«پته» جواهر ناشناخته کرمان

علیرضا امامی فرد-نقش و نگارهای دست‌ساز ایرانی کم نیستند. هر گوشه‌ای از این آب و خاک، سرزمین رنگ رنگ خیال مردمانش است. روی قالی‌ها و پارچه‌ها و گلیم‌ها و جاجیم‌ها… «پته» هم یکی از همین دست ساخته‌های رنگ رنگ است. به رنگ خیال مردمان کرمان. «پته» اما کمتر شناخته شده و قدر دیده است. پته ای که هم با قلی فرق دارد، هم با جاجیم، پته یک هنر منحصر به فرد است که مانند ندارد. سوالهای متعددی در رابطه با پته وجود دارد. مشکلات اصلی پته چیست؟ چرا از برخی هنرهای دستی عقب مانده است؟ و بسیاری از سوالهای این چنینی که در ادامه به آنها پاسخ داده می شود. اما بهتر آن است که  قبل از هر چیز سراغ اصل مطلب برویم و آن هم پاسخ به این سوال است که اصلا پته چیست؟

شاید این اسم برای همه آشنا باشد و آشنایی این اسم با شنیدن ضرب المثل پته فلانی را روی آب ریختم حاصل شده باشد ولی شناختن افراد فقط به همین ختم شود و اصلا ندادند آن پته که همه می خواهند برای دیگران را روی آب بریزند چیست؟

پته یک جنس کاملا ایرانی است. شایدسالهای قبل این جنس کاملا ایرانی نبود، اما اکنون می توانیم بگوییم که این جنس کاملا ایرانی است.

پته را می توان یک کالای اصیل ایرانی معرفی کرد که سابقه ای حدود ۳۰۰ الی ۴۰۰ ساله دارد و سوغات شهر کویری کرمان است.

گزارش حاضر حاصل مصاحبه با چندتن از تولیدکنندگان، مغازه دارها و  هنرمندانی است که سالهایی از عمرشان را برای حفظ این کالای ایرانی گذاشته اند و با وجود مشکلات فراوان عقب نشینی نکرده اند. خانم افسانه صیادی که خود از تولیدکنندگان پته هستند، آقای دوماری که بازاریاب شرکت تعاونی پته آرتا هستند و آقای مهدی سلیمان زاده که از مغازه داران پته فروشی در یکی از شهرهای کرمان هستند. در انتها متوجه میشویم که پته ی ایرانی می تواند پته کالای چینی را روی آب بریزد.

در ادامه می‌توانید این پرسش و پاسخ‌ها را مطالعه کنید.

صیادی در پاسخ به این سوال که پته چگونه تولید می شود، گفت : «بهتر است بگوییم که این هنر ابتدا با کمک هندی ها ساخته میشد اما باید به خود ببالیم که در حال حاضر این هنر صد در صد بومی است. پته شامل شال و نخ است که سالهای دور شالش از کشمیر هند می آمد و نخش هم نخ گلابتون بود که آن هم از هند وارد می شد. شال کشمیر یک پارچه نازک و ظریف بود که طرح را روی آن پیاده می کردیمو با نخ گلابتون آن را می دوختیم ولی در حال حاضر شال و نخ هر دو از جنس پشم هست و دیگر نیازی نیست ان را وراد کنیم و در همین جا تولید می شود.»

وقتی از او در مورد این که چرا دیگر مواد اولیه وارد نمی‌شود سوال کردم، گفت : «به خاطر اینکه گران است و با توجه به اینکه خود پته هم قیمت ارزانی ندارد اصلا نمی صرفد.»

از محمد دوماری در مورد بالا بودن قیمت پته می پرسم و این که آیا می‌شود‌ مانند ترمه که قبل ها گران بود نمی توان کاری کرد که پته هم ارزان شود؟

دوماری در پاسخ می‌گوید : «پته صد در صد کار دست هست و اصلا از صنعت ماشین استفاده نمی شود ولی در حال حاضر ترمه با دستگاه های ماشینی تولید می شود. ترمه هم اگر اکنون با دست بافته می شد با چنین قیمتی در بازار نبود.»

