کشوری ساخته ایم که مپرس!

۱۳۹۸/۰۲/۱۶

دکتر هاشم اورعی-استاد دانشگاه صنعتی شریف-رئیس انجمن علمی انرژی بادی ایران-وقتی سرمایه اجتماعی به مخاطره می افتد، رابطه بین مردم و حکمرانان ضعیف شده و جامعه رفته رفته دو قطبی می شود و همه را به چشم دوست یا دشمن می بینند و دیگر رنگ خاکستری وجود ندارد. در چنین حالتی است که امید به آینده از جامعه رخت بر می بندد و ملت جملگی در پی آنند که با هم در آویزند. نمونه بارز آن سیل اخیر در کشور است. در پی این مصیبت هولناک، صرف نظر از درست یا نادرست بودن، بخشی از جامعه بانگ بر می آورد که این اتفاق ناشی از جنگل تراشی (خواری)، تجاوز به حریم رودخانه ها، ساخت و سازهای غیر منطقی و موارد مشابه دیگر است و گناه را تماماً به گردن مسئولین اجرایی می اندازد. عدم حضور  استاندار در منطقه، سیل را به حاشیه کشانده و به مساله اصلی تبدیل می شود. گروهی دیگر اصرار دارد که سیل خشم طبیعت است و در تمام دنیا اتفاق می افتد. کلیپ بخش می کند که در آلمان سیل این چنین خسارت زده و در ژاپن آن چنان، و نسخه می پیچد که باید با طبیعت کنار آمد و دست به دعا برداشت. بدین ترتیب در موضوع سیل هم همه چیز یا سیاه است و یا سفید.  البته که مسئولین هم که از میان خودمان انتخاب شده اند در همین تاتر ایفای نقش می کنند. در شرایطی که سیل زندگی جمع کثیری از هم وطنانمان را نابود کرده، رئیس ستاد مدیریت بحران کشور اعلام می کند که مردم سیل زده  همه خوشحالند چون امسال به خاطر سیل علوفه بیشتری خواهند داشت! عمق فاجعه آنجاست که در جلسه هیات دولت بحث بر سر این است که دروازه قرآن شیراز  اول رودخانه بوده و بعد خیابان شده یا برعکس!  لذا از همین واقعه دردناک می توان به عمق فاجعه پی برد. فاجعه ای که ریشه در مسایل فرهنگی و اقتصادی دارد. مادامی که جامعه احساس کند حکمرانان با صداقت سعی دارند بر مشکلات فایق آیند و با شفافیت مردم را در جریان امور قرار می دهند، هر گونه سختی را تحمل کرده و از دولت مردان خود حمایت می کند. ولی وقتی هر روز حقوق های نجومی را، اختلاس ها را و بی عدالتی ها را می بیند نا امید می شود،  خرج خود را از نظام جدا می کند و همه چیز را سیاه می بیند. در آن طرف این دیوار بلند هم نیروهای به اصطلاح ارزشی تمام قد از همه اقدامات نظام حمایت می کنند، خرابی سیل را فقط و فقط ناشی از قهر طبیعت دانسته و چاره کار را تنها در دعا و ثنا جستجو می کنند. این گروه حتی زغال را هم سفید می بینند!

این شرایط فرهنگی آشفته به وضوح نشان می دهد که جامعه دو شقه شده، با خود قهر است و سر آشتی ندارد. وقت آن رسیده که واقعیات را قبول کنیم.  بر مسئولین کشور حجت است که طرح آشتی ملی دراندازد و جامعه را از این دو دستگی برهاند.

