گریز از ترسهای گذشته در نقاب پیشگویی

دلار در شش ماه آینده در کانال ۱۹۰۰۰ تومان قرار می گیرد، چرا؟ چون من تحلیل گر بی پولی هستم که چند وقت پیش دویست دلار از خاله ام قرض کرده ام و امید دارم با این حرفها صف خرید آنقدر دراز شود تا با سودی که از افزایش قیمت دلار قرضی ام می برم بتوانم یک جفت کفش بخرم. خنده دار است ولی واقعیت دارد که بیشتر تحلیگران بازار سرمایه وقتی دور هم می نشینند دم از ارقام نجومی می زنند ولی وقتی از هم جدا می شوند یک پول سیاه برای گرفتن تاکسی ندارندماجرا این است که روزنامه ها و خبرگزاری ها برای داشتن تیترهای جذاب مدام بازار را در کانال رشد و سقوط قرار می دهند تا مردم به خودشان تکانی بدهند و دفترچه های آگاهی بخش آنها را بخرند، ابزار چنین کار خطیری هم تحلیلگری مثل من است که می خواهد اسمش بر سر زبان ها بیفتد. اگر هم حرف مفتی بزنم به گردن خودم است نه کسانی که آن را منتشر می کنند چون همیشه نویسنده مسئول پیامدهای گُل واژه هایش است. با این حال موضوع اساسی این است که پیش گویی به چه قیمتی؟ بگذارید مثالی بزنم، فرض کنید که قرار است در یک بازه چند ماهه سهام یک شرکت را پیش بینی کنم و یا مثلا بگویم قیمت ارز و دلار و غیره چه می شود. در این جا دو نکته مهم ایجاد می شود. اول اینکه فرایند و ابزاری است که قرار است با آن خرگوش آینده را از کلاه بیرون بیاورم و دوم میزان تسلط بنده به هر کدام از ابزار و دانشی است که قرار است تبدیل به چوب جادوئیم شوند. بیایید فرض کنیم که برای فهم بازار سرمایه علاوه بر تسلط به ابزارهای تحلیلی مرسوم، باید به اقتصاد در مقیاس کلان و خرد آن، سیاست در مقیاس داخلی و بین المللی آن، روانشناسی برای فهم رفتار سرمایه گذاران، فهم اعداد برای تحلیل صورت های مالی، فهم صنعت به میزان کمّی؛ یعنی شناخت جایی که قرار است در آن سرمایه گذاری کنیم و در مقیاس کیفی؛ یعنی شناخت صنعت در مقیاس کل و خیلی چیزهایی دیگر که از حوصله این یادداشت خارج است نیاز داریم. فرض می کنیم بنده به تمام این موضوعات به غیر از مثلا بخشی از سیاست بین الملل یا هر موضوعی که شما مایلید تسلط دارم. چه اتفاقی می افتد؟ عدم آگاهی از این موضوع کوچک، یک خطای کوچک پیش بینی در مقیاسی به اندازه نوک سوزن چرخ خیاطی مادربزگ پسر همسایه ام ایجاد می کند که می تواند در بازه ای شش ماهه، از پیشگویی مطمئنی که همه جا با روی زیاد به چاپ رسانده ام، فاجعه ای به مقیاس یک اقیانوس ایجاد کند. اما چطور؟ بگذارید نظر کارل پوپر را درباره این موضوع بپرسیم: او در کتابش با نام «حدس ها و ابطال ها» چنین عنوان می کند که برای پیش بینی رویدادهای تاریخی نیاز به پیش بینی نوآوری های فناوری دارید که از بنیاد پیش بینی ناپذیر است. این یک قاعده علمی است که  اگر انتظار دارید روزی نامزدتان به شما خیانت کند، پس همین امروز باور دارید که او به شما خیانت می کند و همین امروز وارد عمل می شوید و با او برخورد می کنید. این موضوع را می توان به تمام اشکال دانش موجود بسط داد. طبق قانون انتظارات مکرر در آمار: «اگر من منتظر فلان اتفاق در فلان تاریخ باشم، آن گاه انتظار آن چیز را هم اکنون دارم.» پیش بینی نیاز به دانستن فناوری هایی دارد که درآینده کشف خواهند شد و دانستن صرف این موضوع ما را به سمت تولید آن فناوری می کشاند. بنابراین ما در فهم آینده بسیار ناتوان هستم. درعین حال«هانری پوانکاره»، نخستین فرد شناخته شده ای است که شرح داد که چطور معادلات ما کاستی های بنیادین دارند. او معتقد بود که عوامل کوچکی وجود دارند که به پیامدهای جدی تبدیل می شوند، موضوعی که بعدها با نام نظریه آشوب بر سر زبان ها افتاد.  