چالش بزرگ رهبران در مدیریت اصالت فردی است

حامد هدائی_روانکاو فروش ایران

چالش بزرگ رهبران در مدیریت اصالت فردی است

رهبران برای جذب پیرو باید بتوانند دل هر کس را به نوعی به دست آورند. هنر این است که بتوانید بدون توسل به ریا در این کار کامیاب شوید. اصالت لازمه رهبری است. اگر باور ندارید بکوشید رفتار رهبران بزرگ را تقلید کنید  و بعد شکست خود را ببینید. کارکنان سازمان، از رهبری که خودش مایه ندارد پیروی نمی کنند. مردم می خواهند پیرو رهبر واقعی باشند نه کسی که ادای رهبری را درمی آورد. این خواسته، تا حدی معلول روزگار پرآشوبی است که در آن به سر می بریم و نیز تا حدی معلول دلسردی گسترده مردم از سیاستمداران و بزرگان دنیای کسب و کار است. همه  حس می کنند فریب خورده اند. ناخرسندی فزاینده از رهبریِ بدلی و ریاکارانه  در بنگاه های امروزی همه را تشنه رهبریِ اصیل کرده که بسیار کمیاب است. هم رهبران و هم پیروان، اصالت را در راستی، درستی و اصولگرایی می دانند. پایبندی به این اصول رهبران بزرگ را از دیگران بالاتر می نشاند.

اصالت لازمه کمال رهبری است، اما گاه حتی خود رهبران معنای اصالت را درست نمی فهمند. یعنی گاه گمان می رود اصالت رهبری یک کیفیت ذاتی است و نتیحه گرفته می شود که هر فرد یا اصیل است یا نیست. اما اصالت در واقع کیفیتی است که دیگران باید در رهبر ببینند. هیچ رهبری نمی تواند در آینه نگاه کند و بگوید: من اصالت دارم. اصالت در تنهایی معنا ندارد. اصالت کیفیتی است که دیگران در ما می بینند و از این رو، تا حد زیادی می توانیم آن را هدایت کنیم.

اگر اصالت یک کیفیت کاملا ذاتی بود کم تر کسی می توانست بر آن تاثیر بگذارد یا خویش را در کسوت رهبری پربارتر کند.

رهبرانی که به اصالت خویش کاری ندارند، در همان آغاز ایفای نقش رهبری به دردسر می افتند. دشواری بزرگ این است که رهبر باید بتواند میان رفتار خودش و پیروانش، به نقطه تعادل برسد و در این فرایند اصالت خویش را از دست ندهد.

فرق میان رهبران بزرگ و مدیران معمولی دقیقا در همین توانایی نهفته است. به سخن دیگر، بزرگترین چالش رهبر، مدیریت اصالت خویش است، هرچند به ظاهر، در این کار تناقضی نهفته باشد.

به بیان روشن، اصالت تنها با پروراندن به دست نمی آید چون بازتاب دقیقی از گوهر ذاتی رهبر است. به همین دلیل است که نمی توان ادای رهبری را درآورد. اما رهبران بزرگ می دانند  چه زمانی در برابر چه کسانی، کدام جنبه از شخصیت خویش را نشان دهند. یعنی توان آن را دارند که خود را در وضع موجود و خواست پیروان وفق دهند بی این که در این فرایند هویت خویش را از دست بدهند.

رهبران اصیل پیوسته چشم به مقصد دارند اما مبدا خویش را هرگز از یاد نمی برند. آنان در عین هماهنگی کامل با محیط، برای درک خواسته ها و نگرانی های پیروان، به شم درونی خویش که حاصل تجربیات (گاه تلخ) آنان است رو می آورند. آنها ضمن این که شخصیت فردی متمایزی از خود بروز می دهند، بلدند چگونه جای خود را در دل فرهنگ نیرومند اجتماع یا سازمان باز کنند و چگونه از عوامل آن فرهنگ ها برای ایجاد تحولات بنیادی بهره مند شوند.

درآخر: قرن هاست هنرمندان، حکما و دانشمندان علوم اجتماعی بر سر مفهوم اصالت رهبری بحث و جدل دارند. پس دور از خرد است اگر گمان رود ما یا هر کس دیگری می تواند بار این بحث را به منزل پایانی برساند. با وجود این، باور داریم یافته های ما برای درک بهتر رابطه میان هویت رهبر و وظیفه رهبری سودمند است. رهبرانی که بلدند اصالت خویش را مدیریت کنند موثرترند و به همین دلیل بهتر می توانند پیروان وفادار خویش را برانگیزانند و نگاه دارند.

حامد هدائی

حامد هدائی " روانکاو فروش ایران"

نظرات شما

×

Comments are closed.