افسانه صیادی هم به این پاسخ اضافه می کند : «این نکته هم باید ذکر کنیم که برای جا انداختن ترمه در میان مردم ایران فرهنگ سازی شده و اکثر مردم هم اسم ترمه را شنیده اند و هم خود ترمه را دیده اند ولی متاسفانه در رابطه با شناساندن پته فرهنگ سازی که بتواند وارد زندگی مردم شود متاسفانه رخ نداده است. شما ببینید ترمه علاوه بر یزد ترمه در برخی شهرهای دیگر هم تولید می‌شود ولی پته را تقریبا می توان گفت که مخصوص شهر کرمان است و بسیار انگشت شمار می توان جایی را پیدا کرد که پته را تولید کنند.. می‌توان گفت مشهد و اصفهان شهر هایی هستند که حتی بیشتر از تهرانی با این کالا آشنایی بیشتری دارند.»

از صیادی می‌پرسم آیا اقدامی در رابطه با فرهنگ سازی صورت نگرفته است؟

پاسخ می‌دهد: «چرا، از وقتی که توانستیم وارد نمایشگاه های تهران شویم بسیار برای فرهنگ سازی این کالالی ایرانی مفید بوده است. می توان این را گفت که حداقل پنج شش سالی است مردم آشناتر از قبل شده اند ولی هنوز کافی نیست. »

از دوماری در مورد امکان تولید ماشینی پته مشابه ترمه می‌پرسم : با صراحت این امکان را رد می‌کند :  «به هیچ وجه چنین کاری ممکن نیست. اصالت پته به این است که با دست دوخته شود در ثانی شکل و روند تولید پته به شکلی هست که فقط می توان با دست تولید شود.»

به تولید برمی‌گردم و از صیادی در مورد روند تولید پته می‌پرسم. جواب می‌دهد :  «اولین مرحله بافتن شال است، شال میتواند رنگی باشد یا یا از رنگ اصلی که سفید است استفاده شود. مرحله بعد طراحی روی شال است، به این شکل که یک طرحی که آماده می کنیم را روی شال بافته شده پیاده می کنیم. مرحله سوم رنگ آمیزی است، به این شکل که در یک جای طرح باید مثلا رنگ آبی به کار رود و در جای دیگر رنگ قرمز و در مرحله چهارم که آخرین مرحله است دوخت آن انجام می‌شود. برای تولید یک طرح یک در یک از اولین مرحله تا آخرین مرحله حدود سه ماه طول میکشد، البته اگر کسی که در این کار حرفه ای باشد می تواند دو ماهه نیز این کار را انجام دهد.»

سه ماه برای یک اثر یک متر در یک متر زمان زیادی است. امری که احتمالا باعث کاهش سود تولید پته می‌شود همین مساله را از دوماری سوال می‌کنم :

در پاسخ می‌گوید: «دقیقا همین طور است. شما دقت کنید که در هر سانتی متر مربع بین ۶۰ تا ۱۰۰ سوزن می خورد، حالا خودتان یک سایز یک در یک را حساب کنید.»

صیادی اما بر مسئله دیگری هم دست می‌نهد و آن سهم بزرگ توزیع کنندگان از سود فروش پته است : «در این شرایط شما حساب کنید دستمزد یک دوزنده پته برای یک کار در زمان دوخت یک ماهه۳۰۰هزار تومان هست. واقعیت مطلب این است که سود اصلی را هنرمندان نمی برند.»

از دوماری می‌پرسم اگر قیمت پته پایین تر بیاید باعث می شود تا تولیدات بیشتر شود؟

پاسخ می‌دهد : «واقعا امکانش نیست که قیمت از این کمتر شود. همین الان هم با نازلترین قیمت فروش می رود. حتی اگر تولیدات بیشتر هم بشود باز امکان ارزان شدن نیست.»

سوال بعدی را از مهدی سلیمان زاده می‌پرسم که در کار فروش صنایع دستی است. سوالی مرتبط با حوزه کاری او : چه باید کرد تا فروش پته بیشتر شود :

پاسخ می‌دهد : «اولین راه به نظر فرهنگ سازی است و تولید کارهای مناسب برای همه سلیقه هاست. قبلها تولیدات پته به شکلی بود که فقط خانم های مسن آن را میپسندیدند، به عنوان مثال بیشتر رنگ های استفاده شده در آن تیره بودند، اما با تغییراتی که تولیدکننده ها و هنرمند ها روی ترکیب رنگ و طرحهای آن دادند باعث شده تا جوان ها هم علاقه مند به خریدن پته شوند . دومین راه به نظر می رسد که وارد شدن شرکت های تعاونی باشد. شرکت های تعاونی که به طور مستقیم با نمایشگاه ها در ارتباط هستند می توانند کمک بسیاری در شناساندن این هنر زیبا بکنند.»