اندیشه پوآنکاره درباره تنگناهایی بود که به واسطه روابط غیرخطی در پیش بینی ها پدید می آمد، نه این که روابط غیرخطی بهانه ای بشوند برای کاربرد تکنیک های ریاضی به منظور امتداد دادن پیش بینی ها. استدلال پوانکاره ساده بود: «هر چه محاسبات را به آینده دورتر بکشانیم، شدت خطای پیش بینی مان بیشتر می شود.» مسئله این است که دقت تقریبی امکان ندارد. چون با ترکیب شدن خطاهایی که در پیش بینی ایجاد می شود، مجبور می شوید گذشته را با دقت بی نهایت محاسبه کنید. پوانکاره این مطلب را در نمونه ای ساده که با نام مسئله «سه جِرم» آوازه یافته است نشان داد. اگر شما در سامانه ای همانند منظومه شمسی تنها دو جرم داشته باشید و هیچ جرم دیگری وجود نداشته باشد که بر مسیر آن دو اثر بگذارد، آن گاه می توانید رفتار این دو جرم را تا آینده ای بی نهایت دور پیش بینی کنید. ولی اگر جرم سومی هر قدر کوچک به میان بیایید، در آغاز، انحراف چندانی در مسیر تعیین شده آن دو جرم پدید نمی آید، ولی با گذشت زمان، اثر بهمن وار جرم سوم تاثیر مستقیمی بر دو جرم اولیه خواهد گذاشت . یک تفاوت اندک در مکان آن جرم کوچک، می تواند تاثیر بزرگی بر آن سیارات عظیم داشته باشد. دشواری پیش بینی، ریشه در پیچیده شدن مکانیک فرآیند دارد، هر اندازه هم که این فرایند به کندی پیش برود؛ یعنی اگر در فهم بازار سرمایه حتی به اندازه یک سر سوزن، به دانش و یا ابزار خاصی تسلط نداشته باشید، پیش گوییتان از اساس غلط می شود. چطور؟ بگذارید با مثال دیگری درباره پیش بینی حرکت توپ های بیلیارد شکل گیری این خطای پیش بینی را نشان دهیم. «مایکل بری» ریاضی دان می گوید: اگر شما برخی اطلاعات پایه را درباره توپ در حال سکون داشته باشید، می توانید به محاسبه واکنش میز و برآورد نیروی برخورد توپ ها بپردازید. از آن پس دیگر پیش بینی اینکه پس از نخستین برخورد چه اتفاقی می افتد بسیار آسان است. برخورد دوم پیچیده تر می شود ولی هنوز می توان آن را برآورد کرد. مسئله اینجاست که برای محاسبه دقیق نهمین برخورد نیاز دارید کشش ناشی از نیروی گرانشی کسی را که کنار میز ایستاده است در محاسبات خود وارد کنید. و برای محاسبه برخورد پنجاه و چهارم، یکایک ذرات اولیه موجود در کیهان باید در درون داد مسئله دیده شوند! چون تاثیر بسیار زیادی بر خروجی فرآیند می گذارد.  بدبختی از جایی شروع می شود که تصمیم بگیریم چنین متغییر هایی را پیش بینی کنیم . پیش بینی حرکت توپ بیلیارد روی میز نیازمند دانستن دینامیک سرتاسر جهان هستی و یکایک اتم های تشکیل دهنده آن است، اگر بازار سرمایه را یک سامانه دینامیکی شبیه همین میز بیلیارد ساده فرض کنیم که در آن بیش از یک عامل بر سهام یک شرکت تاثیر می گذارد و مسیر بررسی هریک از عوامل تاثیر گذار به سایر عوامل بستگی دارد، توانایی پیش بینی آینده یک بازار نه تنها کم بلکه غیرممکن می شود. نظر پوانکاره این بود که ما تنها توانایی بررسی موضوعات کیفی را داریم؛ یعنی می توانیم برخی از عواملی را که ممکن است در آینده بر بازاری خاص تاثیر بگذار را بررسی کنیم ولی قادر به محاسبه آن نیستیم؛ می توانیم عمیقا در خصوص فرآیندهای که ممکن است در آینده به وقوع بپیوندد بیندیشیم، اما نمی توانیم آن را کمی و عددی کنیم.

در آخر:  پیش بینی و آینده نگری پیچیده تر از آن است که فکر می کنیم، ولی فهم این موضوع، به جرات، ریاضیات و انسانی کاملا متعادل نیاز دارد.  به نظر می رسد کسانی که تمایل به پیشگویی آینده ای دور را دارند، کودکی پر از اضطراب و تاریکی را پشت سر گذاشته اند و هم اکنون که در جوانی و یا میان سالی به سر می برند، برای فراموشی ترسهای گذشته شان مجبور می شوند اضطراب فراگیرشان را به آینده ای دور بچسبانند. بدبختانه این فرار به جلو، اگر توسط پیش گوی معروفی صورت بگیرد، یک ملت را به فلاکت می کشاند.

 

حامد هدائی

حامد هدائی " روانکاو فروش ایران"

نظرات شما