمرنگ بودن دموکراسی می پردازیم. اگر دموکراسی در جامعه ای پررنگ باشد قانون اجازه نخواهد داد که بسیاری از اتفاقات شکل بگیرد. رئیس جمهور ایالات متحده قدرت بسیاری دارد اما یک قاضی فدران می تواند حکمش را منحل کند زیرا همه چیز طبق قانون پیش می رود.

این یعنی حاکمیت قانون  که چنین چیزی در جامعه ما وجود ندارد.

نظرات شما