کمربند ایمنی سهام

حامد هدائی، اقتصاددان رفتاری

رویکرد صحیح در بازار سرمایه به این معنی است که هنگامی که مفهوم ارزش ذاتی را به عنوان روشی برای تعیین ارزش شرکت پذیرفتید، از آن برای پیشی گرفتن از بازار بهره ببریم. یعنی سهامی را بخریم که به زیر ارزش ذاتی فروخته می شود. این موضوع به این معنی است که برای انتخاب سهام رویکرد محتاطانه کمربند و شلوار را اتخاذ کنیم. در این روش سرمایه گذاری باید سهامی را بخرید که زیر ارزش ذاتی فروخته می شود: یعنی اگر ارزش شرکت N بود، باید حاضر باشید کمتر از مقدار N    در آن شرکت سرمایه گذاری کنید. و مانند بانکداران، به دنبال حاشیه ایمنی و وثیقه باشید. این روش به ما کمک می کند که اگر در انتخاب سهام اشتباه کنیم و یا اگر رویدادی غیر منتظره تخمین ما از ارزش شرکت را کاهش دهد، حاشیه ایمنی برایش نقش بالشتک و ضربه گیر را بازی می کند. باید بتوانیم برای سهامان دنبال یک کمربند ایمنی و بند شلواری محکم باشیم. استدلال بنیامین گراهام پدر سرمایه گذاری ارزشی از این موضوع این است که اگر سهام شرکتی را کمتر از ارزش ذاتی( ارزشی که خریداری آگاه حاضر است هنگام خرید کل شرکت بپردازد) بخرد، در این صورت حاشیه ایمنی خواهد داشت. این موضوعات در وام دهی اصول درستی هستند و احتمالا در سرمایه گذاری نیز صدق می کنند. به این نکته باید توجه داشت که قبل از گراهام، دنیای سرمایه گذاری عمدتا از سفته بازان و بازی گردانان سهام تشکیل شده بود. اما کسانی که از اصول او پیروی کردند از بیشتر خسارات سقوط سال ۱۹۲۹ بورس ایالات متحده در امان ماندند، همچنان که سرمایه گذاران ارزشی واقعی از حباب بخش تکنولوژی سال ۲۰۰۰ هم حذر کردند. همان طور که وارن بافت توصیه می کند، اولین قانون سرمایه گذاری این است که زیان نکنید. دومین قانون هم این است که قانون اول را به خاطر داشته باشید. خالص ارزش یا ارزش ذاتی بیشتر شرکت ها با گذر زمان افزایش می یابد. اگر محک سرمایه گذار ارزش ذاتی باشد، به دو طریق سود می کند. اول این که با گذر زمان ارزش سهام وی افزایش می یابد. دوم این که اگر با گذر زمان ارزش سهام او از کمتر از ارزش ذاتی به ارزش ذاتی صعود کند، در این صورت باز هم برنده خواهد بود. هنگامی که تمام ارزش سهام( ارزش ذاتی) را برای خرید آن پرداخت می کنید، احتمال دارد که سود آتی شما به نرخ رشد داخی شرکت و سود های تقسیمی آن محدود شود. به عنوان مثال، اگر شاخص سهام S&P500 را به منزله شرکتی غول آسا با ۵۰۰ بخش فرعی در نظر بگیرید، می بینید که عایدات آن در بلند مدت به طور متوسط ۶ درصد در سال رشد داشه است. معمولا ۳ درصد این رشد به رشد تولید ناخالص ملی مربوط است و ۳ درصد هم به تورم. بنابر این، ارزش ذاتی شاخص S&P500 اگر به صورت یک شرکت تصور شود، حدود ۶ درصد در سال رشد داشته است. به علاوه، این S&P500  سود تقسیمی هم پرداخت کرده است. به طور تاریخی بازده سود تقسیمی این شاخص حدود ۳ تا ۴ درصد بوده است. از مجموع ۶ درصد رشد سالانه و ۴ درصد بازده نقدی، می توانیم نرخ سود سالانه S&P500 را برای بلند مدت حدود ۱۰ درصد محاسبه کنیم. سرمایه گذاری که روی کل شاخص سرمایه گذاری کند، می تواند انتظار داشته باشد در بلند مدت چنین بازده سالانه ای کسب کند.

سرمایه گذاری در سهام با پس انداز پول در یک حساب پس انداز با نرخ سود سالانه ۱۰ درصد تفاوت دارد. بازده سهام سال به سال نوسان می کند، گاهی این نوسانات بسیار زیاد است. بازدهی متوسط ۱۰ درصد( که در بالا به آن اشاره شد)، میانگین سال های فوق العاده خوب و سال های فوق العاده بد است. چیزی که لازم داریم مکانیزمی است که به کمک آن هنگام ارزانی سهام وارد بازار و هنگام گرانی از آن خارج شویم. وارد شدن به بازار در پایین چرخه بازار سهام، بازدهی بهتری عاید ما می کند.  اصولا باید سهامی را بخریم که به دو سوم ارزش ذاتی اشت یا کمتر از آن فروخته می شود. حاشیه ایمنی و کمربند سهام همین است. با استفاده از این حاشیه ایمنی دو هدف را می توان دنبال کرد. اول این که اگر ارزش   ذاتی را درست تخمین زده باشیم، سهام می تواند ۵۰ درصد افزایش قیمت پیدا کند و هنوز هم در سطح ارزش ذاتی اش باشد. دوم این که اگر بازار سهام با دشواری مواجه شود، از این که می دانیم مالک سهامی هستیم که در نهایت ارزشش بیش از هزینه آن است، احساس آرامش خواهیم کرد. استفاده از حاشیه ایمنی در مقایسه با خرید کورکورانه سهام یا خرید کل شاخص مزیت هایی دارد. در بلند مدت، حاشیه ایمنی سبب می شود که سود کلی ما بیش از رشد ارزش شرکت ها باشد. به عنوان مثال، اگر سهام شرکت X را به قیمت N تومان خریداری کنیم در حالی که ارزش ذاتی آن را N+2 تومان تخمین می زنیم، یک سود بالقوه ۲+ تومانی در دل سهم مان خواهیم داشت. اگر هنگام مالکیت این سهم، شرکت هم ارزش کسب و کار خود را  به اندازه N+2  تومان افزایش دهد و ارزش ذاتی شرکت ۱+ تومان دیگر افزایش یابد، آنگاه سود بالقوه ما بیشتر خواهد شد. اما هنوز هم عمده سود ما در وهله اول به خرید ارزان سهام بر می گردد. اگر سرمایه گذاری همان سهام را N+2  تومان بخرد، سود احتمالی وی تنها ۱+ تومان خواهد بود. خرید سهام به کمتر از ارزش ذاتی نه تنها مانند کمربندی سهام را نگه می دارد، بلکه مثل یک جفت بند شلوار رفتار سرمایه گذاران را نیز کنترل می کند.

 

نظرات شما