پتوی چینی یا جاجیم؟

روز گذشته در ادامه سلسله گزارش مصاحبه های جهان اقتصاد با هنرمندان صنایع دستی، به سراغ هنرمندان جاجیم رفتیم. بخش اول این گزارش به معرفی جاجیم و ریشه‌های تاریخی آن اختصاص داشت.  در این بخش علاوه بر دو هنرمند این رشته خانم بهزاد نسب و آقای اکبری به سراغ محمود رفوگر کارشناس فرش رفتیم تا به بررسی علت مهجور ماندن این هنر بپردازیم.

در ادامه گفت و گوی جهان اقتصاد با کارشناس و دو هنرمند این رشته را با هم می خوانیم.

*این طور که مشخص است، کالاهای صنایع دستی به کارهای کاربردی گرایش پیدا کرده است تا بتوانند خود را وارد سبد کالایی مردم ایران کنند. هنرمندان جاجیم برای تحقق چنین امری این کار را انجام داده اند؟

بهزاد نسب می گوید: « بله، صد در صد. به شخصه خود من با جاجیم لباس دوخته ام، در صورتی که در استان لرستان کسی که چنین کاری کرده باشد، نداریم. از جاجیم کفش  و به طور کلی هر چیزی که شما فکرش را بکنید تولید کردیم.»

اکبری هم چنین باوری دارد: « از جاجیم در کارهای کاربردی استفاده شده است. زمانی فقط از جاجیم به عنوان روانداز استفاده می شده اما امروزه در کیف و یا کالاهای دیگر هم استفاده می شود.»

*شما چه پیشنهادی برای فرهنگ سازی در میان مردم دارید؟

بهزاد نسب با قاطعیت می گوید: «حمایت مالی، من و بقیه بافنده ها اگر از  پشتوانه مالی خوبی برخوردار باشیم، می توانیم کارهای بهتری انجام دهیم. یقینا قیمت بسیاری از کالاها با پشتوانه مالی ارزان تر می شود.»

اکبری اما نظر متفاوتی دارد: « مردم جاجیم را کم می خرند، زمانی در روستا به جای پتوهای چینی از جاجیم استفاده می کردند اما از وقتی که کالاهای چینی وارد ایران شد با توجه به قیمت ارزان آن باعث شد تا جاجیم رو به افول برود. یک قیمت پتوی چینی ۶۰ الی ۷۰ هزار تومان است اما اگر کسی بخواهد همان اندازه پتوی جاجیمی را خریداری کند باید حدود ۴۰۰ هزار تومان پول بابت آن بپردازند. زیرا در ایران بسیاری از مردم متوجه زحمت و ارزش آن نمی شوند. اما خوشبختانه باید گفت که مردم خارج از کشور کالاهای این چنینی را خوب می شناسند با اینکه محل تولید آن ایران است. صادرات این کالا چون باعث اشتغالزایی در ایران می شود خود به خود سبب فرهنگسازی هم می شود. به نظرم یکی از راهها این است که ابعاد کارهای جاجیمی کوچکتر شود تا قیمتش پایین تر در بیاید. دوم اینکه این فرهنگ میان مردم جا بیفتد که به عنوان مثال یک پتوی از جنس جاجیم می تواند ده سال برای خریدار کار کند اما یک پتوی چینی یک سال هم دوام نمی آورد.»

*تحقیقات نشان می دهد که مردم برخی از استان های ایران به کالاهای بومی خود بسیار متعصب هستند.به عنوان مثال مردم کرمان روی پته بسیار تعصب دارند و اعتقاد دارند که حتما باید یک پته هر چند کوچک در جهاز دخترشان باشد. آیا چنین تعصبی در میان مردمی که جاجیم کالای بومی آن هاست است وجود دارد؟

بهزاد نسب می گوید: «در کردستان رختخواب پیچ جاجیمی استفاده می شود، اما استفاده آن در آن شهرها به همان شکل که در سی سال گذشته بوده هم اکنون هم به همان شکل است و تغییری نکرده است. در حالی که در استان مرکزی ما به عروس خانومها پیشنهاد می کنیم که در سرویس اتاق خوابشان از جاجیم استفاده کنند اما در لرستان هنوز هم به عنوان کرسی و روتختی استفاده می شود.»

اکبری می گوید: «در خلخال کسانی که وضعشان مناسب است یا مردمی که اصالتا خلخالی هستند و در شهرهای دیگر زندگی می کنند و از وضعیت مالی خوبی برخوردار هستند از جاجیم در خانه هایشان استفاده می کنند. چون آنها می دانند برای تولید این هنر چه زحمتی کشیده شده است. »

*به نظر شما می تواند این کالا یک کالای صادراتی باشد؟

بهزاد نسب: «عرض کردم که در ایتالیا نمایشگاهی بود و با به توجه بازخوردهای آن نمایشگاه، به نظرم پتانسیل صادرات را دارد. مزیتهای آن این است که رنگ نمی دهد، چروک نمی شود و  با آب سرد راحت شسته می شود.»

