چالش های مدیریت در کسب و کار

نادر عنایت

کارشناس استراتژی و مدیریت 

بخش دوم

در مقاله پیشین راجع به استراتژیست ها( مشاوران مدیریت) که توانایی ارائه راه کارهایی برای برون رفت از بحرانهای موجود در کارخانجات، شرکتها و فروشگاه ها را دارند صحبت کردیم و هنچنین در ارتباط با روشهای موثر کاهش هزینه ها و مشتری یابی توضیحاتی داده شد. در این قسمت سعی داریم به دو مورد دیگر از مسائل شرکتها بپردازیم.

وفاداری مشتری : دیگر مساله ای که مدیران بآ آن روبرو هستند ، رضایت مشتری و وفادار نگه داشتن اوست.

قطعا ۸۰ درصد شرکتها و کارخانجات ما یا به این موضوع توجهی ندارند  ویا راه کارهای نوین این کار را آموزش ندیده اند و در تحلیل رفتار مشتری که نهایتا وفا داری را در پی خواهد داشت ، ناتوان هستند.

همانگونه که میدانید در کشورهای پیشرفته جهان تیم های فوتبال برای یافتن بازی کنان ارزشمند ، کارشناسانی دارند که دائما در حال آنالیز بازی های لیگهای داخلی تمامی کشوزهای جهان هستند تا بتوانند نخبگان را کشف و جذب کنند. این کارشناسان به نقاط مختلف جهان سفر کرده و اهداف خود را دنبال میکنند. پس چرا شرکتها و کارخاتجات ما که به مراتب ، کسب درآمد برایشان ارزشمند تر است ، کوچکترین توجهی به این مسائل ندارند؟ جواب : چون آگاهی لازم در مورد استراتژی های سازمانی ندارند و به صورت سنتی، کسب و کار خود را مدیریت می کنند.

بررسی نرخ تبدیل : نرخ تبدیل در حقیقت از قوه به فعل در آوردن مشتریان است و در واقع بهینه سازی نرخ تبدیل ، استراتژی افزایش فروش از طریق متقاعد و متمایل ساختن مشتری جهت محصولات و خدمات شماست . و این نکته ایست که مطمئنا شرکتها و کارخانجات و حتی فروشگاه های بزرگ ما به آن توجهی ندارند و یا اینکه روش های آن را نمیدانند.

اینکه مشتری چرا باید از محصولات و خدمات ما استفاده کند ، بزرگترین مزیتی است که شرکتها می توانند برای افزایش سطح فروش از آن استفاده کنند. هر چند که نرخ تبدیل تعریفی فراتر از این دارد و برای بهینه سازی آن عوامل زیادی دست به دست هم خواهند داد تا به هدف نهایی برسد . و هدف از نگارش این مقاله ، تلنگری به صنایع کشورمان است تا با وسعت دید بیشتری ، کسب و کار خود را تحلیل نمایند.

منابع انسانی : از پنج اصل مدیریت ، مهمترین اصل منابع انسانی هستند. شکی نیست که در محیط کسب و کار آشفته امروزی ، سازمانها باید نو آور باشند، استراتژی و شیوه های مدیریت کسب و کارها باید همگام با تغیرات محیطی  باشد. لذا اینجاست که نقش منابع انسانی در تضمین موفقیت سازمان اهمیت ویژه ای پیدا میکند.

سازمانها موظفند به کارکنان خود توجه ویژه ای نشان دهند چرا که کارکنان قلب سازمان محسوب میشوند و فراموش کردن نقش آنها در حقیقت لطمات جبران ناپذیری به شرکتها وارد خواهد کرد.

اگر چه کمبود نقدینگی و نبود تقاضای موثر برای فروش وهم چنین بدهی های میلیاردی کارخانجات معضلی برای این کسب و کارهاست و از طرفی نیز این شرکتها از بخش دولتی طلبکار میباشند و هر سال نیزبا افزایش مالیات و بیمه تامین اجتماعی مواجه هستتد و توانایی پرداخت حقوق کارکنان را ندارند ولی بازهم با تکیه بر توانایهای نیروی انسانی خود میتوانند بر مشکلات فائق آیند به شرط اینکه  راه های استفاده از توانمندی های درون سازمان خود را بدانند .

واما بررسی وضعیت بازار : شرکتی که نتواند محیط بیرونی خود را تجزیه و تحلیل نماید ، مطمئنا توانایی رقابت را از دست خواهد داد.

همه ما شرکتهایی را دیده ایم که یک شبه ورشکست شده و از دور رقابت خارج شده اند و اکثر آنها علت را کمبود نقدینگی و یا نبودن تقاضا در بازار عنوان کرده اند. این همان اتفاقی است که بر اثر عدم تجزیه و تحلیل محیط بیرونی سازمان برایشان رخ داده است. چرا که بررسی وضعیت خارجی سازمان موارد متعددی از جمله وضعیت رقبا و تغیر سلایق مشتریان را روشن میکند.

اینکه چرا با کمبود نقدینگی مواجه شده اند ، خود دلایل مختلفی میتواند داشته باشد که با بررسی این موضوع توسط متخصصین ، علت آن کشف خواهد شد. هرچند کمبود نقدینگی مساله ای نیست که یک شبه اتفاق افتاده باشد و ریشه در سالها و یا ماه ها بی توجهی مدیران به تغیرات محیطی دارد

مدیرانی که یک تنه میخواهند مسائل و مشکلات پیش روی کسب و کارشان را مدیریت کنند باید انتظار چنین رخ دادهایی را داشته باشند چرا که فضای کسب و کار کنونی ، پیچیده تر از آن شده که به تنهایی بتوانند از عهده آن بر آیند.

 

نظرات شما

×

Comments are closed.