پژوهش، راه نجات گردشگری

گردشگری جزو مسائلی است که در کشور ما مظلوم واقع شده است. جای تاسف اینجاست که ما می‌توانیم در این حوزه حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشیم اما به خاطر مسائل متعدد نتوانستیم جایگاه واقعی خود را پیدا کنیم. اخیرا انتشارات دفتر پژوهش های فرهنگی کتابی را با عنوان« پژوهش و بازاریابی در چشم انداز و آینده گردشگری» با نویسندگی «چارلز آر.گلدنر و جی.آر.برنت ریچی» و ترجمه دکتر «کیومرث فلاحی» منتشر کرده است. این کتاب دارای سه فصل است که در فصل اول به موضوع پژوهش سفر و گردشگری پرداخته، در فصل بعد بازاریابی گردشگری را برای خواننده توضیح داده و در فصل سوم(آخرین فصل)چشم انداز و آینده گردشگری را شرح داده است.این کتاب که در ۱۲۸ صفحه به چاپ رسیده با قیمت ۱۷۰۰۰ هزار تومان در بازار کتاب به فروش می‌رسد.

چالش های گردشگری ایران و چاپ این کتاب که در رابطه با همین مقوله است، باعث شد تا به سراغ دکتر کیومرث فلاحی استاد دانشگاه و مترجم این کتاب برویم و با ایشان در رابطه با کتاب پژوهش و بازاریابی در چشم انداز و آینده گردشگری و صنعت توریسم گفت و گویی داشته باشیم که در ادامه می‌خوانید:

  چه شد که تصمیم گرفتید کتاب «پژوهش و بازاریابی در چشم انداز و آینده گردشگری»  را ترجمه کنید؟

در ابتدا باید بگویم که نام اصلی این صنعت گردشگری، جهانگردی است و من هم مجبور شدم همین اسم را روی کتاب بگذارم.

این صنعت یکی از مواردی است که بسیاری از کشورهای مختلف جهان از آن بهره می‌برند. کشور ما با وسعت ۱٫۶۴۸٫۱۹۵کیلومتر مربع بیش از یک میلیون جاذبه گردشگری دارد و این بدان معناست که باید مراقب باشیم تا پایمان را روی اثر تاریخی نگذاریم! جای تاسف این جاست که با وجود داشتن جاذبه های فرهنگی، مناطقی زیبای جنگلی و یادمان های تاریخی از این صنعت بی بهره ایم و حتی درآمد کشورمان از این صنعت نسبت به سال گذشته کمتر هم شده است و این در حالی است که در برنامه ریزی هایمان برای توسعه کشور قرار نبود چنین اتفاقی رخ دهد. یکی از مهمترین علت های نداشتن جایگاه ویژه در گردشگری این است که در این رابطه پژوهشی صورت نمی‌گیرد. برای همین است که تصمیم گرفتم با ترجمه این کتاب فقدان این بخش را جبران کنم. کتاب «پژوهش و بازاریابی در چشم انداز و آینده گردشگری» از دو بخش تشکیل شده است:

در بخشی از کتاب به مقوله پژوهش در زمینه گردشگری پرداخته می‌شود که چطور بتوانیم در رابطه با اقتصاد توریسم و جهاتگردی تحقیقاتی را انجام دهیم. روش های تحقیق این روزها نسبت به گذشته فرق کرده است. در برخی از موارد تحقیق های کتابخانه‌ای نیاز است و در مواردی دیگر کار میدانی. در شرایط امروز دنیای مجازی نقش بسیار مهمی را در تحقیقات ایفا می‌کند که بعضا باعث شده تا کتابخانه های سنتی جایگاه گذشته خود را از دست دهند و این نشان می‌دهد باید با تغییرات خود را به روز کنیم. تا به امروز کتابی در رابطه با تحقیق در دنیای مجازی به چاپ نرسیده بود اما کتاب حاضر توانسته نقش آن را در تحقیق تا حدودی برای مخاطب توضیح دهد.

  شما در اول صحبتتان اشاره کردید که جهانگردی با گردشگری متفاوت است. چرا؟

واژه جهانگردی از قدیم در ادبیات فارسی وجود داشته است و این را می‌توان در شعرهای نظامی و سعدی به راحتی پیدا کرد.

زمانی که دوستان فرهنگستان این واژه را به جای توریسم آوردند ، معتقد بودند که قصد داشتیم علاوه بر جهان، ایران را هم در نظر بگیریم زیرا به عقیده آنها واژه جهانگردی فقط جهان را پوشش می‌دهد در صورتی که من معتقدم ایران نیز بخشی از همین جهان است. توضیح بیشتر آن باعث می‌شود تا ما وارد بحث زبان شناسی شویم و پرداختن به این موضوع خیلی در اینجا حائز اهمیت نیست.