اکبری می گوید: « من با توریست سر و کار نداشته ام اما این هنر با توجه به اینکه در آن فعالیت می کنم به نظرم پتانسیل صادرات را دارد.»

*آیا استفاده از جاجیم  فواید پزشکی هم دارد؟

بهزاد نسب به نکته جالبی اشاره می کند: « یکی از توصیه هایی که اطبا سنتی می کنند این است که از پشم استفاده کنید، به علت آنکه رطوبت بدن را می گیرد و به همین دلیل برای بیماران رماتیسمی مناسب است.»

اکبری: « اگر از جنس پشم باشد می تواند حالت گرمایشی داشته باشد، برخی از مکان ها که مناطق گرمی است از جاجیم های پنبه ای استفاده می کنند تا بدن را خنک نگه دارد. مانند کوزه هایی که در قدیم در آن آب نگه داشته می شده است.»

یک کارشناس فرش :

 

محمود رفوگر کارشناس فرش در مورد این اثر هنری چنین می‌گوید : «جاجیم نماد بارقه های تمدن بشری است، یعنی از همان زمانی که بشر به دستبافته ها دست یافت، جاجیم جزوی از آن بافته ها بوده است. ما چند نوع جاجیم داریم. جاجیم های ساده و سوزنی.

جاجیم های سوزنی جزو جاجیم های تکنیکی هستند، یعنی برای ساخت این جاجیم ها حداقل از ۲ یا ۴ کوجی استفاده می شود. دارهای جاجیم افقی است و جزو دستبافته های ریلی محسوب می شوند. اندازه ریلها از ۲۱ سانتی متر تا ۲۸ سانتی متر است. یعنی حدودا یک چارک. جاجیم برای خودش استاندار خاصی دارد و از ۷ تخته تشکیل می شود. مربعی است و عرض و طول جاجیم همیشه یکسان بوده است. جاجیم جزو دستبافته های تزیینی بوده و جزو رواندازها محسوب می شده است. در زمان قدیم کسانی که از وضع مالی خوبی برخوردار و یا خان بودند از جاجیم استفاده می کردند. الیاف جاجیم متفاوت از الیاف فرش دستبافت است. وقتی دسته بندی الیاف شروع می شود ما با هر نخی نمی توانیم جاجیم را ببافیم. جاجیم یک واژه ترکی به نام جی جیم و یا سئچیم است و صفر تا صد این کار در ایران تولید می شود. متاسفانه از جمله دستبافته هایی است که رو به منسوخ شدن است. گلیم این چنین نیست و یکی از علل کم بودن هنرمند در جاجیم، تخصصی بودن آن است. هر کسی نمی تواند این کار را انجام دهد. به نظر من اصالت این هنر برای شاهسوند است و دستبافته های تزیینی زیبا از آنجا ریشه دارد. یکی از علت های دیگر آن کاربردی نبودن آن است البته بسیاری از آن استقبال می کنند اما عرض کردم که تعداد بافنده های این هنربه حد کافی نیست. به نظر بنده دستبافته های عشایری ما از ترکیه و آذربایجان عقب افتاده است. تمام دستبافته های عشایری ما می تواند جزو کالاهایی باشند که جایگزین دیگر کالاها می شوند و به راحتی می توان به صادرات آن چشم دوخت و چون یکی از صنایع اصیل کشور ماست می توان روی آن مانور داد و بسیاری از تاجرهایی که من با آن ها صحبت کرده ام با من هم عقیده اند. در بحث اینکه می تواند اشتغالزایی صورت بگیرد یا خیر به نظر من مشکل این است که به اندازه کافی نیرو برای آموزش نداریم. یکی از حسن های جاجیم این است که مواد اولیه آن از پشم است و کاربرد آن به عنوان یک روانداز است. به علت اینکه می تواند حفظ دما بکند، یک صرفه جوی انرژی هم است.

در این دو سلسله گزارش مصاحبه متوجه علل های متفاوت شناخته نشدن این رشته در میان مردم شدیم.

در میان دو هنرمند و کارشناس علاوه بر دیدگاه های مشترک، تفاوت هایی هم مشاهده شد که نیازمند بررسی‌های بیشتر توسط کارشناسان این رشته است. یک مشکل مهم دیگر نبود تاریخ و شناسنامه دقیق  از این رشته صنایع دستی است حتی، روشن نیست که این اثر هنری در اصل به کدام استان ایران تعلق دارد. امیدواریم این گزارش توانسته باشد کمک اندکی به این هنر زیبا و پرزحمت کرده باشد.

نظرات شما

×

Comments are closed.