از او که در کرمان به کار فروش پته اشتغال دارد در مورد دلایل محبوبیت پته می‌پرسم :

جواب می‌دهد : «بیشترین استفاده در کرمان به عنوان جهاز عروس استفاده می شود. در دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ طوری بود که بعد از ظهرها خانم های محل اعم از مادر ها و دخترها دور هم جمع می شدند و شروع به بافتن پته می کردند تا جهاز دخترشان کامل باشد. در این چند سال اخیر این اتفاق دوباره در حال انجام است. در کرمان دختر در جهیزیه خودش باید حتما پته داشته باشدف حتی شده یک تکه کوچک. در کرمان کلاس های آموزشی پته هم وجود دارد و در دوران تحصیل در مدرسه حتما در یک مقطع باید پته دوزی را دانش آموزانی کرمانی یاد بگیرند.»

صادرات یکی از مهم‌ترین راه‌های رونق صنایع دستی است. از دوماری در این مورد می‌پرسم که تمایل کشورهای کشورهای دیگر نسبت به خرید پته چگونه است؟ توریست ها علاقه ای به خرید این کالا نشان می دهند؟

می‌گوید : «بله، صد در صد. از طریق نمایشگاه ها و ایرانیان خارج از کشور کم و بیش آشنا هستند. ما خودمان بیشتر با کشورهای شمال اروپا، کار میکنیم. البته طی یک سال اخیر،در آن منطقه بیشتر پته را می پسندند. نه همه رنگ ها و طرح ها،بیشتر کارهای کاربردی میخواهند. ما الان به صورت محدود به سوئد و فنلاند،و انگلیس می‌فرستیم. همچنین ترکیه ،و آمریکا هم این نمونه صنایع دستی را می پسندند. البته ما تنها در یک ایالت از طریق یکی از دوستان که فرش ایرانی ارائه میدهند ارسال کردیم و آن هم فقط یک بار، همچنین در کشورهای حاشیه خلیج فارس چند سفارش محدود داشتیم. همین عدم شناخت کافی به علت این است که تیم های بازاریابی برای شناساندن این کالا وجود ندارد وگرنه آن ها بسیار علاقه مند هستند.»

سلیمان زاده در همین مورد می‌گوید : «به عنوان مثال وقتی توریست ها به کرمان می آیند بسیار از دیدن پته شگفت زده می شوند. اگر همه مسولین دست به دست هم بدهند می توان کرمان را به یک کارگاه تولید پته تبدیل کرد و برای بسیاری از جوانهای بیکار کرمان و یا حتی شهرهای دیگر اشتغالزایی کرد.»

در نهایت سوال می‌کنم که آیا آثار کاربردی محبوبیت بیشتری دارند، چیزی که آن ها تصدیق می‌کنند.

دوماری می‌گوید :« بله.از زیر لیوانی گرفته تا زیر بشقاب انواع رومیزی عسلی،میز نهارخوری،مسایل تزیینی مثل انگشتر،گردنبند. انواع تابلو.»

صیادی هم می‌گوید : « ساعت،  آیه های قرآنی و کوسن..جانمازی و رومیزی…ولی پته دوزها الان سعی میکنند کارها بیشتر تزیینی باشد تا کاربردی، چون بیشتر برای آن‌ها  صرفه دارد.»

مرور این صحبت‌های کوتاه با تولید کنندگان و فروشندگان پته به خوبی نشان می‌دهد که این سوغات چشم نواز کرمان می‌تواند محصولی ارزشمند باشد. محصولی که ضمن ایجاد اشتغال برای بسیاری از جوانان فرصت خوبی در اختیار کارآفرینان، سرمایه‌گذاران و بازرگانان ایرانی فراهم می‌آورد که سود اقتصادی خوبی را از رهگذر صادرات یکی از صنایع دستی این سرزمین کهن به دست آورند و خانه‌های بسیاری را در سراسر جهان به رنگ جواهر ناشناخته کرمان بیارایند.

 

 

نظرات شما

×

Comments are closed.