  به عنوان یک کارشناس میخواهم بدانم چه موانعی در مقابل رونق گردشگری وجود دارد؟ آیا مسائل سیاسی در این مسئله دخیل است؟ نبود آزادی در کشور تا چه اندازه به رونق گردشگری طلمه زده است؟ ترکیه چه راهی را در پیش گرفت که ما آن را انجام ندادیم؟

ترکیه الگوی خوبی برای ماست و حتی این کشور در یکی دو سال  اخیر از لحاظ جذب گردشگر به رتبه هفتم جهان تبدیل شد اما معمولا بین هفتم تا دهم جا به جا می‌شود. البته ارقام تایید نشده‌ای هم به گوش می‌رسد که بیست درصد توریستهای این کشور ایرانی ها هستند و حدود سی درصد آن ها ترکیه هایی هستند که در کشورهای دیگر زندگی می‌کنند و با پاسپورتهای اروپایی وارد این کشور می‌شوند که البته این دسته تجارت چمدانی را رونق می‌دهند که قانون تابعیت مضاعف این اجازه را به ما نمی‌دهد. ناگفته نماند.

بحران های منطقه‌ای هم نقش مهمی را در رونق نگرفتن گردشگری ایفا می‌کند. واقعیت این است که مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مانند یک زنجیره به یکدیگر متصل است و ما اگر در یک مورد ضعف داشته باشیم اثراتش را در سایر موارد دیگر نشان خواهد داد که کشورمان در این حوزه ها درگیر بحران های جدی است و قاعدتا این مشکلات رونق گردشگری را با چالش های مهمی همراه می‌کند.

  بعد از برجام عده زیادی معتقد بودند که گردشگری شاهد رشد قابل توجهی خواهد بود. آیا این حدس و گمانها به حقیقت پیوست؟

صادقانه می‌گویم که شاهد افزایش ورود گردشگر به کشور نبودیم. البته این نظر من نیست بلکه همه آمار در سازمان میراث فرهنگی موجود است. ایران گردی نسبت به یکی دو سال گذشته رشد داشته اما آیا این شکل از گردشگری می‌تواند به درآمدزایی برای کشور کمک کند؟ آیا همه آنهایی که به مسافرت می‌روند در هتل ها اقامت پیدا می‌کنند؟

باید یک بار برای همیشه تکلیف خود را مشخص کنیم زیرا اگر به فکر درآمدزایی در این حوزه نباشیم و برنامه منظم و دقیقی را ارائه ندهیم به جایی نخواهیم رسید. حتی مدیران ما نتوانسته‌اند در ایران گردی برنامه دقیقی را پیاده سازی کنند. بسیاری از مردم در زمان تعطیلات به شهرهای شمالی می‌روند و سایر شهرهای کشورمان از جذب گردشگر بی بهره می‌مانند. چند درصد از مردم به شهرهای جنوب شرقی سفر کرده و از مناطق تاریخی آن دیدن می‌کنند؟ نداشتن برنامه‌ای برای گردشگری باعث شده تا بسیاری از مردم قدرت انتخاب های محدود برای سفر کردن داشته باشند و همین امر باعث شده تا برخی از شهرها بیش از ظرفیت مسافر تحمل کنند که ما هر بار شاهد ترافیک، تصادفات بی شما و دیگر مشکلات بوده ایم. بخشی از این ایرادات به خاطر خالی بودن جای مشاور سفر در آژانس های گردشگری است. چنین جایگاهی در کشور تعریف نشده و همین امر باعث شده تا بسیاری از مردم با شهرهای محدودی آشناییت داشته باشند. باید برنامه‌ای داشته باشیم که خانواده ها بتوانند به همه جای ایران سر بزنند. باید باور داشته باشیم راه های زیادی برای به ثمر نشاندن این ایده وجود دارد. اما در رابطه با ترکیه باید گفت که این کشور زیرساخت های جهانگردی را دارد و به عنوان مثال می‌توان به جاده های کشور ترکیه اشاره کرد که توانسته شرایط را برای سفر مطلوب کند. ترکیه ناوگان هوایی و دریایی قابل قبولی دارد و این موارد بسیار برای جذب گردشگر حائز اهیمت است. حتی هتل هایی که در این کشور وجود دارد امکانات رفاهی قابل توجهی دارد که از ما بسیار جلوتر است. اما متاسفانه هتل های ما به دست عده‌ای خاص اداره می‌شود که همین امر به شرکت های گردشگری و تورهای کوچک ما لطمه بسیار بزرگی را وارد کرده است. آژانس هایی که از قدرت مالی زیادی برخوردار نیستند نمی‌توانند به خوبی فعالیت کنند.

هتل های پنج ستاره کشورمان پر شده و مسئولان ادعا می‌کنند که همین مورد نشان دهنده رشد گردشگر بوده در صورتی که ادعایی نادرست است. در همین جاست که مقوله‌ای به نام بازاریابی می‌تواند خودی نشان دهد.