اما در این نوشتار در پی آنیم که چشم ها را بشوییم و جور دیگر ببینیم. برای چند لحظه هم که  شده خود را از بند غرب زدگی، انقلابی  و بر چسب های دیگر برهانیم و وضعیت اقتصادی مان را ارزیابی کنیم. بر کسی پوشیده نیست که فقیر شده ایم. در پایان جلسه مشترک سران قوا در آبان ماه گذشته، رئیس جمهور به ملت ایران نوید می دهد که اولین بسته حمایتی تا پایان ماه توزیع می شود. یعنی مردم به خواب خوش خود ادامه دهند که ایشان بیدارند و اجازه نخواهند داد که ملت از گرسنگی بمیرند!  اقتصاد را با ایدئولوژی در آمیخته ایم و حال که از ناکجاآباد سردرآورده ایم به دنبال آنیم که گناه را به گردن این و آن بیندازیم. مسئولین کشور در نهایت بی صداقتی این گونه وانمود می کنند که گویی زمین و زمان مقصرند و این گونه خودمان را تبرئه می کنیم. سیاست های اقتصادی مان کار را به جایی رسانده که علیرغم شعار توخالی جذب سرمایه خارجی، هر سال میلیاردها دلار از اقتصاد کشور خارج شده و در کانادا، ترکیه، مالزی و سایر کشورها جای امن پیدا می کند. در مدت چهل سال نقدینگی کشور ۳۵۰۰ برابر افزایش یافته و تنها یک سوم بودجه در اختیار دولت است که آن هم صرف پرداخت حقوق،یارانه نقدی، یارانه انرژی و سایر هزینه های جاری شده و دیگر از بودجه عمرانی خبری نیست. صدا و سیما در ۲۸/۰۵/۹۷ اعلام می کند که از فردا سکه به قیمت ۴۰۰ هزار تومان توزیع می شود و پیش بینی می کند که به قیمت ۳ میلیون تومان به فروش برسد و در چنین شرایطی پای رونق تولید را پیش می کشیم.  برنامه ریزان اقتصادی کشور کار را به آنجا کشانده اند که بانک مرکزی به ناچار هر روز ۷۰۰ میلیارد تومان پول چاپ می کند تا سود سپرده های شبکه بانکی را بپردازد و در آن طرف تولید کشور به دلیل نبود سرمایه در گردش با نابودی دست و پنجه نرم می کند. در آمیختن سیاست و  اقتصاد این امکان را فراهم آورده که مافیای خودرو حداکثر سوء استفاده را از آشفتگی اقتصادی برده و وقتی پیش فروش ۴۰ هزار خودرو پراید را  اعلام می کند، ۷۰۰ هزار متقاضی به دنبال ثبت نام  باشند و در یک دقیقه همه به فروش برسد! و در شرایطی که از یک طرف تولید تحت فشار شدید کمبود نقدینگی و آشفتگی اقتصادی به مخاطره افتاده و نقدینگی سرگردان در صف خرید ارز، سکه و خودرو ایستاده، رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی در ۱۴/۰۶/۹۷ در مجلس اعلام می کند که دولت ۱۲ برنامه و ۵ بسته دارد! چه اسم با مسمایی، کدام مدیریت و کدامین برنامه ریزی؟ صندوق بین المللی پول متوسط نرخ رشد اقتصادی منطقه خاورمیانه، شمال آفریقا، افغانستان و پاکستان را در سال جاری میلادی ۷/۲% پیش بینی کرده و اعلام می کند که تنها ایران و سودان رشد اقتصادی منفی، بالاترین نرخ تورم و بیشترین میزان بی کاری را تجربه خواهند کرد.

البته که نمایندگان مجلس مان هم  که از همان قماش مدیران اجرایی کشورند و لذا انتظار هر گونه  ابتکار عمل امری واهی است. جالب اینکه این عزیزان همگی از فیلتر شورای نگهبان هم با موفقیت تمام عبور کرده اند و با مشاهده عملکردشان در این ۴۰ سال انسان به این فکر می افتد که با چنین کارنامه درخشانی بهتر است در انتخابات امسال نمایندگان از میان آنانی که رد صلاحیت شده اند انتخاب شوند!

مخلص کلام اینکه کشور در شرایط خطیری قرار دارد و عبور از این بحران شجاعت می طلبد. شجاعت اینکه قبول کنیم در بسیاری موارد به بیراهه رفته ایم و به خودمان بقبولانیم که باید تغییر مسیر بدهیم. متاسفانه در مجموعه دولت کوچکترین نشانه ای از چنین شجاعتی مشاهده نمی شود و  انتظار می رود دولت سال های باقیمانده از عمرش را صرف پیمودن مسیر از این ستون تا آن ستون کرده و به دور از هر گونه ابتکار عمل به رتق و فتق امور روزمره بپردازد.   لذا ضروری است مسئولین نظام هر چه زودتر به خود آیند، واقعیات را قبول کنند و با شهامت تمام بپذیرند که ایران متعلق به همه ما ۸۰ میلیون نفر است و پیشرفت آن مستلزم اقداماتی بنیادین از جمله سیاست زدایی از اقتصاد، توسعه بخش خصوصی واقعی، شایسته سالاری، کوچک کردن دولت، سوق دادن نقدینگی به سمت تولید، مبارزه واقعی با فساد و در اولویت قرار گرفتن رشد و توسعه اقتصادی کشور است. البته که لازمه چنین برنامه ای این است که به خودمان اعتماد کنیم، چشم هایمان را بشوئیم و جور دیگر ببینیم.

نظرات شما