  فکر میکنید چند سال دیگر باید صبر کنیم تا شاهد رشد قابل قبولی در حوزه گردشگری شویم؟

تنها راه برای جواب به این سوال تحقیق است. صنعت توریسم در ایران دست دولت است و همین امر آسیب جدی به این زمینه وارد کرده. در هیچ جای دنیا این صنعت به دست دولت ها اداره نمی‌شود زیرا معمولا دولت ها اداره کننده خوبی برای صنعت جهانگردی نبوده اند. بخش خصوصی هر زمان که تقویت پیدا کند این صنعت هم قادر است روی پای خود بایستد و زمینه رشد آن این است که از دولت گرفته و به بخش خصوصی واگذار شود.

  آیا بخش خصوصی فعالیت چشمگیری در این عرصه داشته است؟

بله اما بسیار محدود است. سیاست های سفت و سختی که دولت وضع کرده که از چارچوب های صنعت در دنیا به دور است باعث شده تا زمینه فعالیت آنها تنگ شود. تغییر و آموزش ندیدن مدیران این عرصه هم در کم اثرتر کردن فعالیت بخش خصوصی بی تاثیر نبوده است..

کشور ما به سازمان جهانی گردشگری هر ساله بابت عضویتش پول واریز می‌کند اما نمی‌توانیم از فرصت هایی که برای ما به وجود می‌آید بهره مند شویم.

  آیا در این چهار پنج سال گذشته تغییری در صنعت گردشگری مشاهده نموده اید یا همان سیاستها سابق دنبال میشود؟

آقای روحانی فعالیت خود را در این عرصه خوب شروع کردند و حتی یکی از شعارهای ایشان رونق صنعت توریسم بود اما واقعیت این است که با شعار گردشگری رونق پیدا نمی‌کند.

زیرساخت های ما برای پذیرش گردشگران آماده نیست و سازمان متولی هم از اشکالات زیادی رنج می‌برد. سازمان میراث فرهنگی را نه می‌توان به صنعت جهانگردی چسباند نه به صنایع دستی.

  شنیده شده وزارت خانه گردشگری ایجاد خواهد شد. تصور میکنید با این کار کمکی به گردشگری کشور بشود؟

مشخص نیست. زمانی مدیر کل تحقیقات جهانگردی بودم و با این مسائل تقریبا آشنا هستم. من معتقدم که وزارت خانه شدن میراث فرهنگی نه تنها کمکی به گردشگری نخواهد کرد بلکه به آن لطمه خواهد زد. من سالها پیش طرحی در این زمنیه نوشتم که وزارت خانه شدن میراث فرهنگی یعنی وارد شدن آن به برخی از بازی های سیاسی از جمله رای اعتماد گرفتن و از این قبیل مسائل. در زمانی سازمان میراث فرهنگی زیر نظر وزارت علوم بود و در آن کارهای تحقیقاتی و مرمت بناهای تاریخی صورت می‌گرفت ولی در حال حاضر گستردگی آن به بهبود وضعیت کمکی نکرده. شاید اگر صنایع دستی زیر نظر وزارت صنایع بود در حال حاضر حال و روز بهتری داشت. باز هم تاکید می‌کنم که مدیران ما آشنایی زیادی با این گونه مسائل ندارند و آموزش هم نمی‌بینند.

  آیا پژوهش نکردن و دست روی دست گذاشتن میتواند برخی از مناطق تاریخی ما را از بین ببرد؟

قطعا. خیلی از مناطقی که جزو آثار باستانی بودند به خاطر همین کم توجهی ها و ضعف پژوهش از بین رفته است. شاید مطرح کردن این سوال خالی از لطف نباشد که چرا وضعیت ارز در کشور ما چنین حال و روزی دارد؟ همه اینها به این خاطر است که مدیریت هایمان مبتنی بر تحقیق نیست. پژوهش باید اساس آموزش و دانش باشد ولی ما چنین چیزی نداریم. قصد خودزنی فرهنگی نداریم اما همه این ها واقعیتی است که نمی‌توان از آنها چشم پوشی کرد. در سازمان ها مدیر ناآنشا می‌گذاریم و بعد همان فرد تصمیم هایی می‌گیرد که از پشتوانه پژوهش بهره مند نیست و همین امر زیمنه ساز بحران در آینده می‌شود.  همین مسئله سدسازی را ببینید. قبل از ساختن سد باید تحقیق شود که آیا احداث آن می‌تواند در سی سال آینده مشکلاتی برای منطقه ایجاد کند؟ آیا به آثار باستانی در آن ناحیه لطمه می‌زند؟ و یا پرسش های دیگری که نادیده گرفته می‌شود و بعد بدون در نظر گرفتن آنها سد ساخته می‌شود و مشکلات زیادی برای کشور به وجود می‌آید در صورتی که اگر پژوهش وجود داشته باشد این مسائل رخ نمی‌دهد و در آخر باید بگویم که بسیاری از کشورها مسیر پژوهش و تحقیق را انتخاب کرده‌اند که توانستند امروز رشد قابل توجهی کنند.

نظرات شما